نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
old password: Ex - girlfriend دوست دختر سابق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
edi: European department of intelligence ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highways agency: سازمان دولتی مسئول تعمیر و نگهداری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highways department: سازمان دولتی مسئول تعمیر و نگهداری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach the point: رسیدن به زمان یا مرحله که در آن لحظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach the point: رسیدن به زمان یا مرحله که در آن لحظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reflect upon: در مورد چیزی به دقت و عمیقا فکر کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pinch hit: به جای بازیکنی دیگر ضربه زدن ( بیسب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pine marten: سمور جنگلی سمور کاج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
may as well: چاره ای جز . . . نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goth: یک مد و سبک لباس تیره و گاهی بیمارگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goth girl: دخترایی مد و سبک لباس تیره و گاهی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goth girl: دخترایی مد و سبک لباس تیره و گاهی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goth bitches: دخترایی که مد و سبک لباس تیره و گاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw attention to the fact that: تاکید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
getting on: پیر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
false nine: شماره ۹ کاذب ( ) فوتبال اکثرا بارس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
false 9: شماره ۹ کاذب ( فوتبال )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bunch of: خیلی از ( چیزی ) گروه یا تعدادی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiddle with: تعمیر کردن بدون داشتن مهارت لازم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flirt with: لاس زدن سرسری به چیزی فکر کردن به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean towards: طرفدار ( چیزی یا کسی ) بودن ترجیح د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean to: اتاقک متصل به یک ساختمان بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make generalizations: نتیجه گیری کلی کردن راجع به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make generalizations about: نتیجه گیری کلی کردن راجع به تعمیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make generalizations about: نتیجه گیری کلی کردن راجع به تعمیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observant of: رعایت کننده پیروی کننده از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put in an appearance: درملا عام ظاهر شدن در میان جمع آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sinking feeling: �دلهره و دلشوره �حس بد نا امیدی اض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the gift of the gab: استعداد و توانایی در صحبت کردن به ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the gift of the gab: استعداد و توانایی در صحبت کردن به ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alternate between a and b: a را انجام بده سپس b را انجام بده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alternate between a and b: a را انجام بده سپس b را انجام بده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alternate between: نوبتی انجام دادن بین دویا چند چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alternate between: نوبتی انجام دادن بین دویا چند چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chase off: راندن واخراج کردن کنار زدن دور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase off: راندن واخراج کردن کنار زدن دور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dash someone's hopes: کسی را مایوس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash someones hope: کسی را مایوس کردن کسی را ناامید کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a shite: اهمیت دادن به چیزی نگران بودن دربار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ass off: به شدت سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass over tit: برعکس واژگون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
text back: جواب پیام کسی را دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
otherwise engaged: داشتن برنامه ریزی قبلی اما نامشخص ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is safety in numbers: خطر کمتر داشتن برای کسی برای انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety in numbers: خطر کمتر داشتن برای کسی برای انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squeeze in: به زور جا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot minutes: این عبارت دوتا معنی داره که برخلاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot second: ان عبارت مانند hot minutes دو معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot milk hour: زمانی بعد از ساعت 12 شب که دوستانتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot hour: یک ساعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rattle off: به سرعت بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rustle: از مزرعه حیوان دزدیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rustle up: به سرعت آماده کردن به سرعت درست کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bark is worse than bite: هارت و پورت داره ولی اهل عمل نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slam against: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slam into: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slam into: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on seen: وقتی به کسی پیام میدی و طرف میبینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alleviate the symptoms: علایم بیماری را کاهش دادن نشانه ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alleviate the symptoms: علایم بیماری را کاهش دادن نشانه ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alleviate poverty: کاهش دادن فقر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch sight: چشم کسی به چیزی افتادن ناگهان کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a glimpse: نگاه گذرا انداختن چشم کسی به چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into view: پدیدار شدن دیده شدن، نمایان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come into view: پدیدار شدن دیده شدن، نمایان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into view: وارد میدان دید ( کسی ) شدن، به نظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
damp down: ( آتش منقل یا بخاری را ) با خاکستر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disappear from sight: زایل شدن نامرئی شدن ناپدید شدن محو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disappear from view: زایل شدن نامرئی شدن ناپدید شدن محو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haze over: مبهم کردن یا شدن، مه گرفته شدن یا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make somebody out: دیدین یا شنیدن یا فهمیدن و درک کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make something out: دیدین یا شنیدن یا فهمیدن و درک کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smash in: ضربه سخت به چیزی زدن و باعث خرد شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smash in: ضربه سخت به چیزی زدن و باعث خرد شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through the wall: وقتی که چیزی واقعا خوبه و عالیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tappin that ass: کسی را جوری بکنیش که صبح نتونه از ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
smash: سکس کردن رابطه سکسی داشتن رفتار س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a flying fuck: اهمیت دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apply pressure to: فشار سخت وارد کردن بر روی چیزی با د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apply pressure to: فشار سخت وارد کردن بر روی چیزی با د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off on one: ناگهان خشمگین شدن جوش آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mouth watering scent: بوی وسوسه انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the scoresheet: ( ورزش انگلیس ) بازیکنی که یک یا چن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scoresheet: ( ورزش ) برگه یا دفتر یا کارتی که د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have something down pat: چیزی را کاملا بلد بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have down pat: چیزی را کاملا بلد بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peppery: زودجوش تندخو، کج خلق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to think of it: حالا متوجه شدم حالا یادم اومد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep one's word: سرحرف خود ایستادن�سر قول خود ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep one's shirt on: صبور بودن� صبر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep one's options open: گزینه ها یا انتخاب های خود را باز ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep one's feet on the ground: زندگی معقول و واقع گرا داشته باشد�خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it under one's hat: راز نگه داشتن�فاش نکردن ( راز ) ، ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it short: کوتاه کردن حرف�خلاصه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck out: فعل امریش میشه: گمشو برو بیرون ! تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cram into: چپاندن� به زور جا کردن، پر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cram into: چپاندن� به زور جا کردن، پر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if that don’t fuck all: گندش بزنن!�لعنت بهش!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero fucks given: هیچ اهمیتی نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no fucks given: هیچ اهمیتی نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck over: فریب دادن�سر کلاه گذاشتن، سوءاستفاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dial out: شماره گرفتن �تماس گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hayseed: آدم دهاتی آدم روستایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scare the shit out of: زهره ترک کردن �به شدت ترساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scare the hell out of someone: زهره ترک کردن�
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shit or get off the pot: الان یا هرگز �الان تصمیم بگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shit all over: به شدت انتقاد کردن �به هیکل ( کسی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pile of shit: آدم بی ارزش �آدم بی اهمیت آدم حقیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a shitfit: جوش آوردن �قاطی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shit fit: جوش آوردن �قاطی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shitfit: جوش آوردن� قاطی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chill man: آروم باش خودتو کنترل کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muscle in on: دخالت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muscle cream: پماد درد عضله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muscle strain: کشیدگی عضله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stomach churning: وحشتناک ترسناک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stomach churn: وحشتناک ترسناک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twist and turn: پیچ و تاب خوردن وول خوردن، لولیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twist the knife: عمدا فردی ناراحت را ناراحت تر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
booking number: مقدار عددی اختصاص داده شده به رزرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budget crunch: کاهش بودجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crunch: مضیقه تنگنا، کمبود ( به ویژه مالی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
summon up: باعث به یاد آوردن یا فکر کردن یا تص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
summon up: باعث به یاد آوردن یا فکر کردن یا تص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the shits: عصبانی کردن �آزار دادن آزردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the shits: کسی را عصبانی کردن/آزار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the shirt off one's back: � ( برای کسی ) همه کار کردن �از جون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
