برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Toomaz

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 {مجازات} سختی ١٣٩٩/١١/٠٢
|

2 لطف ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

3 (عمل جنسی):عملی است که در آن مردان به دنبال زنانی هستند که دارای اضافه وزن بوده یا جذاب نیستند تا با سوءاستفاده از عزت نفس پایین چنین زنانی با انجام ... ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

4 شریف،درستکار،محترم،باشرف
سالم،قوی بنیه،خوش بنیه
١٣٩٩/١٠/١٦
|

5 سرچشمه ١٣٩٩/١٠/١٦
|

6 منحرف،بی عفت،گمراه،فریب خورده ١٣٩٩/١٠/١٦
|

7 خفت بار، موهن، وهن آمیز، نیشدار ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

8 1- عمومیت دادن، عمومیت یافتن،رواج
2-ساده سازی،عوام پسند کردن
3-اثر عوام پسند،کار مردم پسند
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

9 یافته ها ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

10 از نظر جنسی، به لحاظ جنسی ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

11 قانون-فقه:وصیتنامه ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

12 fishing expedition
تلاش برای کشف حقایق در مورد چیزی با جمع آوری اطلاعات بسیار ، غالباً به صورت مخفیانه.
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

13 کناره گیری
ورزش: کناررفتن یا خروج از مسابقه
مذهب:پشیمانی،ندامت،توبه
علوم نظامی: فرسایش نیروها
١٣٩٩/٠١/٣٠
|

14 سلسله مراتبی ١٣٩٩/٠١/١٨
|

15 دار و دسته، باند، فرقه ١٣٩٨/١١/١٩
|

16 (یک) تن ١٣٩٨/٠٦/١٧
|

17 درج کردن ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

18 مونوگرافی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

19 Drunken affair حادثه ای که عموم افراد حاضر در آن مست هستند ١٣٩٨/٠٢/٠٩
|

20 پیچیدگی ١٣٩٨/٠٢/٠٩
|

21 (در انتخابات سیاسی)وعده دادن، قول دادن ١٣٩٨/٠٢/٠٩
|

22 به دلیل اینکه ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

23 ساده،معمولی،عادی،رده پایین،دون پایه ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

24 تعلیم دادن ١٣٩٨/٠١/٣٠
|

25 تحصیلات تکمیلی، فوق لیسانس، دکتری ١٣٩٨/٠١/٣٠
|

26 همجنس گرا ستیزی ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

27 با انگیزه ...به وقوع پیوستن ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

28 گویی،انگار ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

29 اذعان ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

30 مبارز،فعالیت کننده،پیکارگر
سرباز قدیمی،کهنه سرباز،(مجازی)کهنه کار
١٣٩٨/٠١/٢٦
|

31 ممنوعیت ١٣٩٨/٠١/١٩
|

32 مرتفع کردن،مقابله کردن ١٣٩٨/٠١/١٩
|

33 بازنمایی ١٣٩٨/٠١/١٩
|

34 draw attention to sb/sth: توجه کسی را به سوی کسی/چیزی جلب کردن،توجهات را به سوی کسی/ چیزی جلب کردن ١٣٩٨/٠١/١٨
|

35 succumb to:مغلوب... شدن، در برابر ... از پای درآمدن ١٣٩٨/٠١/١٨
|

36 تحول ١٣٩٨/٠١/١٧
|

37 مختص ١٣٩٨/٠١/١٧
|

38 پیش زمینه ١٣٩٨/٠١/١٧
|

39 تازه،نو ١٣٩٨/٠١/١٧
|

40 گنجاندن،وراد کردن،چارچوب داشتن ١٣٩٨/٠١/١٧
|

41 نهادینه سازی ١٣٩٨/٠١/١٦
|

42 غلنبه سلنبه،دشوار،ملال آور،پیپیده،خسته کننده
(آب)گل آلود،پر از گل و لای
١٣٩٨/٠١/١٦
|

43 specialize in sth: متخصص چیزی بودن،در چیزی تخصص گرفتن،در چیزی مشهور بودن ١٣٩٨/٠١/١٥
|

44 شکل داده شده ١٣٩٨/٠١/١٥
|

45 در آمیخته، آغشته، درهم شده ١٣٩٨/٠١/١٥
|

46 رفع ١٣٩٨/٠١/١٥
|

47 ناشی شده ١٣٩٨/٠١/١٥
|

48 فشرده کردن،خلاصه کردن ١٣٩٨/٠١/١٤
|

49 جامعه شناختی ١٣٩٨/٠١/١٤
|

50 محکم کردن،تثبیت کردن ١٣٩٨/٠١/١٤
|