٦ رأی
٢٣ پاسخ
١,١٠٤ بازدید

من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن"   در  زیرواژه یِ " کُپی"  برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟  اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد. 

٣٦,٨٠١
١ سال پیش
٤ رأی

گرته برداری یک شگرد یا شیوه‌ی ساده برای کپی کردنِ ریزبینانه‌ی یک نگاره‌ی پیچیده بر رویه‌ای دیگر بوده  و همینک نیز این شیوه در صنایع دستی و هنرهای تجسمی و معماری با همین نام گرته‌برداری دارای کارب ...

١ سال پیش
٦ رأی
٢٣ پاسخ
١,١٠٤ بازدید

من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن"   در  زیرواژه یِ " کُپی"  برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟  اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد. 

٣٦,٨٠١
١ سال پیش
٧ رأی

"گرته" از واژه‌ی گرته به‌جای کُپی می‌توان بهره گرفت. گَرته(گرده)، همان گرده‌زغال است که برای طرح و نگاره‌برداری از چیزی روی کاغذ می‌مالیدند و به این کار گرته‌برداری می‌گفتند.  مانند گذاشتن کاغ ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٨ پاسخ
٣,٠٧٧ بازدید

بیشترین معادلی که برای این جمله شنیدم ، well done بوده ولی این جمله بیشتر حالت تشویق کردن داره و فکر نمیکنم مناسب این  باشه که  به استاد یا معلم  گفته بشه! ممنون میشم راهنمایی کنید با تشکر

٥,٥٥٤
١ سال پیش
٠ رأی

همون خسته نباشید رو بهش بگو از هر واژه‌ی دیگری منظورت رو بهتر می‌رسونه.

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ١٤ پاسخ
٤,١٤٦ بازدید
٢٤,٠٠٠
تومان

دوستان میشه زبان بدن هر کدوم از فراد رو در تصوریر توضیح بدید و دلیل این پوزیشن ها رو بگید لطفا 

١ سال پیش
٤ رأی

اینکه برخی‌ها، پاسخ پرسش را از هوش مصنوعی می‌گیرند و اینجا چین‌چسب می‌کنند   هرگز کار زیبا و حرفه‌ای نیست این نفر آخری که واقعا آبروریزی راه انداخته! مگه چه خبره؟!

١ سال پیش
رأی
١ پاسخ
٢٥١ بازدید

رأیتهُ بأمِّ عینی. (تحت اللفظی=باچشم خودم دیدمش) نَظر إلیّ الأعمی حین نادیته. (تحت اللفظی=نابینا به من نگاه کرد وقتیکه صداش کردم) لم یُبصر اللعبة جیّداً. (تحت اللفظی=بازی را خوب ندیدش) ... رأیت ...

١ سال پیش
١ رأی

رویت= دیدن،  نظر= نگر، نگریدن، نگریستن، ژرف‌دیدن، نگاه کردن، دید زدن، ورانداز کردن، سکیدن، روی کردن در نمونه‌ی شما، [نظر] به‌چم روی کردن است وگرنه نابینا که نمی‌تواند نگاه کند.[هنگامی که صداش ک ...

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢١٨ بازدید
چند گزینه‌ای

فلامینگو ها صورتی هستند به دیل غذا که میگو است

١ سال پیش
١ رأی

سرخبالان(فلامینگوها) هم خوشرنگ و زیبایند چون خدا زیباست، او خواسته که خوشرنگ و زیبا باشند. و توانمندی برای زیبا بودن را در ژنهایشان نهاده و پیش‌نیاز این زیبایی را در خوراکشان، روزی آنها کرده‌است. آفرین بر  بهترین آفریننده

١ سال پیش
٤ رأی
١ پاسخ
١٩٧ بازدید

یه مرجع، مصدر، ... در متون کهن (قبل از 200 سال)  که مصطلح لغوی "رأی مند" به معنی "صاحب نظر"،"صاحب فکر"،"حکیم" ... یا Wisdom   ارائه بدهید؟؟ لغتنامه معاصر دلیل ومصدر و مرجع نیست. این سوال هم حذف کنید!!!

١ سال پیش
رأی

خنک مرد داننده‌ی رای‌مند/به دل بی گناه و به تن بی‌گزند. اسدی توسی(سده‌ی ۴ ه) در این بیت هزار ساله، جای‌گرفتن واژه‌ی رایمند کنار واژه‌ی داننده، گویای این است که این واژه دارای چم [دارنده‌ی رای‌و دانا ...

١ سال پیش
٥ رأی
تیک ١٢ پاسخ
٢,٥٢٠ بازدید
١٦,٠٠٠
تومان

سلام  دوستان  با توجه به اقبال عمومی مراجعبه به تراپیست و روانشناس برا ی مشکل  های روزانه و روان  بنظرتون  معیار های یک تراپیست خوب  چیه ؟  

١ سال پیش
١ رأی

این چیزی که می‌نویسم پاسخ پرسش شما نیست ولی باید دانست که فرهنگ از هر چیزی ارزنده‌تر است.  ما نیازی به واژه‌ی تراپیست نداریم  ‌واژه‌ی درمانگر برابر با آن است گرچه واژه‌ی درمانگر مانند تراپیست یک واژه‌ی همه‌گیر است و  برای همه‌ی زمینه‌های درمانی‌ بکار می‌رود. در زمینه‌ی روانی، درستتر آن است  ‌که از واژه‌ی روان‌درمانگر یا همان روانشناس بهره گرفت. ببخشید

١ سال پیش
٣ رأی
٧ پاسخ
٥٧٥ بازدید

برابر پارسیِ واژگانِ زیر چیست: 1- جمع = Addition 2- ضرب = Multiplikation 3- حاصل جمع  یا مجموع = Summe 4-  حاصلضرب = Produkt پیشاپیش سپاسِ بیکران به همه کسانی که  به این پرسش می اندیشند.

٣٦,٨٠١
١ سال پیش
٢ رأی

درود به‌جای واژه‌های جمع، تفریق، ضرب و تقسیم این واژه‌ها و  نوواژگان را پیش می‌نهم: افزایند، افزایش، افزایمان کاهند، کاهش، کاهمان بارند، بارش، بارمان پخشند، پخشش، پخشمان ساختار: بن‌کنونی + ...

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢١٠ بازدید

هواشور همون ایر واش فرنگیه وسیله‌ای برای تسویه هوا برای یه دستگاه طراحی  و ساخت بومی  ایران چه نامی پیشنهاد میکنید

١ سال پیش
٠ رأی

"هواپال" هواپال می‌تواند نام خوبی باشد یعنی پالاینده‌ی هوا.

١ سال پیش