نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that and the other: چیزها/افراد مختلف فلان و بهمان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get this: این را داشته باش!�این را گوش کن!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang onto your hat: حاضر باش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop around: سر زدن به خانه کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a note: فرستادن نامه یا پیام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop one a note: فرستادن پیام یا نامه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bright lights: هیجانات یا جذابیت های زندگی در شهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kombucha: کامبوجا یک نوشیدنی تخمیر شده، کمی ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leashed: کسی که کاملاً تابع دیگران است ( معم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dog on: حمله وحشیانه به شخصی به شکلی که گرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up your ass: تو کونت ( وقتی از ما درباره جای چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up your ass: تو کونت ( وقتی از ما درباره جای چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumb up your ass: انجام ندادن کاری که باید انجام دهید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bug up your ass: عصبانی شدن در مورد چیزی که پیش پا ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barbie up your ass: هر اقدام رادیکالی که برای بیان مخال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
head up your ass: 1. حالت کاملاً غافل از اطرافیان 2. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high up your ass: اصطلاحی است برای تعریف فردی که خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
claim responsibility: مسئولیت ( چیزی ) را برعهده گرفتن�مس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escort agency: دلال خانه شرکت هماهنگ کننده جنده شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call girl: روسپی که ممکن است از طریق تلفن با ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outcall: بازدید از خانه مشتری توسط یک متخصص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incall: ملاقات مشتری با روسپی در خانه زنه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
think of something: چیزی را به خاطر آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
think of something: چیزی را به خاطر آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live high off on the hog: بر وفق مراد بودن زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live hand to mouth: با درآمد بخور و نمیر زندگی کردن�با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep to a budget: پایبند بودن به برنامه ریزی هزینه ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk through one's ass: مزخرف گرفتن�چرت گفتن، پرت وپلا گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay the money back installment: پول را به صورت اقساطی پرداخت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spend on: خرج کردن سپری کردن صرف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whoop ass: کتک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone whoop ass: کسی را کتک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody whoop ass: کسی را کتک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one's whoop ass: کسی را کتک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give whoop ass: کسی را کتک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heartworm: ملکه قلب خوره قلب چیزی که مدام دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
heartworm: ملکه قلب خوره قلب چیزی که مدام دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snack machine: ماشینی که به طور خودکار کالاهای مصر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piece of ass: رابطه جنسی آدم جذاب ( به ویژه زن )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass time: زمان کاری که فرد در جایی ثبت می کند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust behind the back: در شرایطی مشغول به کار بودن که هیچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
b3: Big Booty�Becky Ball� Busting� Bit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
b cube: big boobs, a big butt and a big bel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow in somebody's footsteps: به پیروی از کسی کاری انجام دادن پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
follow in someones footsteps: به پیروی از کسی کاری انجام دادن پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a go at somebody: ( کسی را ) دعوا کردن کسی را به باد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back onto: پشت به چیزی بودن مثلا ساختمان و. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tie off: گره گذاشتن در پایان چیزی; بستن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shootout: ضربه آزاد ضربه پنالتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hat off to someone: به احترام کسی کلاه از سر برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hat off to somebody: به احترام کسی کلاه از سر برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
director of studies: یک معلم در یک دانشگاه یا مدرسه زبان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side on: از کنار در کنار با یک طرف رو به ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
me day: روزی که همه چیز در مورد شماست. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck me day: روزی که در آن از دوستتان بخواهید با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck me day: روزی که در آن از دوستتان بخواهید با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lazy meal: غذایی که مواد اولیه ساده داره و زود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap away: به آرامی ضربه زدن ( با انگشتان )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap on something: ضربه آرام به چیزی [با انگشت]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap at something: ضربه آرام به چیزی [با انگشت]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap and die: قلاویز و حدیده ( ابزار )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap penalty: ضربه آزاد ( راگبی ) �پنالتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kiss cam: یک سرگرمی در زمان استراحت در رویداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kisscam: یک سرگرمی در زمان استراحت در رویداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of one's hair: از سر خود باز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of one's tree: دیوانه�کاملا احمق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand in: جایگزین کسی شدن�جانشین کسی شدن، جای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch somebody off guard: غافلگیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch one's off guard: غافلگیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being so forward: زمانی که شخصی به وضوح جذب شخص دیگری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so forward: هدایت شده یا به جلو حرکت می کند. 2 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear a grudge against someone: از کسی کینه به دل گرفتن�از کسی کینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear a grudge against somebody: از کسی کینه به دل گرفتن�از کسی کینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear a striking resemblance to: کاملا شبیه به ( کسی یا چیزی ) بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear a striking resemblance to: کاملا شبیه به ( کسی یا چیزی ) بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suck ass: مزخرف بودن افتضاح بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suck ass: مزخرف بودن افتضاح بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sex something up: چیزی را مهیج تر/جذاب تر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk out of ass: مزخرف گفتن حرف مفت زدن، چرت وپرت گف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take out of: کسی را خسته کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same sex: همجنس وابسته به جنس مشابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
same sex: همجنس وابسته به جنس مشابه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cup bearer: ساقی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get out of the way: خود را کنار کشیدن، دخالت نکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do fair share: مثل دیگران سخت کار کردن و تلاش کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull one's weight: سهم خود را انجام دادن مثل بقیه کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull one's weight: سهم خود را انجام دادن مثل بقیه کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull something out of one's ass: چیزی را از خود درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull out of one's ass: چیزی را از خود درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull over the front tire is flat: بزن کنار. لاستیک جلو پنچر است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull over we're out of gas: بزن کنار. بنزین نداریم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull over we have a flat: بزن کنار. پنچر کردیم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pujari: کاهن معبد هندو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
head of company: رئیس شرکت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a fuss about: عصبانی شدن و شاکی شدن در مورد چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay down the law: تعیین تکلیف کردن قانون صادر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't shit where you eat: جایی که غذا می خوری نرین از این عب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't let the door hit your ass on the way out: سریع بزن به چاک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead set against something: مخالف پروپاقرص مخالف درجه یک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead set against something: مخالف پروپاقرص مخالف درجه یک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a chill: خونسرد بودن آرام بودن بی خیال بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down ass bitch: زنی که همیشه پشت شوهر یا دوست پسر ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
die bitch: به افرادی که دوست ندارید یا به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever the fuck: این یک روش�خودسرانه تر �برای گفتن " ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring it back: برای اینکه به دی جی بگویید �آن آهنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exi: زنی است که همیشه در کنار شماست حتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come in a body: دسته جمعی آمدن گروهی آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arrive in a body: دسته جمعی آمدن �گروهی آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when it comes time to: وقتی که زمانش فرا میرسه. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when it becomes time: وقتی که زمانش فرا میرسه. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
normalise: به حالت عادی درآوردن�عادی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the fuck up: برخاستن، پاشدن، بلند شدن با لحن بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back the fuck up before you get smacked the fuck up: - اصطلاح یا جمله ای که زمانی به کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get fuck up: برای�پیچاندن، گیج شدن، متحیر شدن. ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get shit: وقتی کسی مجبور است به یک سرزنش تند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thermos bottle: فلاسک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thermos jug: فلاسک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thermobaric rocket: سلاحی که �پدر همه بمب ها� نامیده می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on one's best behavior: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on one's best behavior: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on one's best behaviour: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your best behaviour: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your best behavior: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be on your best behaviour: بسیار مودب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pride oneself on: به خود بالیدن مفتخر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be pressed for: خواستار چیزی شدن تقاضای چیزی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push for: خواستار چیزی شدن تقاضای چیزی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put out: علنی کردن و در اختیار عموم قرار داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
up in arm: آماده جنگیدن شدن �مسلح شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heineken: آبجو هلندی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heiny: به صورت شنیع به صورت زشت منفور ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jess: یک نام برای توصیف نوع مهمترین، زیبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send up in smoke: آتش گرفتن سوختن دود هوا شدن به ( سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot in it: سوتی دادن دهان خود را بی موقع باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's foot in it: سوتی دادن دهان خود را بی موقع باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot up: آرامیدن آسودن، استراحت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's feet up: آرامیدن آسودن، استراحت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one the feed bag: غذا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the brakes: ترمز گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the biscuit: احمقانه ترین، بدترین، عجیب ترین و. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the cake: احمقانه ترین، بدترین، عجیب ترین و. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in somebody's view: از نظر کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exchange of views: تبادل نظرات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view about something: نظر درباره چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in view: در دیدرس بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view something as something: چیزی را ( به عنوان ) چیزی درنظر گرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view somebody as something: کسی را ( به عنوان ) چیزی درنظر گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
porn king: اسم اصطلاحی است برای توصیف کسی که د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
west village: محله ای در بخش غربی محله بزرگ تر گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pebble dash: اندود شن و آهک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one person: تک نفره یک نفره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint statement: بیانیه مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
joint bank account: حساب مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint communiques: اعلامیه رسمی مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint communique: اعلامیه رسمی مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yaar: همون یار خودمونه به معنی دوست یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin yarn: قصه تعریف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kennedy: شخص بسیار منحصر به فرد، متفاوت، بسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a head trip: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a head trip: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be conceited: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
issue from: از چیزی نشأت گرفتن از چیزی بیرون آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have issue about: ( با چیزی/کسی ) مشکل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an issue of something: از چیزی معضل ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a successful of: در کاری یا چیزی موفق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joe schome: آدم معمولی آدم عادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mr joe sensitive: مرد کاملا حساس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make impression on somebody: روی کسی تاثیر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make impression on somebody: روی کسی تاثیر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give an impression: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give an idea: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a sense: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy cigarette: هوس سیگار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for something: در حسرت چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for somebody: در حسرت کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for someone: در حسرت کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn to: آرزو داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn to do something: آرزو انجام کاری را داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be robbed of something: �از چیزی محروم بودن�محروم شدن از چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right under one's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right under one's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right under somebody's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right under somebody's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
icl: Short �for “I can’t� lie icl به مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hickies: نقص کوچک در چاپ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
doodah: ابزار، وسیله، آچار، دستگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dood: مرد پسر رفیق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
love bite: حالت کبودی و خون مردگی بر روی پوست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bewb: سینه خانم پستان خانم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dangle a carrot in front of someone: با وعده دروغین کسی را ترغیب به کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dangle a carrot in front of somebody: با وعده دروغین کسی را ترغیب به کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run errands: کار انجام دادن �خرید خانه انجام داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
repopulate: دوباره آباد کردن دوباره ساکن شدن پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repopulate: دوباره آباد کردن دوباره ساکن شدن پ ...
٢ سال پیش