lockdown

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. By day, Tripoli is effectively in a security lockdown and there are no outright signs of protest or dissent.
[ترجمه ترگمان]تا امروز، طرابلس به طور موثر در یک قفل امنیتی قرار دارد و هیچ نشانه ای از اعتراض یا مخالفت وجود ندارد
[ترجمه گوگل]روزی، طرابلس به طور موثری در قفل امنیتی قرار دارد و هیچ نشانه ای از اعتراض و مخالفت وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Okinawan businesses are feeling the pinch from the lockdown, which will be reviewed next week.
[ترجمه ترگمان]تجارت های Okinawan فشار را از قفل کردن قفل شونده احساس می کنند که هفته آینده مورد بررسی قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]کسب و کارهای اوکیناوا احساس خجالت از قفل، که هفته آینده بررسی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Lockdown is all about the technology inside prisons, from weapons to hacks, contraband to cooking, and everything in between.
[ترجمه ترگمان]lockdown در مورد تکنولوژی درون زندان ها، از سلاح گرفته تا هک ها، قاچاق مواد غیر مجاز برای پخت وپز و هر چیزی که بین آن ها وجود دارد، است
[ترجمه گوگل]Lockdown همه چیز در مورد تکنولوژی در داخل زندانها، از سلاح به هک ها، قاچاق مواد مخدر به آشپزی و همه چیز در میان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On the first screen of the IIS Security Lockdown Wizard, click Next.
[ترجمه ترگمان]در صفحه اول of Security IIS Wizard، Next را کلیک نمایید
[ترجمه گوگل]در صفحه اول IIS Security Lockdown Wizard روی Next کلیک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Prisoners have been placed on lockdown to prevent further violence at the jail.
[ترجمه ترگمان]زندانیان برای جلوگیری از خشونت های بیشتر در زندان به کار رفته اند
[ترجمه گوگل]زندانیان برای جلوگیری از خشونت بیشتر در زندان محصور شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The lockdown straps located on the top of the forefoot and medial ankle regions secure the foot snugly.
[ترجمه ترگمان]تسمه قفل شونده در بالای قوزک پا و مناطق میانی قوزک پا را به راحتی ایمن می سازد
[ترجمه گوگل]تسمه قفل شده در بالای قسمتهای مچ پا و مچ پا قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The campus was placed on lockdown shortly after the shootings were reported, and Monday's classes were canceled.
[ترجمه ترگمان]پس از آن که این تیراندازی ها گزارش شدند، این محوطه به مدت کوتاهی پس از گزارش تیراندازی ها متوقف شد و کلاس های دوشنبه لغو شد
[ترجمه گوگل]محوطه دانشگاه مدت کوتاهی پس از تیراندازی گزارش شد و کلاس های دوشنبه لغو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In the experiment, the chitons went into lockdown mode when shown the black disk, but the animals remained at ease when the screen dimmed.
[ترجمه ترگمان]در این آزمایش، هنگامی که صفحه سیاه را نشان داد، chitons به حالت قفل تبدیل شد، اما وقتی صفحه تار شد، حیوانات به راحتی کنار رفتند
[ترجمه گوگل]در آزمایش، زمانی که دیسک سیاه رنگ نشان داده شد، کیتون ها به حالت قفل رفتند، اما هنگامی که روی صفحه نمایش می شد، حیوانات باقی می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Today on Lockdown, we're talking phones in jail.
[ترجمه ترگمان]امروز در lockdown، ما در زندان صحبت می کنیم
[ترجمه گوگل]امروز در Lockdown، ما در حال صحبت کردن با تلفن در زندان هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Throw in the the lockdown of Beijing caused by the Olympics and it is little surprise that inbound visitor numbers suffered a summer of decline.
[ترجمه ترگمان]دور انداختن the پکن توسط المپیک و تعجب بسیار کمی است که تعداد افراد وارد کننده به تابستان کاهش پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]در نهایت توقف بازی های المپیک پکن باعث می شود که تعداد بازدید کنندگان ورودی به تابستان کاهش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. As for lockdown or surveillance technologies, forget it.
[ترجمه ترگمان]در مورد قفل شونده یا فن آوری های تجسس، آن را فراموش کنید
[ترجمه گوگل]با توجه به فن آوری های قفل گذاری یا نظارت، آنرا فراموش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The base went into lockdown for several hours amid fears that other shooters were involved.
[ترجمه ترگمان]پایگاه مدت چندین ساعت در میان ترس و وحشت وارد اتاق شد که دیگر shooters درگیر بودند
[ترجمه گوگل]این بنیاد برای چند ساعت در میان ترس هایی که دیگران درگیر آن بودند، به مدت چند ساعت بستری شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In addition, a new client policy lockdown feature lets you specify which policy settings your users can modify.
[ترجمه ترگمان]به علاوه، یک ویژگی جدید سیاست مشتری به شما اجازه می دهد مشخص کنید که کدام تنظیمات سیاستگذاری را می توانید اصلاح کنید
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، یک ویژگی قفل کردن سیاست جدید مشتری به شما اجازه می دهد که مشخص کنید کدام گزینه های خطمشی که کاربران شما می توانند تغییر دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Nearby apartments were being evacuated and Binghamton High School is on lockdown, it said.
[ترجمه ترگمان]اداره امنیت ملی گفت که آپارتمان های اطراف هم تخلیه شده اند و مدرسه عالی Binghamton قفل شده است
[ترجمه گوگل]گفت که آپارتمان های نزدیک تخلیه شده اند و دبیرستان Binghamton در حال تعطیل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• situation in which prisoners are confined to their cells (in an attempt to restore order after a riot or disturbance)

