پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٣)
mucopolysaccharidosis type III [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈəʊsis tˈaip θriː] Sanfilippo’s syndrome Sanfilippo’s syndrome [s�nfailipʊz ˈsɪndrəʊm] نشانگان ...
mucopolysaccharidosis type III [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈəʊsis tˈaip θriː] Sanfilippo’s syndrome Sanfilippo’s syndrome [s�nfailipʊz ˈsɪndrəʊm] نشانگان ...
Morquio Brailsford disease [mɔ:kjiːəʊ breizfɜːd diˈziːz] Morquio’s syndrome Morquio’s syndrome [mɔ:kjiːəʊz ˈsɪndrəʊm] نشانگان مورکیو/ بیماری مورک ...
Morquio Brailsford disease [mɔ:kjiːəʊ breizfɜːd diˈziːz] Morquio’s syndrome Morquio’s syndrome [mɔ:kjiːəʊz ˈsɪndrəʊm] نشانگان مورکیو/ بیماری مورک ...
Morton’s syndrome [ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا عصب تود مورتون ( ا ) : یک بیماری دردناک که در آن، کوتاهی مادرزادی اولین استخوان کف پا باعث هیپرتروفی و درد ...
Morton’s syndrome [ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا عصب تود مورتون ( ا ) : یک بیماری دردناک که در آن، کوتاهی مادرزادی اولین استخوان کف پا باعث هیپرتروفی و درد ...
Morton’s syndrome [ˈsɪndrəʊm] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد و از دست دادن حس می شود. Mort ...
Morton’s syndrome [ˈsɪndrəʊm] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد و از دست دادن حس می شود. Mort ...
Morton’s syndrome [ˈsɪndrəʊm] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد و از دست دادن حس می شود. Mort ...
Morton's neuroma [ˌmɔː. tənz njʊəˈrəʊmə] عصب تود مورتون {ا}: سندروم مورتون که در آن، عصب ضخیم و هیپرتروفه شود.
Morton's neuroma [ˌmɔː. tənz njʊəˈrəʊmə] عصب تود مورتون {ا}: سندروم مورتون که در آن، عصب ضخیم و هیپرتروفه شود.
Morton's neuroma [ˌmɔː. tənz njʊəˈrəʊmə] عصب تود مورتون {ا}: سندروم مورتون که در آن، عصب ضخیم و هیپرتروفه شود.
Morton's metatarsalgia [ˌmɔː. tənz met. ə. tɑːsˈ�l. dʒi. ə] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد ...
Morton's metatarsalgia [ˌmɔː. tənz met. ə. tɑːsˈ�l. dʒi. ə] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد ...
Morton's metatarsalgia [ˌmɔː. tənz met. ə. tɑːsˈ�l. dʒi. ə] کف پا درد مورتون ( ا ) : وضعیتی که در آن، بخشی از یک عصب در کف پا ضخیم تر شده و باعث درد ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
Mortenson’s syndrome [mˈɔːtənsɒnz ˈsɪndrəʊm] بیش لخته یاختگی خونریزی دهنده/ نشانگان مورتنسون {ا}: یک اختلال خونی که با افزایش تعداد پلاکت های خون، طو ...
meconium aspiration syndrome [mi'kəʊniəm �spiˈreiʃən ˈsɪndrəʊm] نشانگان آسپیراسیون مامیزه {ا}: سندرمی که با خفگی شدید ناشی از نقص در اتساع ریه ها به ...
meconium aspiration syndrome [mi'kəʊniəm �spiˈreiʃən ˈsɪndrəʊm] نشانگان آسپیراسیون مامیزه {ا}: سندرمی که با خفگی شدید ناشی از نقص در اتساع ریه ها به ...
meconium aspiration syndrome [mi'kəʊniəm �spiˈreiʃən ˈsɪndrəʊm] نشانگان آسپیراسیون مامیزه {ا}: سندرمی که با خفگی شدید ناشی از نقص در اتساع ریه ها به ...
meconium aspiration syndrome [mi'kəʊniəm �spiˈreiʃən ˈsɪndrəʊm] نشانگان آسپیراسیون مامیزه {ا}: سندرمی که با خفگی شدید ناشی از نقص در اتساع ریه ها به ...
meconium aspiration syndrome [mi'kəʊniəm �spiˈreiʃən ˈsɪndrəʊm] نشانگان آسپیراسیون مامیزه {ا}: سندرمی که با خفگی شدید ناشی از نقص در اتساع ریه ها به ...
