پیشنهادهای امیر جباری (٣٨٤)
کم شدنِ رو
فراموش کردن
فعلِ to move on به معنی "پیشرفت کردن" نیز است.
زیر پا گذاشتنِ. . .
معطل کردن ( کسی )
این کلمه وقتی به تنهایی خطاب به طرف مقابل مورد استفاده قرار میگیرد، به معنای "آرام باش!، مشکلی نیست!، سخت نگیر!" است.
بستن نطفه
آخ جون!
جایزه
خریدن
پیغام
قدردانی کردن
❌املای صحیح این لغت، bargain است.
این اسم خاص مذکر است و ریشه فرانسوی "roi" [به معنی پادشاه] داره، اما کلمه viceroy در انگلیسی به معنای نایب السلطنه ( یا جانشین شاه ) است.
طرد کردن
کسی را به راه انداختن/ روانه کردن/ سریع تر فرستادن
اندیشه ها
قراردادها
The nerves به معنای رشته های عصبی می باشد.
برنامه ریز
شِمّه
کاملاً متناسب
اخلاق
پوچ و بی ارزش
حماقت
ثابت کردن
کوچک شمردن
یورش بردن در طولِ
خالی از هیجان
املای صحیح این کلمه inadvertent است که به معنی غیر عمدی، سهو است.
منتقد اجراهای نمایشی مثل تئاتر
طرح شده ( مثل نقشه )
مو به مو مرور کردن یک نقشه یا چیزی شبیه به آن
شور
دروغ گفتن
خیلی خوش گذشتن
حرکت دادن سریع بازوها
وقت گذراندن
تجاوز
با واقعیت روبرو شو!
مشکل اصلی
آدم خفن و کار درست
ارائه
تشکر و قدردانی غیر مالی
جوجه گیری کردن
کسی که نسبت به درد و لذت بی تفاوت باشد.
واقع نمایانه
"چیزی اساسی و ضروری" مثلاً: Good customer service is the bread and butter of any successful business. ( خدمات مشتری خوب برای هر کسب وکار موفقی ض ...
چهره