page three girl: دختر برهنه صفحه سه ( روزنامه سان بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couldn't hit a bull in the ass with a bass fiddle: هدف گیری افتضاح داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leap at: پیشنهادی را با اشتیاق پذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leap frog: خرپلیس نوعی بازی نادیده گرفتن گذر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of the red: از زیر بدهی در آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you freaking kidding me: مودبانه Are you fucking kidding me
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you flipping kidding me: مودبانه Are you fucking kidding me
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot your shot: رها کردن غرور و تکبر و دنبال کردن ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot your shot: رها کردن غرور و تکبر و دنبال کردن ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shove it up your ass: ( بکن تو کونت ) توهینی که برای نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shove it up your ass: ( بکن تو کونت ) توهینی که برای نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
group up: �دوره هم جمع شدن به منظور انجام داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
human rights abuses: نقض حقوق اساسی مردم با رفتار نادرست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rights abuses: نقض حقوق اساسی مردم با رفتار نادرست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
busting: خیلی خوب انزال کننده یا دیوانه کنن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stroke out: خراب شدن و کار نکردن زیاد نوشیدن ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strokeout: با خط کشیدن روی چیزی آن را ) حذف کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust ass cold: فوق العاده سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust a cap in one's ass: به کسی شلیک کردن با تفنگ کسی را کشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bore the ass off: کسل کردن حوصله سر بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break one's ass: سخت تلاش کردن دهن خود را سرویس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break ass: سخت تلاش کردن دهن خود را سرویس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow smoke up one's ass: الکی از کسی تعریف کردن چاپلوسی کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow someone a kiss: بوس فرستادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass licker: آدم چاپلوس آدم چرب زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass licking: چاپلوسی پاچه خواری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass in a sling: تنبیه سنگین مجازات شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one’s ass in a crack: در شرایط دشواری بودن در مضیقه قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's goose cooked: در دردسر بزرگی افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's finger in the pie: در هر کاری دخالت کردن نخود هر آشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it would appear that: به نظر می رسد که
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will be one's ass: دهن کسی سرویس شدن در شرایط بدی قرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded crow: کلاغ ابلق ( پرنده شناسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded: با مژه بلند ( چشم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
third base: رابطه جنسی داشتن مخصوصا با کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make modifications: تغییرات جزیی ایجاد کردن اصلاحاتی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash away: زدن، فرو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a wander: قدم زدن گشت زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a drive: با اتومبیل گشت زدن رانندگی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cock up: گندکاری خرابکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock sparrow: آدم خروس جنگی آدم پرخاشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock robin: سینه سرخ نر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cockatrice: موجودی افسانه ای با سر خروس و بدن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
getting third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crow on: قوقولی قوقو کردن ( صدای خروس ) خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooter: سوت کارخانه بوق ماشین بینی بزرگ سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hooter: سوت کارخانه بوق ماشین بینی بزرگ سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hungry as a wolf: شدیدا گرسنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cry one's heart out: از ته دل گریه کردن خون گریه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
splash onto: پاشیدن آب روی چیزی و خیس کردن ان مث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
register office: اداره ثبت احوال محضر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
howling in pain: فریاد زدن با درد زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
howled with laughing: خنده با صدا بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roared with laughing: خنده با صدای بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boast about: باغرورصحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boast about: باغرورصحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hoots: فریاد اعترا�ض و بی صبری هو!!!!!!!!! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoots of derision: با هو کردن و ایجاد غوغا به طور غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hoots of derision: با هو کردن و ایجاد غوغا به طور غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non coffee: usually without caffeine
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none coffee: usually without caffeine
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strain at: تردید کردن، گرایش نداشتن، ابا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hammering drywall: سکس کردن بدون هیچگونه پیش نوازشی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hammer up drywall: Drywall" یک اصطلاح آمریکایی برای تخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monke: an alternative spelling of monk
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a hasty exit: با عجله از جایی خارج شدن با عجله ج ...
٢ سال پیش