پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٣٧)
پردازشگر پرشتاب ( الهام گرفته از آذر، آتش )
زَروان_ واژه اوستایی_ ( Zurvan ) ایزد زمان بیکران ایزد زمان
وایو _واژه اوستایی_ ( Vayu ) ایزد هوا و فضا ایزد هوا
رَشْن _ واژه اوستایی_ ( Rashnu ) ایزد داوری و عدالت ایزد دادگر، قاضی
سَرْئِش_ واژه اوستایی_ ( Sraosha ) ایزد فرمانبرداری و گوش دادن به ندای وجدان ایزد وجدان، فرمانبر
وَرِثْرَغْنَه_ واژه اوستایی - ( Verethragna ) ایزد پیروزی و جنگ ایزد پیروزی، بهرام
اَناهیتا - واژه اوستایی_ ( Anahita ) ایزدبانوی آب ها و باروری ناهید، ایزدبانوی آب
تْشْتر - واژه اوستایی - ( Tishtrya ) ایزد باران و ستارهٔ شباهنگ ( شعرای یمانی ) ایزد باران، ستارهٔ تابان
هونِئِت_ واژه اوستایی_ ( Hunet ) خوب کردار، نیک کردار، خوش رفتار
هودئِنگ - واژه اوستایی - ( Hudeng ) خوب دین نیک کیش، خوش عقیده
مَزْدَئِسْن - واژه اوستایی_ ( Mazda ) خرد بزرگ، خدای بزرگ ( اهورامزدا ) اهورامزدا، خدای بزرگ
هوپتی_ واژه اوستایی_ ( Hupati ) خوب گفتار خوش صحبت، نیک گفتار
زَئِوَچ _ واژه اوستایی_ ( Zaevat ) زندگان، زیست کنندگان زندگان، موجودات زنده
یَئْکِه - واژه اوستایی - ( Yake ) تنها، یکتا یکتا، یگانه، تنها
اَنْغْر - واژه اوستایی_ ( Angra ) ویرانگر، بدکنش ( در ترکیب "انغره مینیو" = روح بد ) ویرانگر، تباه کننده
سْپِنْتَ_ واژه اوستایی_ ( Spenta ) مقدس، افزاینده و زاینده ( برای نیروهای نیک ) مقدس، زاینده، پاک
رَستَه اوستایی ( Rasta ) راه راست، مسیر درست راه راست، طریق حق
ارتَه - واژه پارسی باستان_ ( Arta ) همان "اشه"؛ راستی و درستی راستی، حقیقت
دَئِیو_ واژه پارسی باستان_ ( Daiva ) خدای دروغین ( در کتیبه های هخامنشی برای اشاره به خدایان بیگانه ) خدای باطل، بت ( ( دیو ) )
فَرْنَه_ واژه پارسی باستان_ ( Farnah ) شکوه و جلال ایزدی، موهبت الهی که به پادشاهان داده می شد فرّه، شکوه، اقبال
بَغ _واژه پارسی باستان_ ( Baga ) خدا، بخشنده، خداوند خدا، ایزد، بخشاینده
گَئِث_ واژه اوستایی_ ( Gaetha ) جهان مادی، جهان آفرینش، هستی جهان، گیتی، هستی
چیثْر ( واژه اوستایی ) ( Chithra ) نور درون، فرّه ایزدی، شکوه ذاتی فره، شکوه، جلال درون
مَیْنیو _ واژه اوستایی_ ( Mainyu ) روح، نیروی روان و اندیشه روح، روان، نیروی درون
دْروَند ( واژه اوستایی ) دروغگو، نیروی اهریمنی و آشوبگر دروغگو، اهریمنی، پلید
اَمرَتات ( واژه اوستایی ) ( Ameretāt ) جاودانگی و بی مرگی ( امشاسپند گیاهان و رویش ) جاودانگی، بی مرگی، رویش
هَئُورْوَتات ( واژه اوستایی ) ( Haurvatāt ) کمال و رسایی ( امشاسپند سلامتی و تندرستی ) کمال، تندرستی، رسایی.
آرَمَئیتی ( واژه اوستایی ) ( Ārmaiti ) فروتنی و ایمان مقدس ( امشاسپند زنانه، نماد زمین ) فروتنی، ایمان، زمین
خْشَثْر ( واژه اوستایی ) ( Xshathra ) قدرت مطلقه، شهریاری آرمانی ( امشاسپند توانایی و قدرت ) قدرت، فرمانروایی، پادشاهی
وَهومَنَه ( Vohu Manah ) منش نیک، خرد نیک ( یکی از امشاسپندان ) اندیشهٔ نیک، نیت پاک
حقیقت جهانی، راستی و نظم کیهانی ( مهم ترین مفهوم در آیین زرتشت ) راستی، حقیقت، نظم ( اشه ) Arta
حقیقت جهانی، راستی و نظم کیهانی ( مهم ترین مفهوم در آیین زرتشت ) راستی، حقیقت، نظم اَرتَه ، ( Arta )
صحنه ها یا تصاویری که در خواب دیده می شوند، رویا، صحنهٔ خواب
که ( کوه ) کُهن ( قدیمی ) بسیار کهن و استوار مانند کوههای دیرینه دیرینه، باستانی، اصیل
( روبیدن ) کسی یا چیزی که غم را می زداید، غم زدا، شادی آور
نور پاش، منبع نور؛ کسی یا چیزی که روشنی می پراکند نورافشان، روشنی بخش
مکان مناسب برای گشت و گذار و تفریح گردشگاه، تفریح گاه
( زشت کام ) کسی که تمایلات ناپسند دارد، بدکام، پلیدخو
( جان آوا ) صدایی که روح را تازه می کند؛ موسیقی دلنشین نوای روح افزا، ملودی جانانه
( راز پاره ) قطعه ای از یک راز بزرگ؛ معمای حل نشده معما، پازل، رمز
( خِرَد بوم ) قلمرو دانش، سرزمین خرد دانش کده، عالم معنا
( زشت نما ) چیزی که ظاهری فریبنده اما باطنی ناخوشایند دارد. فریب نما، ظاهرساز
نتیجه و برآیند یک فرآیند یا عمل. نتیجه، فرآورده، برآیند، محصول، بازده و ثمر
کار یا موقعیتی دشوار که نیاز به تلاش جدی دارد. مشکل دشوار، مسابقه، هماوردی
جوابی که به یک پرسش یا عمل داده می شود. جواب، واکنش، رد یا قبول هر چیز
پاسخی که به یک پرسش یا عمل داده می شود. پاسخ، واکنش، رد یا قبول چیزی یا مطلبی
جلال ، عظمت؛ بزرگی پرزرق و برق. شکوهو عظمت، بزرگی، ابهت
شجاعت و بی باکی برای انجام کاری ریسک پذیر. شهامت، بی باکی، دلیری، گستاخی
بدون تغییر، پایدار و استوار. پایدار، استوار، تغییرناپذیر، همیشگی
افترا، نسبت ناروا، نسبت دادن نادرست و عمدی یک عمل بد به کسی، تهمت