پیشنهادهای سجاد نصر (٥٧٧)
پرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رمجت؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با واقعیت، ب ...
پرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رمجت؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با واقعیت، ب ...
تحت اللفظی به معنای سریع، و تیز و فرز.
تیرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
میله گرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
میله گرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
تیرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
پرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوپراپ.
پرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوپراپ.
بازفارسی خوانی از �ستون�، با �پی رفتن�، که می شود: �پی رونده به وسیلهٔ ستون ها�؛ ( هم ارز مصوب فرهنگستان برای سیلندر ( از اجزای اصلی پیستون ) ، ستونک ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
مکنده.
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی جت، در حالت صفتی؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با ...
پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی جت، در حالت صفتی؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
نماشا.
داستان نامه.
درام.
لیگ.
همبستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنفدراسیون؛ کنفدراسیون به معنی هم شدن و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل کنن ...
همبستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنفدراسیون؛ کنفدراسیون به معنی هم شدن و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل کنن ...
بستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فدراسیون؛ فدراسیون به معنی هم شدن ( اجماع ) و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل ...
بستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فدراسیون؛ فدراسیون به معنی هم شدن ( اجماع ) و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل ...
بخشگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای بخشی و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
بخشگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای بخشی و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
پارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای قسمت و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
پارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای قسمت و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
میل کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای باربیکیو، در کنار آن؛ برای دانش غذایی.
میل کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای باربیکیو، در کنار آن؛ برای دانش غذایی.
کباب فرنگی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ مناسب دانش غذایی.
کباب فرنگی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ مناسب دانش غذایی.
زیبافروشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بوتیک.
زیبافروشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بوتیک.
هَمارش/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در این ج، به معنا چیزی بانی شمار آمدن می شود. خود هَمار ...
هَمارش/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در این ج، به معنا چیزی بانی شمار آمدن می شود. خود هَمار ...
ریزک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نانو؛ به ویژه برای دانش کیان ( فیزیک ) و کیمیا ( شیمی ) .
ریزک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نانو؛ به ویژه در دانش کیان ( فیزیک ) و کیمیا ( شیمی ) .
هشدارِ پرواز/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی Notam.