Treacher Collins syndrome
نشانگان یا بدشکلی تریچر کالینز/ دُش استخوان سازی زیرآرواره ای صورتی {ا}: یک اختلال ارثی در رشد صورت که در آن، فک پایین و استخوان های گونه به طور کامل ...
mandibulofacial [m�n'dibjʊləəʊˈfeɪʃəl] زیرآرواره ای صورتی ( ص ) : مربوط به فک پایین و برخی دیگر از قسمت های صورت
mandibulofacial [m�n'dibjʊləəʊˈfeɪʃəl] زیرآرواره ای صورتی ( ص ) : مربوط به فک پایین و برخی دیگر از قسمت های صورت
Treacher Collins syndrome
Waldenstrom’s syndrome [ˈv�l. dənˌstrɑm ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا بزرگ گلوبولین خونی والدنستروم ( ا ) یک سندرم پیش رونده نادر درگیر کننده سیستم رتیکولواپ ...
Waldenstrom’s syndrome [ˈv�l. dənˌstrɑm ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا بزرگ گلوبولین خونی والدنستروم ( ا ) یک سندرم پیش رونده نادر درگیر کننده سیستم رتیکولواپ ...
Waldenstrom’s syndrome [ˈv�l. dənˌstrɑm ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا بزرگ گلوبولین خونی والدنستروم ( ا ) یک سندرم پیش رونده نادر درگیر کننده سیستم رتیکولواپ ...
Waldenstrom’s syndrome [ˈv�l. dənˌstrɑm ˈsɪndrəʊm] نشانگان یا بزرگ گلوبولین خونی والدنستروم ( ا ) یک سندرم پیش رونده نادر درگیر کننده سیستم رتیکولواپ ...
macroglobulinemia [ˈm�k. roʊˌɡlɑːb. jə. lɪˈniː. mi. ə] بزرگ گلوبولین خونی {ا}: وضعیتی که با افزایش ماکروگلوبولین ها در خون مشخص می شود.
macroglobulinemia [ˈm�k. roʊˌɡlɑːb. jə. lɪˈniː. mi. ə] بزرگ گلوبولین خونی {ا}: وضعیتی که با افزایش ماکروگلوبولین ها در خون مشخص می شود.
macroglobulinemia [ˈm�k. roʊˌɡlɑːb. jə. lɪˈniː. mi. ə] بزرگ گلوبولین خونی {ا}: وضعیتی که با افزایش ماکروگلوبولین ها در خون مشخص می شود.
Lutembacher’s syndrome [lu:təmbʌkɜːz ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوتمباخر ( ا ) : سندرم بسیار نادر ترکیبی از نقص مادرزادی دیواره دهلیزی و تنگی دریچه میترال
Lutembacher’s syndrome [lu:təmbʌkɜːz ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوتمباخر ( ا ) : سندرم بسیار نادر ترکیبی از نقص مادرزادی دیواره دهلیزی و تنگی دریچه میترال
Lutembacher’s syndrome [lu:təmbʌkɜːz ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوتمباخر ( ا ) : سندرم بسیار نادر ترکیبی از نقص مادرزادی دیواره دهلیزی و تنگی دریچه میترال
Lucey Driscoll syndrome [lu:si driskɒl ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوسی دریسکول ( ا ) : نوعی زردی مادرزادی در نوزادان که در نتیجه نقص در کنژوگه شدن بیلی روبین ...
Lucey Driscoll syndrome [lu:si driskɒl ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوسی دریسکول ( ا ) : نوعی زردی مادرزادی در نوزادان که در نتیجه نقص در کنژوگه شدن بیلی روبین ...
Lucey Driscoll syndrome [lu:si driskɒl ˈsɪndrəʊm] نشانگان لوسی دریسکول ( ا ) : نوعی زردی مادرزادی در نوزادان که در نتیجه نقص در کنژوگه شدن بیلی روبین ...
low salt syndrome [ləʊ ˈsɒlt ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود نمک ( ا ) : سندرمی که در اثر کاهش غلظت نمک سرم ایجاد شده و در موارد گرمازدگی و همچنین اختلالات ...
low salt syndrome [ləʊ ˈsɒlt ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود نمک ( ا ) : سندرمی که در اثر کاهش غلظت نمک سرم ایجاد شده و در موارد گرمازدگی و همچنین اختلالات ...
low salt syndrome [ləʊ ˈsɒlt ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود نمک ( ا ) : سندرمی که در اثر کاهش غلظت نمک سرم ایجاد شده و در موارد گرمازدگی و همچنین اختلالات ...
low salt diet [ləʊ ˈsɒlt 'daiət] رژیم کم نمک {ا}: رژیمی حاوی مقدار بسیار کم نمک که معمولاً برای کاهش سدیم دریافتی بیمار در موارد پرفشاری خون و بیماری ...
low salt diet [ləʊ ˈsɒlt 'daiət] رژیم کم نمک {ا}: رژیمی حاوی مقدار بسیار کم نمک که معمولاً برای کاهش سدیم دریافتی بیمار در موارد پرفشاری خون و بیماری ...
Lowe’s syndrome [ˈləʊz ˈsɪndrəʊm] نشانگان لو ( ا ) : یک بیماری ارثی که فقط در نوزادان پسر مشاهده شده و با معلولیت ذهنی، کاهش تولید آمونیاک توسط کلیه ...