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. By day, Tripoli is effectively in a security lockdown and there are no outright signs of protest ...انگلیسی به انگلیسیsituation in which prisoners are confined to their cells ( in an attempt to restore order after a rio ...
معنی lockdown، مفهوم lockdown، تعریف lockdown، معرفی lockdown، lockdown چیست، lockdown یعنی چی، lockdown یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: locke
اشتباه تایپی: مخزنیخصد
آوا: /لککدون/
عکس lockdown : در گوگل

پیشنهاد کاربران

to restrict the functionality of a system
to arrange or secure ( sth ) so that it does not change or can't be undone
lock down در استرالیا و انگلیس به این معنی است: یهویی ریختن و قل وقم کردن/ بازرسی یهویی. بخصوص در محیط زندان و یا موقعیت های مشابه که مامورهای زندان برای بازرسی یهو میریزن و همه چیه زندانی ها رو میگردن. و در کل به این کار در زندان و موقعیت های مشابه ramp گفته میشه. مثال:
I have to authorise a ramp so call the dog squad over here. in this situation we are going to lock down the prisoners.

کنترل آمد و شد
دستور منع برقراری ارتباط با فضای خارج، قرنطینه
ایزوله
قرق کردن
باز جویی
سرکشی وبازرسی از محیط های قرنطینه
حکومت نظامی
قرنطینه
Quarantine
منع آمد و شد، قرنطینه، حکومت نظامی و ایزوله هرکدام را با توجه به جایگاه lockdown در جملات می توان به کار برد، اما بهترین معنای آن برای این روزهای کرونائی، خودقرنطینگی می باشد!
حبس خانگی
غار تنهایی
قرنطینه
قرنطینه کردن و قرق کردن
منع عبور رو مرور
تعطیلی حبس خانگی قرنطینه حکومت نظامی
در بیمارستان در شرایط بحران اولین قدم lockdown است به همان معنی کنترل آمد و شد یا کنترل ورود و خروج
ایزوله کردن
قرنطینه خانگی
حبس کردن در سلول انفرادی، قرنطینه
زندانی
مقررات منع رفت و آمد
چیلانش ( چیلان به معنای قفل )
معنای دقیق این واژه "منع آمد و شد" است و معادل انگلیسی قرنطینه همان "quarantine" است، اما به دلیل انتخاب منظور اصلی و ساده گزینی در ترجمه همان قرنطینه لحاظ میگردد
lock down
شهربَندان
هام چیلانش ( به معنای بستن و قرق کردن سراسری چیلان به معنای قفل می باشد و معادل lock ) ، فرو چیلانش
بندآوری ، بندآوری جابجایی ، بندآوری رفت وآمد ، بندآوری آمدوشد

شهربندان
تعطیلی سراسری
منع عبور و مرور
منع رفت و آمد
خانه مانی ، تعطیلی شهری
قزنطینه
شهربندی ، شهر بندآوری

قرنطینه شهری


درحوزه ی سیاست به معنای حکومت نظامی
گُذَرمَنعی/گذرمنعِش

فعل = گُذرمنعیدن

قرنطینه عمومی , منع رفت و آمد

# The infected town is still under lockdown
# The city went into lockdown for several days
چرا قصه تعریف میکنین آقای پ منصوری اونم به غلط
یکی از معنی های این اسم اینه وقتی یهو دعوا بشه تو زندان برای عدم شورش زندانیان درها قفل میشن که بهش میگن lockdown
تعطیلی_قرنطینه
قرنطینه_تعطیلی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما