پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)
جوهره مراقبت {ا}: اصطلاحی که به جنبه های اساسی و ضروری پرستاری اشاره دارد، که شامل موارد زیر است: اصول مراقبت از خود؛ غذا و تغذیه؛ بهداشت شخصی و دهان ...
فرو - داخل بینی {ا}: لوچی چشم همگرا که در آن، چشم به سمت پایین و داخل می چرخد.
زخمگه ای {ص}: مربوط به اسکار
سرخ ایستایی ( اسم ) : وضعیتی که به دلیل رکود خون در مویرگ ها ( و لذا رکود گلبول های قرمز ) ایجاد و در نتیجه، گلبول های قرمز از دسترسی به پلاسمای تازه ...
سرخ رویش {ا}: وضعیتی که با تشکیل پاپول های قرمز رنگ با مرزهای نامشخص، در محل اتصال غشای مخاطی و اپیتلیوم، عمدتاً در مقعد، فرج و دهان مشخص می شود؛ وقت ...
سرخ خوار ( اسم ) : نوعی فاگوسیت که گلبول های قرمز خون را بلعیده و از بین می برد.
سرخ ساز {صفت}: ۱. تولید کننده| ایجاد کننده بثورات پوستی؛ ۲. سرخ گویچه ساز: ساختی تولید کننده گلبول های قرمز خون؛ 3. سرخ گویچه ساختی: مربوط به تشکیل گ ...
سرخ پوست آماس ( اسم ) : قرمزی و التهاب پوست
سرخ گویچه ادراری ( اسم ) : وجود گلبول های قرمز در ادرار
سرخ گویچه فزونی تنشی {ا}: وضعیتی که در افراد عصبی و مستعد اضطراب رخ می دهد. در این وضعیت، افزایشی در توده گلبول های قرمز خون وجود ندارد، اما کاهش حجم ...
اریتروسایتوپنیک {ص}: مربوط به اریتروسایتوپنی
سرخ گویچه کافت ( اسم ) : تخریب یا انحلال گلبول های قرمز خون با خروج هموگلوبین به درون پلاسما
سرخ گویچه خون ( ص ) : مربوط به پلی سایتمی
سرخ گویچه شکنی ( اسم ) : تکه تکه شدن گلبول های قرمز خون
erythrochloropia {noun}: a form of color blindness in which only the colors red and green can be distinguished correctly.
سرخ - سبز بینی ( اسم ) : نوعی کوررنگی که در آن، فقط رنگ های قرمز و سبز را می توان به درستی تشخیص داد.
سرخ تنده خونی ( اسم ) : وجود تعداد بسیار نامتعارف و زیاد اریتروبلاست ها در خون محیطی
erythroblastaemia [ˌɪrɪθroʊbl�stˈiːmiə] erythroblastemia erythroblastemia [ˌɪrɪθroʊbl�stˈiːmiə] سرخ تنده خونی ( اسم ) : وجود تعداد بسیار نامتعارف ...
اروس ( اسم ) : ۱. عشق جسمانی| میل جنسی؛ ۲. خدای عشق یونانی؛ ۳. در روانپزشکی به غریزه زندگی، یعنی گرایش غریزی به حفظ خود اطلاق می گردد.
بطری ارلن مایر ( ا ) : فلاسکی با بدنه مخروطی شکل، پایه پهن و گردن باریک و کوتاه که مخصوصاً برای برخی از فرآیندهای شیمیایی مناسب است.
سنجان. لغت نامه دهخدا. سنجان . [ س َ ] ( نف ، ق ) صفت بیان حالت ازمصدر سنجیدن . در حال سنجیدن . رجوع به سنجیدن شود. سنجانا. لغت نامه دهخدا. سنجانا.
کارسنجی ( اسم ) : 1. اندازه گیری کار انجام شده توسط عضلات؛ 2. روشی که برای اندازه گیری میزان کار انجام شده توسط یک موجود زنده در حین فعالیت استفاده م ...
دوچرخه کارسنج {ا}: ارگومتری که برای اندازه گیری انرژی مصرفی به هنگام استفاده از دوچرخه ثابت استفاده می شود.
کارسنج ( اسم ) : وسیله ای برای سنجش کار انجام شده توسط فعالیت عضلانی
کارنگاره ( اسم ) : ثبت گرافیکی که توسط ارگوگراف انجام می شود.
اریتیسوفرنی ( اسم ) : فعالیت ذهنی غیرطبیعی و تشدید شده.
ارتیسم ( اسم ) : افزایش واکنش پذیری سیستم عصبی
نقطه ارب {ا}: نقطه ای در ۲ یا ۳ سانتی متری بالای ترقوه در کنار گردن که در آن، فشار بر شبکه عصبی بازویی باعث فلج ارب می شود.
[ɜːbz pə'r�ləsəs] فلج ارب {ا}: ضعف یا فلج شانه و بازو ناشی از آسیب به ریشه های فوقانی شبکه بازویی در هنگام زایمان ضربه ای که به موجب آن، عضلاتِ شانه ...
= arthrectomy
سایش| تراش ( اسم ) : برداشتن بافت با عمل جراحی از طریق خراشیدن
خم شدگی بیش از حد پا که منجر به راه رفتن به شکلی می شود که فقط انگشتان پا زمین را لمس می کنند.
= talipes equinus
= equinovalgus
تعادل نیتروژنی ( اسم ) : وضعیت بدن در زمانی که مقدار نیتروژن دفع شده در نسبت طبیعی با نیتروژن دریافتی قرار دارد.
اپونیکیوم ( اسم ) : لایه شاخی پوست که به حاشیه ناخن ها متصل است.
اپونیشیا ( اسم ) : عفونت چین پوست اطراف ناخن
روزیا {اسم}: انگل حیوانی یا همسفره ای که بر روی قسمت بیرونی بدن میزبان زندگی می کند.
برون قرقره ای ( ص ) : مربوط به اپی کندیل داخلی استخوان بازو
برون قرقره ( اسم ) : اپی کندیل داخلی استخوان بازو
سرطان دودکش پاک کن ها {ا}: سرطان پوست و اپیتلیومای سلول های پایه که اغلب پس از قرار گرفتن در معرض سوزش ناشی از دوده زغال ایجاد می شود.
پوشش کاو ( اسم ) : لیزین خاصی در سرم خون که باعث انحلال سلول های اپیتلیال می شود.
رو زردپی ( اسم ) : غلاف فیبری که تاندون ها را می پوشاند.
روجناغ ( اسم ) : دسته یا قسمت فوقانی جناغ سینه
اپیستازی ( اسم ) : ۱. روایستایی: اثر سرکوب کننده یک ژن بر ژن دیگر، همانطور که مثلاً در آلبینیسم رخ داده و در آن، ژن تعیین کننده الگوهای رنگدانه فزونی ...
تاول زا ( ا ) : عاملی که باعث تاول زدگی می شود. ■ تاول زا ( صفت ) : مسبب تاول زدگی
فرج - میاندوراه ترمیمی ( اسم ) : ترمیم پارگی فرج و پرینه با جراحی پلاستیک
رو وخشه رانش {ا}: جابجایی اپی فیز، به خصوص اپی فیز فوقانی استخوان ران
epiphysiolisthesis=
رو وخشه تثبیتی ( اسم ) : 1. استخوانی شدگی زودرس اپی فیز که منجر به توقف رشد استخوان می شود. ؛ 2. روش جراحی برای ثابت کردن اپی فیز جدا شده به دیافیز ا ...