سوزان

سوزان

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



fissure١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩شکاف، تَرَک، درزگزارش
7 | 0
creased٢٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣چین و چروک This shirt is too creased to wear. Can you iron my shirt? It's really creased.گزارش
0 | 0
a household name٢٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/١٦یک فرد یا یک چیز شناخته شده معروف و مشهور.گزارش
0 | 0
a household word٢٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٦یک فرد یا چیز مشهور و معروف و شناخته شده.گزارش
0 | 0
without fear of favour٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣١عادلانه، بی طرفانه، بدون تبعیضگزارش
0 | 0
rural idyll١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/٣١یک زندگی روستایی آرامگزارش
0 | 0
put something to somebody١٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٨پیشنهاد دادن. گزارش
0 | 0
angst ridden١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢اظطراب، نگران کننده angst - ridden mornings گزارش
0 | 0
crank١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩crank the volume یعنی صدا رو زیاد کردن.گزارش
2 | 0
take off١٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٧به معنی دور کردن، حذف کردن مثلا: The good thing about swimming is that it takes my mind off any problems I have. If you find sth difficult and are n ... گزارش
2 | 1
face up to١١:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٣پذیرفتن یک مشکل و واقعیت و کنار آمدن با آن.گزارش
2 | 0
take on board٢١:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/١٧synonyms= manage, deal with, acceptگزارش
0 | 0
false dawn١٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٧یک سراب ( یک تفکری که واقعیت نداره ) ، خیال باطل و پوچ، یک امیدواری الکی و بیجاگزارش
0 | 1
overheads١٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/١٤هزینه های ثابت و همیشگی مثل قبض برق و گاز و اجاره و. . . Once your overhead expenses grow too high, it can become difficult for you to pay them on ... گزارش
0 | 0
prospectus١١:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٠بروشور، لیست، کاتالوگگزارش
5 | 0
be a question of sth١١:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٠مسئله ( موضوع ) اصلی اینه که . . .گزارش
12 | 0
be question of sth١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/١٠مسئله ( موضوع ) اصلی اینه که. . . A: I can't go on a vacation this summer B: If it's just a question of money, I can let you borrow some.گزارش
2 | 0