پیشنهادهای شهریار (٣٠٠)
با شک و تردید با دودلی
به طورِ مقاومت ناپذیری به طرزِ غیر قابل کنترلی به شدت
به طورِ نامربوطی به طورِ بی ربطی بی مناسبت
به طرزِ علاج ناپذیری به طورِ چاره ناپذیری به صورتی درمان ناپذیر به طورِ غیر قابل جبرانی به نحوِ جبران ناپذیری
سرخوشی، بی خیالی، شنگولی، شاد و شنگول بودن
با حالتی شاد، شاد و شنگول، بی خیال
( به تحقیر ) آدمِ دورو، آدمِ مزور
با رنگ های تند
1. به رنگِ قرمز 2. به طرزِ هولناکی، به طرزِ وحشتناکی، به طرزِ تکان دهنده ای
به طرزِ مطبوعی، به صورتی دلپذیر، خیلی زیبا
گرفتار غمِ فراق، فراق زده، اسیرِ هجران، مهجور؛ دل سوخته، دل شکسته
حراف
پُرگویی، پرحرفی، وراجی
با پرحرفی، با پُرگویی، با وراجی
[لباس] به تن آزاد بودن
1. [بستن، گرفتن و غیره] شُل، شُل و وِل؛ آزادانه 2. با مسامحه، بدونِ دقتِ زیاد، به طورِ سرسری 3. تقریباً، کمابیش
( گیاه شناسی ) کُرکِ شکاعی، کُرکِ خارِ پنبه
حرف خصوصی
روشن شده با نور لامپ
گذاشتن که چیزی بیفتد؛ ( مجازی ) [حرف، راز] از دهانِ کسی پریدن، گفتن، فاش کردن، رو کردن
بی تقصیر، بی ایراد، بی عیب، عاری از خطا
به طرزی غیر قابل سرزنش؛ به طرزی بی نقص، بدونِ ایراد، بدونِ خطا
1. اهلِ فکر، اهلِ اندیشه، متفکر 2. متفکرانه، اندیشمندانه
ماتم گرفتن
پای کَن
این ترکیب رو حین ترجمه یک متن زیست شناسی دیدم و فهم و ترجمه اش برام خیلی دشوار بود. آن چه که فهمیدم رو در اینجا می نویسم. اگر معادل ها یا تعریف های د ...
پروتئین کیناز فعال شده با میتوژن
کیناز چسبندگی موضعی
چسبندگی موضعی
لانه زنبور
قوزی، قوزدار
پر فراز و نشیب پر از بلندی و پستی
( ادبی ) هجویه، هجو
قسمت قسمت، بخش بخش؛ جزوه جزوه
به لهجه ای که کلمه ها و جمله ها در اون روشن و دقیق بیان می شن می گن: Cut - glass accent می شه گفت: لهجه خوش آهنگ لهجه بی عیب و نقص لهجه شفاف و شمرده
مسابقه ی هواپیمابری
ورزش های با وسایل چرخ دار
بازی های محوطه ای
این واژه با املای اشتباه ثبت شده. این کلمه رو سرچ کنید: Perdition
روش تحقیق
۱. ناهماهنگی، اختلاف ( میان حرف و عمل ) ۲. بی اعتباری، عدم اعتبار
پاسخ دادن جواب دادن
چیزی یا کسی گواه بر چیزی بودن مثال: The improved condition of economy of our country bears testimony to the successful labors of the goverment. ترج ...
۱. ( در روزنامه، مجله ) اهم مطالب، چکیده ی مقاله ۲. ( کتاب، لغت نامه ) سرصفحه؛ پاصفحه ۳. ( سیاسی ) شعار
جایگاه ارکستر جایگاه نوازندگان ( در فضای باز )
سردسته، رهبر باند، رئیس گروه
خودکارگردانی
شاهراه
کاسه و کوزه ی کسی را به هم زدن نقشه ی کسی را نقش بر آب کردن برنامه های کسی را خراب کردن
در شگفت ماندن