creased

/ˈkriːs//kriːs/

چین، شکن، خط اطوی شلوار، چین دار کردن، چین دار شدن
شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• wrinkled, having creases; pleated

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهچین، شکن، خط اطوی شلوار، چین دار کردن، چ ...انگلیسی به انگلیسیwrinkled, having creases; pleated
معنی creased، مفهوم creased، تعریف creased، معرفی creased، creased چیست، creased یعنی چی، creased یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: creaseless
اشتباه تایپی: زقثشسثی
آوا: /کریسد/
عکس creased : در گوگل
معنی creased

پیشنهاد کاربران

چین و چروک
This shirt is too creased to wear.
Can you iron my shirt? It's really creased.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما