طبیبی

طبیبی fluent in Azeri, Farsi, English, Spanish
🤷 ‍♀️🇮 🇷

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



bay١٥:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٢٩بندرگزارش
14 | 1
jutting out١٥:٣١ - ١٣٩٩/١١/٢٩jut out بیرون زدگی، برآمدگی، به طرف بیرون گسترش پیدا کردنگزارش
12 | 0
crest١٥:١٥ - ١٣٩٩/١١/٢٩به عنوان اسم ( noun ) : ۱ - طره یا تاج از جنس پر ، خز یا پوست روی سر یک پرنده یا نوعی جانور. ۲ - قلّه یا نوک تپه ( کوه ) ۳ - قسمت بالای موج که پیچ ... گزارش
18 | 0
kingdom come١٦:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٢٨معنی ( چَم ) :تا ابد untill kingdom comes. یک عبارت مبالغه آمیز است. معادل عبارات زیر در فارسی: " تا زیر پاهات علف سبز بشه" "تا قیامت" "وقت ظهور" خ ... گزارش
16 | 1
brazen it out١٦:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٢٨معنی: دل به دریا زدن توضیح: با اعتماد به نفس و بدون خجالت کاری رو انجام بدی ، علارقم وجهه ی بد اجتماعیش. شاید بشه گفت معادل"پیه چیزی را به تن خود ما ... گزارش
7 | 0
rake up١٦:١٥ - ١٣٩٩/١١/٢٨to make known or public آشکار کردن نمونه: every thing is going to be raked up. همه چی قراره معلوم بشه.گزارش
9 | 0
stroke١١:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٢٨he stroked his chin روی چانه اش دست کشید ( مثلا موقع فکر کردن )گزارش
16 | 0
offhand١١:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٢٨مترادف ( همچَم ) : curt, informal, casual, brusque معنی ( چَم ) : بدون فکر حرف زدن، رک و بدون رودربایستی تو ترجمه ی بعضی جمله ها به فارسی معنی خاصی ن ... گزارش
7 | 1
purse up١٨:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٢٧غنچه کردن لب ها، جمع کردن لب ها به منظور سوت زدن ، بوسیدن و یا مزه کردن غذای ترشگزارش
5 | 0
pacing١٧:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٢٧از ریشه ی pace به معنی آهسته قدم زدنگزارش
7 | 0
unhurt١٣:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٢٤un یک پیشوند هست به معنی not ، که هر کلمه ای بعدش بیاد معنیش برعکس میشه. hurt یعنی آسیب دیده و unhurt یعنی کسی که "دوباره سالم شده" و از عمل آسیب دید ... گزارش
9 | 1
rum go١٨:١٩ - ١٣٩٩/١١/٢٣اتفاق ( یا چیز ) عجیب ، غیر منتظره و گیج کننده جمع آن rum gosگزارش
7 | 0
stand puzzle١٨:١٤ - ١٣٩٩/١١/٢٣متحیر ماندن، he stood puzzled ماتش برده بود، خشکش زده بودگزارش
5 | 0
wound up١٧:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٢٣گذشته ی فعل wind up به معنی کوک کردن ساعتگزارش
9 | 0
panelled١٧:١٦ - ١٣٩٩/١١/٢٣panelled walls به دیوار های چوبی گفته میشه که صفحه های چوبی کنده کاری شده و طرح دار با عرض حدود یک متر کنار هم گذاشته شدنگزارش
7 | 0
flooded١٧:١٢ - ١٣٩٩/١١/٢٣پوشانده شده، تحت پوششگزارش
14 | 1
creaking١٧:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٢٣قیژ قیژ سقف یا کفپوش چوبی هم چَم ( مترادف ) : squeakگزارش
12 | 0
processing١٧:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٢٣پروسهگزارش
12 | 0
untampered١٦:٤١ - ١٣٩٩/١١/٢١دستکاری نشده، دستنخوردهگزارش
5 | 0
twisted١٦:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٢١از ریخت افتاده، از شکل طبیعی خود خارج شده، تاب برداشتهگزارش
32 | 1
crumpled١٥:٤٠ - ١٣٩٩/١١/٢١خم شده، تا شده، چیزی یا کسی که از جایی پایین افتادهگزارش
7 | 0
steadliy١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥به طور پیوسته، دائماً، مرتباً، به مراتبگزارش
12 | 0
emitted١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤ساطع شده، منتشر شده، بیرون داده شدهگزارش
32 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده