bandstand

/ˈbændˌstænd//ˈbændstænd/

معنی: محل دستهء موسیقی
معانی دیگر: (در پارک ها یا هوای باز) تختگاه یا صحنه ی طاقدار که دسته ی نوازندگان روی آن برنامه اجرا می کنند، هر تختگاه یا صحنه ی نوازندگان (مثلا در تالار رقص)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a raised platform, often with a cover, used for outdoor band or orchestra performances.

جمله های نمونه

1. a bandstand
سکوی گروه نوازندگان

2. The Centre was a pedestrian precinct with a bandstand in the middle.
[ترجمه ترگمان]این مرکز یک حوزه عابر پیاده با a در وسط بود
[ترجمه گوگل]مرکز محوطه ای برای عابران پیاده بود که در وسط آن نوار باند قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Under a bandstand in a deserted park.
[ترجمه ترگمان]در جایگاه ارکستر، در یک پارک متروک، ایستاده بود
[ترجمه گوگل]زیر یک باند در پارک متروکه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Creed walked towards the bandstand with only slightly less trepidation than before.
[ترجمه ترگمان]لذا با ترس و لرز به طرف محوطه ارکستر حرکت کرد
[ترجمه گوگل]کرید فقط با کمی لرز کمتر از قبل به سمت باند رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Something up there on the bandstand.
[ترجمه ترگمان]در جایگاه ارکستر چیزی دیده می شد
[ترجمه گوگل]چیزی آن بالا روی غرفه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. By the time they reached the bandstand he was even more enthused with the charms of Miss Dawson.
[ترجمه ترگمان]وقتی به جایگاه ارکستر رسیدند، او حتی از جذابیت خانم داوسون بیشتر به وجد آمده بود
[ترجمه گوگل]وقتی به غرفه باند رسیدند او جذابیت های خانم داوسون را بیشتر مجذوب خود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. EX: Orchestra performs on the bandstand.
[ترجمه ترگمان]EX: ارکستر در the برنامه اجرا می کند
[ترجمه گوگل]ارکستر EX روی غرفه گروه اجرا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Johnny Fontane jumped up on the bandstand and threw his arms around Nino.
[ترجمه ترگمان]جانی Fontane روی the پرید و بازوهایش را به اطراف نینو انداخت
[ترجمه گوگل]جانی فونتن از روی باند بلند پرید و دستانش را به دور نینو انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They put a bandstand and the whole town was there and some other local muckety - mucks.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک bandstand را گذاشتند و کل شهر آنجا بود و دیگری muckety محلی - mucks
[ترجمه گوگل]آنها یک باند بستند و کل شهر در آنجا بود و برخی دیگر از حفره های محلی - خلط ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. How do you make a bandstand?
[ترجمه ترگمان]حال شما چطور است؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توان بند بند درست کرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. On weekends he took her to the hardware store, or over to the park or the bandstand.
[ترجمه ترگمان]در تعطیلات آخر هفته او را به فروشگاه سخت افزار، یا به پارک یا the برد
[ترجمه گوگل]آخر هفته او را به مغازه سخت افزار یا پارک یا غرفه باند برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. After disaster had been averted, the firemen would go to play at the bandstand.
[ترجمه ترگمان]بعد از آن که فاجعه به پایان رسید، ماموران آتش نشانی به جایگاه ارکستر می رفتند
[ترجمه گوگل]پس از جلوگیری از فاجعه ، آتش نشانان برای بازی در غرفه باند می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Alongside is a fine recreation ground, with cycle and other tracks, bandstand, etc.
[ترجمه ترگمان]در کنار آن یک زمین تفریح خوب با چرخه و مسیرهای دیگر، bandstand و غیره وجود دارد
[ترجمه گوگل]در کنار آن یک زمین تفریحی خوب ، با دوچرخه و آهنگ های دیگر ، نوار باند ، و غیره وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

محل دستهء موسیقی (اسم)
bandstand

به انگلیسی

• platform for outdoor band performances
a bandstand is a platform with a roof where a military band or a brass band can play in the open air.

پیشنهاد کاربران

آلاچیق
سکوی موزیک
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما