پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٠٠٥)

بازدید
٨,١٢٢
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت / چشم ندارد خلاص هرکه در این دام رفت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

نشیمن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دادآوری دادآور

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

لعنت بر جبت و طاغوت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

توسرخ یا دارابی از خانواده نارنجسانان ( مرکبات )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود ُ سپاس تکواژ و پسوند "بان" در پارسی به چم نگه دارنده و حفظ کننده است که در واژگان مهربان، نگهبان، باغبان، دشتبان، ساربان، پاسبان، پشتیبان و . . ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارابی، از خانواده نارنجسانان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارنجسانان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"نارنجسانان" می توان از نوواژه ی نارنجسانان بجای واژه ی تازی [مرکبات] بهره گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارنجسانان واژه ی "نارنجسانان" را می توان جایگزین واژه ی تازی [مرکبات] کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزه گشا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

- گذرواژه، - رازنام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشگان ( شاخه های گوناگون دانش ) ، دانشان، دانستار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- روال، - آیینی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارِوال، ناآشنا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارِوال، ناآشنا، ناهنجار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارِوال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوقند= گلوکز؛ خوقند= خون قند، قندِ خون؛ خوقند= خوب قند، قندِ خوب برای یاخته ها.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوقند؛ خوقند= خون قند، قندِ خون؛ خوقند= خوب قند، قندِ خوب برای یاخته ها.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خَسی به چم خایه کشیده یا اخته است. این واژه به چم مادرزن یا مادرشوهر، باید دگردیس شده ی همان نامواژه [خارسو] در برخی زیرگویش ( لهجه ) های ایرانی باش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه ی کَن در زبان پهلوی و اوستایی به چم زن یا زن جوان است که به دیسه های کنیک، کنیا و کنیکا هم نوشته شده؛ این واژه با واژه های زن و ژن همریشه است. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لَت، لنگه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لَت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجا [در خودرو]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجا [در خودرو]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند [گان] دارای چندین کاربرد است از آن میان چم پیوند ( نسبت ) به واژه می دهد مانند بازرگان ( بازارگان ) ، دِهگان، شهرگان، خدایگان به چم کسی که همبس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا می شود . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سوی دیگر، از دیگر سو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کارگان" ، "جنگایش" واژه ی تازی [عملیات] به چم گردایه یا مجموعه ای از کارهای همبسته به یکدیگر در زمینه های گوناگون است که جایگزین آن می توان از واژ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارگان= گردایه ( مجموعه ) ای از کارهای همبسته به یکدیگر. واژه ی کارگان را می توان بجای واژه ی تازی [عملیات] بکار گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از عهده ی= از پسِ؛ تو از عهده ی این کار برمی آیی. تو از پس این کار برمی آیی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش، بخشمان؛ گروه[هر یک از بخشهای دانشگاهی]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

باددار، بادزا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بادزا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوقندی

پیشنهاد
٠

چندقند، چندقندی

پیشنهاد
٠

چندقند، چندقندی؛ ماده ای فراهم آمده از ۲ تا ۱۰ مولکول قند مانند گلوکز.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندقند، چندقندی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندقندی، چندقند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاواک زایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جداینده، جداساز، جداگر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واشکافنده، فروشکافنده، واکاوَنده، فروکاونده، جداینده، پارنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بندینه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بندینه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریسه، ریسَک، رشتَک، بندَک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ریسه، ریسَک، رشتَک، بندک] به جای رباط یا لیگامان، بندینه به جای تاندون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژه ی "بندپِی" می توان به جای واژه ی تازی [نخاع] بهره گرفت. پِی= عصب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اُستمیان= میان یا مغز استخوان، Ostmiyan

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پِی= عصب، واژه ی پیشنهادی "بندپی" به جای واژه ی تازی [نخاع]