پیشنهادهای سجاد نصر (٥٧٧)
هشدارِ پرواز/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی Notam.
هَماره/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و شمردن. خود هَمار با شمار همریشه ست.
هماره/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و شمردن.
بارژه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی یون.
بارژه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی یون.
یون.
پیش گزینی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرواسیون و رزرو کردن.
پیش گزینی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرواسیون و رزرو کردن.
پیش گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرو.
پیش گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرو.
زره مرغ.
پنگوئن.
یارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تیم؛ گروه به معنی اجماعی از افراد است، اما تیم معنی مجموعه ای با آرمانی یکسان و همیاری ویژه، میان اندا ...
یارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تیم؛ گروه به معنی اجماعی از افراد است، اما تیم معنی مجموعه ای با آرمانی یکسان و همیاری ویژه، میان اندا ...
گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپشن.
گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپشن.
با فارسی خوانی سازی سرامیک از طریق �سرام� فارسی کهن به معنای سنگ، همانند بن واژه های سازندهٔ کرمان و سیرجان ( تبدیل کاف به سین یکی از رایج ترین انواع ...
زَراه ماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب زَراه، به معنی دریا/ اقیانوس، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغی در ...
زراه ماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب زراه، به معنی دریا/ اقیانوس، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغی دریا ...
سراسرسنجی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنکور.
دیوسوسمار واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دایناسور.
ژوماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب ژو، به معنی آب، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغ آبی. هیچ بایستی به ...
ژوماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب ژو، به معنی آب، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغ آبی.
خون پیه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلسترول.
خون پیه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلسترول.
خارجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اکیدنا؛ نامی هلنی که بر روی سردهٔ پستانداری تخم گذار و خاردار اهل قارهٔ اقیانوسیه ( مَه ژوییه ) گذاشته ...
خارجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اکیدنا؛ نامی هلنی که بر روی سردهٔ پستانداری تخم گذار و خاردار اهل قارهٔ اقیانوسیه ( مَه ژوییه ) گذاشته ...
گزارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کمیسیون؛ به معنی گروهی که کار خاصی که به آنها واگذار شده را ادا می کند. برساخته از بن ایدون ( حال ) ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
گذارنده/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باهاش کاری ...
زیناوند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مسلح.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.