پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٣)
hamartoma syndrome [h�mɑ:'təʊmə ˈsɪndrəʊm] نشانگان هامارتوم/ بیماری کودِن {ا}: یک اختلال اتوزومال غالب که با پرمویی، فیبروماتوز لثه، پاپول های صورت، ...
hamartoma syndrome [h�mɑ:'təʊmə ˈsɪndrəʊm] نشانگان هامارتوم/ بیماری کودِن {ا}: یک اختلال اتوزومال غالب که با پرمویی، فیبروماتوز لثه، پاپول های صورت، ...
hamartoma syndrome [h�mɑ:'təʊmə ˈsɪndrəʊm] نشانگان هامارتوم/ بیماری کودِن {ا}: یک اختلال اتوزومال غالب که با پرمویی، فیبروماتوز لثه، پاپول های صورت، ...
hamartoma syndrome [h�mɑ:'təʊmə ˈsɪndrəʊm] نشانگان هامارتوم/ بیماری کودِن {ا}: یک اختلال اتوزومال غالب که با پرمویی، فیبروماتوز لثه، پاپول های صورت، ...
hamartoma syndrome [h�mɑ:'təʊmə ˈsɪndrəʊm] نشانگان هامارتوم/ بیماری کودِن {ا}: یک اختلال اتوزومال غالب که با پرمویی، فیبروماتوز لثه، پاپول های صورت، ...
blue diaper syndrome [blu: ˈdaɪəpə ˈsɪndrəʊm] نشانگان پوشک آبی {ا}: نقصی در جذب تریپتوفان که در آن، به دلیل فعالیت باکتری های روده بر روی تریپتوفان، ...
blue diaper syndrome [blu: ˈdaɪəpə ˈsɪndrəʊm] نشانگان پوشک آبی {ا}: نقصی در جذب تریپتوفان که در آن، به دلیل فعالیت باکتری های روده بر روی تریپتوفان، ...
blue diaper syndrome [blu: ˈdaɪəpə ˈsɪndrəʊm] نشانگان پوشک آبی {ا}: نقصی در جذب تریپتوفان که در آن، به دلیل فعالیت باکتری های روده بر روی تریپتوفان، ...
Bjornstad’s syndrome [bjɔ:nstɑːdz ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیورنستاد {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با ناشنوایی حسی عصبی مادرزادی و موهای فرفری مشخص می ش ...
Bjornstad’s syndrome [bjɔ:nstɑːdz ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیورنستاد {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با ناشنوایی حسی عصبی مادرزادی و موهای فرفری مشخص می ش ...
Bjornstad’s syndrome [bjɔ:nstɑːdz ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیورنستاد {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با ناشنوایی حسی عصبی مادرزادی و موهای فرفری مشخص می ش ...
biotin deficiency syndrome [baiətin dɪˈfɪʃ. ən. si ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود بیوتین {ا}: وضعیتی غیرطبیعی ناشی از کمبود بیوتین که با التهاب پوست فلسی، ...
biotin deficiency syndrome [baiətin dɪˈfɪʃ. ən. si ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود بیوتین {ا}: وضعیتی غیرطبیعی ناشی از کمبود بیوتین که با التهاب پوست فلسی، ...
biotin deficiency syndrome [baiətin dɪˈfɪʃ. ən. si ˈsɪndrəʊm] نشانگان کمبود بیوتین {ا}: وضعیتی غیرطبیعی ناشی از کمبود بیوتین که با التهاب پوست فلسی، ...
Bernard Soulier syndrome [bɜːnɑːr sʊ:lijə ˈsɪndrəʊm] نشانگان برنارد سولیر {ا}: یک اختلال خونریزی دهنده اتوزومال مغلوب که با فقدان یا نقص در توانایی ...
Bernard Soulier syndrome [bɜːnɑːr sʊ:lijə ˈsɪndrəʊm] نشانگان برنارد سولیر {ا}: یک اختلال خونریزی دهنده اتوزومال مغلوب که با فقدان یا نقص در توانایی ...
Bernard Soulier syndrome [bɜːnɑːr sʊ:lijə ˈsɪndrəʊm] نشانگان برنارد سولیر {ا}: یک اختلال خونریزی دهنده اتوزومال مغلوب که با فقدان یا نقص در توانایی ...
Berdon’s syndrome [bɜːdənz sindrəʊm] نشانگان بردون {ا}: درشتی مثانه، میکروکولون و کاهش حرکات دودی روده
Berdon’s syndrome [bɜːdənz sindrəʊm] نشانگان بردون {ا}: درشتی مثانه، میکروکولون و کاهش حرکات دودی روده
Berdon’s syndrome [bɜːdənz sindrəʊm] نشانگان بردون {ا}: درشتی مثانه، میکروکولون و کاهش حرکات دودی روده
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
exophthalmos macroglossia gigantism ( EMG ) syndrome [eksɒf'θ�lməs m�krəʊ'glɒsiə dʒaɪˈɡ�n. tɪ. zəm ˈsɪndrəʊm] نشانگان برون چشمی درشت زبانی غول پیکری ...
Beckwith’s syndrome [bekwiθ ˈsɪndrəʊm] نشانگان بکویت {ا}: یک اختلال ارثی با علت ناشناخته مرتبط با کاهش قند و افزایش انسولین خون نوزادی. تظاهرات بالین ...
