پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٣)
whole system planning برنامه ریزی کل سیستم ( ا ) : برنامه ریزی استراتژیک و راه اندازی در طیف وسیعی از خدمات و مرزهای سازمانی؛ این برنامه ریزی به تأثی ...
superficial whitlow عقربک سطحی ( ا ) : چرک دانه ای بین پوست حقیقی و پوستک ˌsuː. pəˈfɪʃ. əl 'witləʊ
superficial whitlow عقربک سطحی ( ا ) : چرک دانه ای بین پوست حقیقی و پوستک ˌsuː. pəˈfɪʃ. əl 'witləʊ
subperiosteal زیر ضریعی ( ا ) : مربوط به/ قرار گرفته در زیر ضریع استخوانی یا رخ دهنده در آن جا ˌsʌbpɛriˈɒstiəl
subperiosteal زیر ضریعی ( ا ) : مربوط به/ قرار گرفته در زیر ضریع استخوانی یا رخ دهنده در آن جا ˌsʌbpɛriˈɒstiəl
melanotic whitlow عقربک سیاهکی ( ا ) : تومور بدخیم بستر ناخن که با تشکیل بافت ملانوتیک مشخص می شود. ˌmeləˈnɑtɪk 'witləʊ
melanotic whitlow عقربک سیاهکی ( ا ) : تومور بدخیم بستر ناخن که با تشکیل بافت ملانوتیک مشخص می شود. ˌmeləˈnɑtɪk 'witləʊ
wear and tear theory نظریه فرسودگی و نابودی/ نظریه سایش و پارگی ( ا ) : مفهومی از پیری که بدن انسان را با یک ماشین برابر دانسته که با فرسودگی قطعات، ...
wear and tear theory نظریه فرسودگی و نابودی/ نظریه سایش و پارگی ( ا ) : مفهومی از پیری که بدن انسان را با یک ماشین برابر دانسته که با فرسودگی قطعات، ...
wear and tear theory نظریه فرسودگی و نابودی/ نظریه سایش و پارگی ( ا ) : مفهومی از پیری که بدن انسان را با یک ماشین برابر دانسته که با فرسودگی قطعات، ...
waxy flexibility انعطاف پذیری مومی ( ا ) : حالتی از جمود عضلات که در آن، اندام های بیمار به طور نامحدود در هر موقعیتی که قرار گرفته اند، نگه داشته م ...
waxy flexibility انعطاف پذیری مومی ( ا ) : حالتی از جمود عضلات که در آن، اندام های بیمار به طور نامحدود در هر موقعیتی که قرار گرفته اند، نگه داشته م ...
water seal drainage تخلیه آب بندی شده ( ا ) : یک روش بسته تخلیه از فضای جنب که امکان خروج مایع و هوا را فراهم می کند اما از ورود هوا جلوگیری می کند، ...
water seal drainage تخلیه آب بندی شده ( ا ) : یک روش بسته تخلیه از فضای جنب که امکان خروج مایع و هوا را فراهم می کند اما از ورود هوا جلوگیری می کند، ...
مسمومیت با آب ( ا ) : وضعیتی که در اثر احتباس بیش از حد آب در مغز ایجاد و منجر به سردرد، سرگیجه و اغتشاش می شود که در موارد شدید ممکن است باعث تشنج و ...
مسمومیت با آب ( ا ) : وضعیتی که در اثر احتباس بیش از حد آب در مغز ایجاد و منجر به سردرد، سرگیجه و اغتشاش می شود که در موارد شدید ممکن است باعث تشنج و ...
waterborne آب زاد ( ا ) : توصیف گر بیماری های خاصی که توسط آب آلوده منتقل می شوند. ˈwɒtərˌbɔːrn
waterborne آب زاد ( ا ) : توصیف گر بیماری های خاصی که توسط آب آلوده منتقل می شوند. ˈwɒtərˌbɔːrn
walk in centers مراکز سرپایی ) h ( : مراکز غیررسمی که خدمات مراقبت های سلامت قابل دسترس را به صورت سرپایی ارائه می دهند. این مراکز، مشاوره های رایگا ...
walk in centers مراکز سرپایی ) h ( : مراکز غیررسمی که خدمات مراقبت های سلامت قابل دسترس را به صورت سرپایی ارائه می دهند. این مراکز، مشاوره های رایگا ...
= morning sickness vɒmitiŋ əv ˈpreɡ. nən. si
projectile vomiting استفراغ جهنده ( ا ) : خروج همراه با فشار محتویات معده ( معمولاً بدون هشدار قبلی ) که در موارد تنگی هیپرتروفیک درب خروجی معده و ب ...
projectile vomiting استفراغ جهنده ( ا ) : خروج همراه با فشار محتویات معده ( معمولاً بدون هشدار قبلی ) که در موارد تنگی هیپرتروفیک درب خروجی معده و ب ...
استفراغ مدفوعی ( ا ) : استفراغی که با مدفوع مخلوط شده است. این نوع استفراغ در موارد انسداد روده ( زمانی که محتویات ابتدای روده به معده برمی گردد ) رخ ...
fecal vomit استفراغ مدفوعی ( ا ) : استفراغی که با مدفوع مخلوط شده است. این نوع استفراغ در موارد انسداد روده ( زمانی که محتویات ابتدای روده به معده ب ...
= stercoraceous vomit
bilious vomit استفراغ صفراوی ) h ( : استفراغی که با صفرا مخلوط شده و به رنگ زرد یا سبز در آمده است. ˈbɪl. i. əs 'vɒmit
voluntary organizations سازمان های داوطلبانه ) h ( : گروهی از افراد که با یک هدف یا آرمان مشترک برای ارائه خدمات به دیگران گرد هم می آیند. بسیاری از ...
voluntary organizations سازمان های داوطلبانه ) h ( : گروهی از افراد که با یک هدف یا آرمان مشترک برای ارائه خدمات به دیگران گرد هم می آیند. بسیاری از ...
vestibule of the vagina دهلیز مهبل ( ا ) : فضای بین لبینه های کوچک در ورودی واژن vestibju:l əv �ə vədʒaɪnə
vestibule of the vagina دهلیز مهبل ( ا ) : فضای بین لبینه های کوچک در ورودی واژن vestibju:l əv �ə vədʒaɪnə
vestibule of the vagina دهلیز مهبل ( ا ) : فضای بین لبینه های کوچک در ورودی واژن vestibju:l əv �ə vədʒaɪnə
vestibule of the ear دهلیز گوش ) h ( : حفره ای در ورودی حلزون گوش vestibju:l əv �ə ɪə
vestibule of the ear دهلیز گوش ) h ( : حفره ای در ورودی حلزون گوش vestibju:l əv �ə ɪə
vertebrobasilar مهره ای قاعده ای ( ص ) : مربوط به شریان های مهره ای و قاعده ای vɜːtibrə'bˈazilər
vertebrobasilar مهره ای قاعده ای ( ص ) : مربوط به شریان های مهره ای و قاعده ای vɜːtibrə'bˈazilər
vertebrobasilar مهره ای قاعده ای ( ص ) : مربوط به شریان های مهره ای و قاعده ای vɜːtibrə'bˈazilər
external version چرخانش خارجی ( ا ) : دستکاری رحم از طریق دیواره شکم به منظور تغییر وضعیت جنین ɪkˈstɜː. nəl 'vɜːʃən
external version چرخانش خارجی ( ا ) : دستکاری رحم از طریق دیواره شکم به منظور تغییر وضعیت جنین ɪkˈstɜː. nəl 'vɜːʃən
verruca plana زگیل پهن ( ا ) : زگیلی کوچک، صاف، معمولاً به رنگ پوست یا قهوه ای روشن و کمی برجسته که گاهی به تعداد زیاد ( بیشتر در کودکان ) دیده می ش ...
verruca plana زگیل پهن ( ا ) : زگیلی کوچک، صاف، معمولاً به رنگ پوست یا قهوه ای روشن و کمی برجسته که گاهی به تعداد زیاد ( بیشتر در کودکان ) دیده می ش ...
verruca acuminata زگیل تناسلی ( ا ) : زگیلی مقاربتی که روی دستگاه تناسلی خارجی ظاهر می شود. və'ru:kə əkuː. mɪneitə
verruca acuminata زگیل تناسلی ( ا ) : زگیلی مقاربتی که روی دستگاه تناسلی خارجی ظاهر می شود. və'ru:kə əkuː. mɪneitə
verruca plantaris زگیل کف پا ( ا ) : توده کوچک سفت و بی ضرر در کف پا که توسط ویروس ایجاد می شود pl�nˈt�r. ɪs 'və'ru:kə
verruca plantaris زگیل کف پا ( ا ) : توده کوچک سفت و بی ضرر در کف پا که توسط ویروس ایجاد می شود pl�nˈt�r. ɪs 'və'ru:kə
verruca plantaris زگیل کف پا ( ا ) : توده کوچک سفت و بی ضرر در کف پا که توسط ویروس ایجاد می شود pl�nˈt�r. ɪs 'və'ru:kə
ventilator associated pneumonia ( VAP ) سینه پهلوی مرتبط با دستگاه تهویه ( ا ) : یکی از علل شایع پنومونی اکتسابی در بیمارستان که در بیمار، بیش از ۴۸ ...
ventilator associated pneumonia ( VAP ) سینه پهلوی مرتبط با دستگاه تهویه ( ا ) : یکی از علل شایع پنومونی اکتسابی در بیمارستان که در بیمار، بیش از ۴۸ ...
ventilator associated pneumonia ( VAP ) سینه پهلوی مرتبط با دستگاه تهویه ( ا ) : یکی از علل شایع پنومونی اکتسابی در بیمارستان که در بیمار، بیش از ۴۸ ...
alveolar ventilation تهویه حبابچه ای ( اسم ) : تهویه مؤثر در حبابچه ها ( جایی که تبادل گاز با خون انجام می شود ) ˌ�l. viˈəʊ. lə 'venti'leiʃən