نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to the back of your mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to the back of one's mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lead out: همراهی کردن مشایعت کردن شروع کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a contribution: کاری برای کمک به موفقیت یا تولید آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
donkey's ass: یک فرد احمق یا لجباز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stupid ass: یک فرد احمق یا لجباز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go away on business: به سفر کاری رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales director: مدیر فروش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
financial year: سال مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break all records: برای تاکید بر اینکه چیزی نسبت به قب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
psithurism: صدا باد در بین درختان و برگ درختان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
psithurism: صدا باد در بین درختان و برگ درختان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buck the trend: توسعه به شیوه ای غیرمنتظره، غافلگیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buck the trend: توسعه به شیوه ای غیرمنتظره، غافلگیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to live up to the promise of something: نه به خوبی که انتظارشو داشتیم از کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in course of: در فرآیند یا در طول فرآیند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
financial state: وضعیت مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
something to think about: چیزی برای تفکر دقیق چیزی برای در ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
standby: زاپاس ذخیره، جایگزین بلیت لحظه آخر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
standby: زاپاس ذخیره، جایگزین بلیت لحظه آخر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
switch over to: به چیز متفاوتی تغییر کردن عوض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change over to: به چیز متفاوتی تغییر کردن عوض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adapt to: تغییر رفتار دادن به علت موفقیت در و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adapt to: تغییر رفتار دادن به علت موفقیت در و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tumble to: فهمیدن، حالی شدن، شیرفهم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a scaredy cat: ترسو بودن بزدل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a scaredy pants: ترسو بودن بزدل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scaredy pants: ترسو بودن بزدل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a monkey's uncle: شگفت انگیز بودن حیرت آور بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
usb: فلش مموری یواس بی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
usb flash drive: فلش مموری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forewarned is forearmed: داشتن اطلاعات قبلی از چیزی که اتفاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in harness: در دسترس در حال کار کردن در سر کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if someone is a day: برای بیان اینکه سن کسی مطمئنا بیشتر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
death cart: ارابه مرگ گاری که روی آن اجساد را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
encroach upon: تعدی کردن تجاوز کردن ( به ملک و. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pose a threat: تهدید ایجاد کردن خطر ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the finishing touches on something: تغییرات نهایی را روی یا در چیزی اعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the finishing touches on something: تغییرات نهایی را روی یا در چیزی اعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the bite on someone: پول قرض خواستن تقاضای قرض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on your slap: آرایش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
confined to bed: مجبور به ماندن در تختخواب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be confined to one's room: در محلی حبس شدن مجازات شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
diagnostic program: برنامه تشخیص خطا عیب یاب دیاگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor injuries: صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minor injuries: صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor injuries unit: بخش صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miu: minor injuries unit بخش صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lay person: افراد غیر متخصص افراد غیر حرفه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something with a grain of salt: به چیزی با احتیاط برخورد کردن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age of communication technology: عصر فناوری ارتباطات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age of communication: عصر ارتباطات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wraps off: چیزی را آشکار کردن چیزی را باز کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wraps off something: چیزی را آشکار کردن چیزی را باز کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get your head around: موفق به درک کردن چیزی مخصوصا چیزی س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's head around something: موفق به درک کردن چیزی مخصوصا چیزی س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suss: متوجه شدن زیرک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have something sussed: کاملا فهمیدن و درک کردن چیزی مخصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid something like the plague: دوری کردن ار کسی یا چیزی تا حد ممکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ima: I'm going to
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
battery go flat: باتری خالی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go flat: خالی کردن باتری پنجرشدن لاستیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anti spam filter: فیلتر ضد هرزنامه ( کامپیوتر )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice number: In case of emergency number
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a drag: عبارتی که برای نشان دادن بیزاری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a drag: عبارتی که برای نشان دادن بیزاری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a drag: چه مصیبتی !!!!!!!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
climb through: با دشواری و آرامی از میان چیزی عبور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrimped and saved: با دقت پول خرج کردن تا بتونی کمی پس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something for a rainy day: چیزی را برای روز مبادا نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rainy days: روز مبادا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have high hopes of something: داشتن اعتماد به نفس زیاد درباره شان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have high hopes: داشتن اعتماد به نفس زیاد درباره شان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to have the ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not a ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthly desire: تمایل برای چیز های ممکن و قابل ملمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to have an earthly chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to earthly chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthly chance: شانس ممکن شانس محتمل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
earthly: محتمل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your life in the hands of something: اعتماد کردن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your life in the hands of someone: اعتماد کردن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for dear life's sake: برای جان به در بردن باکمال جدو جهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
working permit: مجوز کار ( در خارج از کشور )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
schengen area: منطقه شینگن منطقه ای متشکل از 26 کش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spread like wildfire: به سرعت پخش شدن یا انتشار یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without a scratch: بدون مشکل بدون هیچ آسیب دیدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw caution to the winds: با بی احتیاطی و ناگهانی عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on automatic pilot: بدون فکر کردن کاری را انجام دادن مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a nick of time: در آخرین لحظه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go up like a light: به سرعت و با شدت آتش گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blazing inferno: جایی یا چیزی کاملاً در شعله آتش فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blazing inferno: جایی یا چیزی کاملاً در شعله آتش فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay one's life on the line: خود را در خطر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay life on the line: خود را در خطر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay your life on the line: زندگی خود را در خطر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your life on the line: زندگی خود را در خطر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's life on the line: زندگی خود را در خطر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a death trap: ( ساختمان یا وسیله ی ترابرای و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
food kilometers: مسافت حمل مواد غذایی از کارخانه به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one of life's little ironies: زمانی که زندگی بر خلاف انتظارت ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life's little ironies: زمانی که زندگی بر خلاف انتظارت ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads are going to roll: به دردسر افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whys and wherefore: جزئیات از پس زمینه یک وضعیت یا موقع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straw that broke the camel's back: کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the last straw that broke the camel's back: کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the last straw that breaks the camel's back: کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a categorical denial: انکار قطعی عدم پذیرش به صورت مطلق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far too much: خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
far too much: خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far too long: خیلی طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
civil disturbance: اعمال خشونت آمیز و بی نظمی گروهی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pose a danger: خطر ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pose a risk: خطر ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delegate pad: دفتر یاداشت اختصاصی برای هر نفر مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could do with a hand: به کمی کمک احتیاج دارم برای انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do with a hand: انجام دادن کاری با کمک دیگران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
family owned business: کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
family owned: کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
family owned: کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
staring you in the face: اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stare you in the face: اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stare someone in the face: اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
end of the road: پایان راهه دیگه آخرشه همه چیز تمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the end of the road: پایان راهه دیگه آخرشه همه چیز تمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go up and up: بالا و بالاتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
going up: بالا رفتن در حال افزایش رو به رشد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
going up: بالا رفتن در حال افزایش رو به رشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going up and up: بالا و بالاتر رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thin end of the wedge: چیز کوچک و کم اهمیتی که باعثبه وجود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past its sell by date: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past your sell by date: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past your shelf life: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past its shelf life: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond your shelf life: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond its shelf life: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
general exodus: مهاجرت دسته جمعی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run of good luck: دوره یا روند خوش شانسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chicken run: محوطه نگهداری مرغ [مرغداری]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chicken run: محوطه نگهداری مرغ [مرغداری]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock someone for six: کسی را به شدت شوک زده یا ناراحت کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock something for six: چیزی را به شدت ویران یا ضعیف کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock one for six: کسی را به شدت شوک زده یا ناراحت کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock for six: کسی را به شدت شوک زده یا ناراحت کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weekly basis: در بازه زمانی هفتگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permanent basis: به صورت دائمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
part time basis: به صورت پاره وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temporary basis: به صورت موقت
٢ سال پیش
نوع مدال

تایید موبایل و ایمیل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
here's your change: بفرمایید بقیه پول شما
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is no big deal: خیلی مسئله مهمی نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this is no big deal: خیلی مسئله مهمی نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deal: مسئله قضیه موضوع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skipped class: ( به صورت عامیانه ) کلاس رو پیچوندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
skipped class: ( به صورت عامیانه ) کلاس رو پیچوندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have some: بفرمائید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spring rolls: یک میان وعده غذایی آسیایی متشکل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spring rolls: یک میان وعده غذایی آسیایی متشکل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cleaning staff: آبدارچی مسئول خدمات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the cleaning staff: آبدارچی مسئول خدمات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's the customs: این آداب و رسوم است این رسمه که . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's the customs: این آداب و رسوم است این رسمه که . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the day isn't over: روز تمام نشده است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the day isn't over: روز تمام نشده است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take care: i'll get someone to take care of it ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
senior citizen: افراد پیر و سالخورده شهر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a big deal: اهمیت دادن مهم تلقی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
participate in: شرکت در . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plan on: برنامه ریزی در مورد. . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plan on: برنامه ریزی در مورد. . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ecotourism: گردشگری به سمت محیط های طبیعی، اغلب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drugs: مواد مخدر
٢ سال پیش