Beckwith’s syndrome [bekwiθ ˈsɪndrəʊm] سندرم بکویت {ا}: یک اختلال ارثی با علت ناشناخته مرتبط با کاهش قند و افزایش انسولین خون نوزادی. تظاهرات بالینی ...
Beckwith’s syndrome [bekwiθ ˈsɪndrəʊm] سندرم بکویت {ا}: یک اختلال ارثی با علت ناشناخته مرتبط با کاهش قند و افزایش انسولین خون نوزادی. تظاهرات بالینی ...
Beals’syndrome [ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیلز {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب و نوعی دیسپلازی استخوانی ارثی که با انتهاهای بلند و لاغر، انگشتان دست و پای غیرطب ...
Beals’syndrome [ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیلز {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب و نوعی دیسپلازی استخوانی ارثی که با انتهاهای بلند و لاغر، انگشتان دست و پای غیرطب ...
Beals’syndrome [ˈsɪndrəʊm] نشانگان بیلز {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب و نوعی دیسپلازی استخوانی ارثی که با انتهاهای بلند و لاغر، انگشتان دست و پای غیرطب ...
bare lymphocyte syndrome [beə ˈlim. fə. saɪt sˈindrəʊm] نشانگان تنابه یاخته برهنه {ا}: یک بیماری نقص ایمنی ناشی از بتا - ۲ میکروگلوبولین معیوب ( یکی ...
bare lymphocyte syndrome [beə ˈlim. fə. saɪt sˈindrəʊm] نشانگان تنابه یاخته برهنه {ا}: یک بیماری نقص ایمنی ناشی از بتا - ۲ میکروگلوبولین معیوب ( یکی ...
bare lymphocyte syndrome [beə ˈlim. fə. saɪt sˈindrəʊm] نشانگان تنابه یاخته برهنه {ا}: یک بیماری نقص ایمنی ناشی از بتا - ۲ میکروگلوبولین معیوب ( یکی ...
Bard Pic syndrome [bɑːd pik sˈindrəʊm] نشانگان بارد پیک {ا}: وضعیتی که با زردی پیشرونده، بزرگ شدن کیسه صفرا و کاشکسی همراه با سرطان پیشرفته پانکراس ...
Bard Pic syndrome [bɑːd pik sˈindrəʊm] نشانگان بارد پیک {ا}: وضعیتی که با زردی پیشرونده، بزرگ شدن کیسه صفرا و کاشکسی همراه با سرطان پیشرفته پانکراس ...
Bard Pic syndrome [bɑːd pik sˈindrəʊm] نشانگان بارد پیک {ا}: وضعیتی که با زردی پیشرونده، بزرگ شدن کیسه صفرا و کاشکسی همراه با سرطان پیشرفته پانکراس ...
Baller Gerold syndrome [ˈbɔː. lə ˈdʒʌrəʊlt ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالر جرولد {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب که با جوش خوردن زودرس استخوان های جمجمه ( کرا ...
Baller Gerold syndrome [ˈbɔː. lə ˈdʒʌrəʊlt ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالر جرولد {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب که با جوش خوردن زودرس استخوان های جمجمه ( کرا ...
Baller Gerold syndrome [ˈbɔː. lə ˈdʒʌrəʊlt ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالر جرولد {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب که با جوش خوردن زودرس استخوان های جمجمه ( کرا ...
Balint’s syndrome [ˈb�l. ɪnts ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالینت {ا}: گروهی از نشانه های بینایی که با ادراک پریشی نقیصه ای و آتاکسی بینایی همزمان مشخص می شو ...
Balint’s syndrome [ˈb�l. ɪnts ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالینت {ا}: گروهی از نشانه های بینایی که با ادراک پریشی نقیصه ای و آتاکسی بینایی همزمان مشخص می شو ...
Balint’s syndrome [ˈb�l. ɪnts ˌsɪn. drəʊm] نشانگان بالینت {ا}: گروهی از نشانه های بینایی که با ادراک پریشی نقیصه ای و آتاکسی بینایی همزمان مشخص می شو ...
atypical measles syndrome ( AMS ) [ˌeɪˈtɪpɪkl̩ ˈmiːzl̩z ˈsɪndrəʊm] نشانگان سرخجه نامتعارف {ا}: نوعی سرخجه که در افراد واکسینه شده با واکسن کشته شده ...
atypical measles syndrome ( AMS ) [ˌeɪˈtɪpɪkl̩ ˈmiːzl̩z ˈsɪndrəʊm] نشانگان سرخجه نامتعارف {ا}: نوعی سرخجه که در افراد واکسینه شده با واکسن کشته شده ...
atypical measles syndrome ( AMS ) [ˌeɪˈtɪpɪkl̩ ˈmiːzl̩z ˈsɪndrəʊm] نشانگان سرخجه نامتعارف {ا}: نوعی سرخجه که در افراد واکسینه شده با واکسن کشته شده ...
atypical measles syndrome ( AMS ) [ˌeɪˈtɪpɪkl̩ ˈmiːzl̩z ˈsɪndrəʊm] نشانگان سرخجه نامتعارف {ا}: نوعی سرخجه که در افراد واکسینه شده با واکسن کشته شده ...
athletic heart syndrome ( AHS ) [�θli:ts hɑːt ˈsɪndrəʊm] نشانگان قلب ورزشکاران {ا}: قلب بزرگ شده اما از جهات دیگر طبیعیِ یک ورزشکار که برای استقامت ...