پیشنهادهای سجاد نصر (٥٧٧)
روزانگی.
�کارفر� و �کارفری�/ هم ارز واژهٔ شخص دارای مدرک دکترا؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگستان، که از کاردانی شروع ...
�دستگاه واپا�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دستگاه کنترل؛ براساس مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی عمل کنترل.
�ستامان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سیستم.
نفت کیمیا.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
شش پره گرد.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
�چندچرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مولتی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پهپاد استفاده شود اما برای موش ...
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
داغ
آگهی نما.
�ایستانگاه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارکینگ؛ براساس �ایستاندن� برای پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�شارگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژر. از بن اصلی �شارش�؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به معنای انباشت حاصل ...
شارش؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و ...
شارش؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و ...
یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و هم ارز ...
�شارگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژر.
بسته به مکان: جسمانی، مادی، بدنی، طبیعی، کیانی
مانتو
حد
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بومی مجازی، تاربوم.
آنالوگ
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
مادی
کیانی.
جسمانی
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �امواج�، که معنای �امواجِ پرتویی� می دهد. ساخ ...
�موج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شده ب ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شد ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...