پیشنهادهای آرش ایرانپور (١,٧٩٧)
یکی از قالب های زبان تازی است.
در پارسی میانه: بَختاری
در پارسی میانه: داشتاری
در پارسی میانه: آسَمیتن در پارسی نو: سَهمیدن
در پارسی میانه: اَپَرزین
در پارسی میانه اَپَرزین به معنی مرکز فرماندهی شاه در میدان جنگ است.
در پارسی میانه: چیگون
در پارسی میانه: بَگدیسپانی
گسست
ترویژ تر ( برتر ) ویژ ( ویژگی )
دمان
وردیدن/وشتن
وشت
نیزومان در پارسی میانه به معنی دقیق بوده است.
در پارسی میانه: نیزومان
بند باریک
تهدید کردن
در پارسی میانه: اَپیسوت کاری
در پارسی میانه: اَپیسوت
در پارسی میانه: متر
در پارسی میانه: پَشینیتن در پارسی نو: پَشیدن
محکم کردن
خویشی
شال لکی
پِست در پارسی میانه به معنی آرد تفته است.
در پارسی میانه: پِست
در پارسی میانه: وِشومند
کَتَسپِس نام یکی از روستا های پیرامون شیراز بود که امروز بخش از خود شهر شیراز شده و نام جعلی مهدی آباد بر آن گذاشته اند. کتسپس = کت ( خانه ) اَسپِست ...
کَتَسپِس نام یکی از روستا های پیرامون شیراز بود که امروز بخش از خود شهر شیراز شده و نام جعلی مهدی آباد بر آن گذاشته اند. کتسپس = کت ( خانه ) اَسپِست ...
مِهپور: پسر بزرگ
ستاک
در زبان پارتی: پَواگ
پَواژیدن در زبان پارتی به معنی پاک کردن است.
در پارتی: پَتّاویدن
در پارسی باستان: پَوَستا
در پارسی باستان و اوستایی: خشپ
در اوستایی: هپته در پارتی: هفت در پارسی میانه: هفت
در اوستایی: پنچه در پارتی: پنجه در پارسی میانه: پنج
در پارتی: امواشتن
دلشاد نامی دخترانه است که برخی به نادرستی برای فرزند پسرشان هم برگزیده اند.
دلشاده نامی جعلی است، در زبان های ایرانی با افزودن ه به آخر واژه نمی توان نام مونث ( مانند زبان تازی ) ساخت.
این نام جعلی است، در زبان های ایرانی با افزودن ه به آخر واژه نمی توان نام مونث ( مانند زبان تازی ) ساخت.
در پارسی ۸ واژه کل داریم: ۱ - کَل ( Kal ) : بز کوهی نر ۲ - کَل ( kal ) : شکاف بزرگ دیوار قلعه ۳ - کَل ( Kal ) : کوتاه شده واژه کچل ۴ - کَل ( Kal ) : ...
ما شیرازی ها به رقیق میگیم رو ( Row ) که از کارواژه رَویدن میاد و با واژه روان ( به چم جاری ) هم ریشه است. به غلیظ هم میگیم مَشت ( Mašt ) که از کار ...
ما شیرازی ها به رقیق میگیم رو ( Row ) که از کارواژه رَویدن میاد و با واژه روان ( به چم جاری ) هم ریشه است. به غلیظ هم میگیم مَشت ( Mašt ) که از کار ...
ما شیرازی ها به رقیق میگیم رو ( Row ) که از کارواژه رَویدن میاد و با واژه روان ( به چم جاری ) هم ریشه است. به غلیظ هم میگیم مَشت ( Mašt ) که از کار ...
ما شیرازی ها به رقیق میگیم رو ( Row ) که از کارواژه رَویدن میاد و با واژه روان ( به چم جاری ) هم ریشه است. به غلیظ هم میگیم مَشت ( Mašt ) که از کار ...
در پارسی میانه: کَشکَنچیر رزم افزار سنگین بزرگ تر از منجنیک برای پرتابیدن سنگ در انگلیسی: Trebuchet