پیشنهادهای سجاد نصر (٨٩٣)
یارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از یاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات یاریگر، خودفند یاریگر، ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
مخفف.
مصنوعی.
خوش سبک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی خوش استایل/ استایلیش.
خوش سبک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی خوش استایل/ استایلیش.
سَبک.
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
هم شراکتی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرسیوم.
هم شراکتی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرسیوم.
ابزارواره:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیکی.
ابزارکار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیک.
افزارکار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیک.
افزاروار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیکی.
افزارواره.
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رایان/: پیشوندی انگلیسی به معنای رایانه ای که بصورت وند �رایان� در فارسی می توان درآورد.
رایان/: سایبر پیشوندی انگلیسی به معنای رایانه ای است، که بصورت وند �رایان� در فارسی می توان درآید.
آدم آهنی:/ ترجمات دقیق برای اندروید.
ترجمان دقیق برای اندروید.
آدم آهنی:/ ترجمات دقیق برای اندروید.
خونِگاری:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای کاریکاتور؛ برساخته از خو، به معنای شخصیت، و نگاری، به معنای نگاریسته بودن.
خونِگاری:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای کاریکاتور؛ برساخته از خو، به معنای شخصیت، و نگاری، به معنای نگاریسته بودن.
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
ایستگاه سوخت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پمپ بنزین.
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
خشک سگال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دگم.
خشک سگال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دگم.
فراخانه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنت هاوس.
فراخانه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنت هاوس.
بُرِشَک/: بیفتک.