تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با شک و تردید با دودلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به طورِ مقاومت ناپذیری به طرزِ غیر قابل کنترلی به شدت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طورِ نامربوطی به طورِ بی ربطی بی مناسبت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرزِ علاج ناپذیری به طورِ چاره ناپذیری به صورتی درمان ناپذیر به طورِ غیر قابل جبرانی به نحوِ جبران ناپذیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخوشی، بی خیالی، شنگولی، شاد و شنگول بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

با حالتی شاد، شاد و شنگول، بی خیال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( به تحقیر ) آدمِ دورو، آدمِ مزور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با رنگ های تند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. به رنگِ قرمز 2. به طرزِ هولناکی، به طرزِ وحشتناکی، به طرزِ تکان دهنده ای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرزِ مطبوعی، به صورتی دلپذیر، خیلی زیبا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتار غمِ فراق، فراق زده، اسیرِ هجران، مهجور؛ دل سوخته، دل شکسته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حراف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پُرگویی، پرحرفی، وراجی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

با پرحرفی، با پُرگویی، با وراجی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

[لباس] به تن آزاد بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

1. [بستن، گرفتن و غیره] شُل، شُل و وِل؛ آزادانه 2. با مسامحه، بدونِ دقتِ زیاد، به طورِ سرسری 3. تقریباً، کمابیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) کُرکِ شکاعی، کُرکِ خارِ پنبه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرف خصوصی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روشن شده با نور لامپ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گذاشتن که چیزی بیفتد؛ ( مجازی ) [حرف، راز] از دهانِ کسی پریدن، گفتن، فاش کردن، رو کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی تقصیر، بی ایراد، بی عیب، عاری از خطا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی غیر قابل سرزنش؛ به طرزی بی نقص، بدونِ ایراد، بدونِ خطا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

1. اهلِ فکر، اهلِ اندیشه، متفکر 2. متفکرانه، اندیشمندانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ماتم گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پای کَن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این ترکیب رو حین ترجمه یک متن زیست شناسی دیدم و فهم و ترجمه اش برام خیلی دشوار بود. آن چه که فهمیدم رو در اینجا می نویسم. اگر معادل ها یا تعریف های د ...

پیشنهاد
٠

پروتئین کیناز فعال شده با میتوژن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیناز چسبندگی موضعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چسبندگی موضعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لانه زنبور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

قوزی، قوزدار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پر فراز و نشیب پر از بلندی و پستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ادبی ) هجویه، هجو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

قسمت قسمت، بخش بخش؛ جزوه جزوه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به لهجه ای که کلمه ها و جمله ها در اون روشن و دقیق بیان می شن می گن: Cut - glass accent می شه گفت: لهجه خوش آهنگ لهجه بی عیب و نقص لهجه شفاف و شمرده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه ی هواپیمابری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورزش های با وسایل چرخ دار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازی های محوطه ای

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

این واژه با املای اشتباه ثبت شده. این کلمه رو سرچ کنید: Perdition

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

روش تحقیق

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. ناهماهنگی، اختلاف ( میان حرف و عمل ) ۲. بی اعتباری، عدم اعتبار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاسخ دادن جواب دادن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

چیزی یا کسی گواه بر چیزی بودن مثال: The improved condition of economy of our country bears testimony to the successful labors of the goverment. ترج ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. ( در روزنامه، مجله ) اهم مطالب، چکیده ی مقاله ۲. ( کتاب، لغت نامه ) سرصفحه؛ پاصفحه ۳. ( سیاسی ) شعار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

جایگاه ارکستر جایگاه نوازندگان ( در فضای باز )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

سردسته، رهبر باند، رئیس گروه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خودکارگردانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاهراه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاسه و کوزه ی کسی را به هم زدن نقشه ی کسی را نقش بر آب کردن برنامه های کسی را خراب کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در شگفت ماندن