برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Sebastian

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 جملات تاکیدی ١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

2 Mural ١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

3 در حال فروپاشی ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

4 فکر می کنم (خودخواه/خودخواهانه) برای این تعریف از این کلمه مناسب باشه:

not caring that something might not be morally right, might hurt someon ...
١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

5 پیست دوچرخه سواری ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

6 همخوانی ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

7 کُلی (محاوره فارسی)

مثلا
کلی میوه= مقدار زیادی میوه
کلی ماشین تو خیابون بود = تعداد زیادی ماشین تو خیابون بود
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

8 روز معارفه - روز یا جشنی که مربوط به ورود دانشجویان ترم اول به دانشگاه است ١٣٩٩/٠٦/١٣
|

9 زجرآور - منزجر کننده ١٣٩٩/٠٦/١١
|

10 (to strip the thread (of the screw
هرز کردن پیچ - وقتی نوار فلزی روی پیچ کنده شود و پیچ هرز شود.
منظور از thread قسمتی از پیچ است که برآمدگی ها ...
١٣٩٩/٠٦/١١
|

11 پای اردکی - فین

مربی های کلاس شنا به flipper "فین" /fin / می‌گن.

"fin " کلمه انگلیسی به معنای "باله" است

دیکشنری لانگمن flippe ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

12 National Organization for Civil Registration
سازمان ملی ثبت احوال
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

13 مدل ساز ١٣٩٩/٠٦/٠١
|

14 as far as I am concerned = به عقیده من ١٣٩٩/٠٥/١١
|

15 as far as I am concerned = به عقیده من ١٣٩٩/٠٥/١١
|

16 as far as I am concerned = به عقیده من ١٣٩٩/٠٥/١١
|

17 - اشاره مودبانه به زن یا بچه چاق: تو پُر
- گِرد و قلمبه
- برای بالشت و کوسن: پف دادن (برای اینکه حجمش بیشتر بشه)
- وسیله یا شی مشابه رو: بی ...
١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

18 تقدیر - تقدیر نامه ١٣٩٩/٠٤/٢١
|

19 (کسی را) قال گذاشتن - قال زدن - جیم زدن - جیم شدن ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

20 زلم زیمبو ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

21 و غیره و ذلک - و موارد دیگر - و غیره ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

22 دل کسی را بدست آوردن ١٣٩٩/٠٤/٠٧
|

23 two seater motorcycle
موتور دو تَرکه - موتور دونفره
١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

24 شیرفهم شدن ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

25 مثال:
!The one time I get to the station on time, the train is delayed—go figure

یه بار هم که من سرِ وقت رسیدم ایستگاه، قطار تاخیر داشت- ف ...
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

26 اجمالی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

27 یکه تاز ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

28 ...ideally suited to

کاملا متناسب با ...
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

29 public/private sector (=business controlled by the government or by private companies)

Public sector
بخش دولتی - سهامی عام

Private s ...
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

30 پاولوفی (= پاولوف ی )

اشاره به آزمایش شرطی شدن کلاسیک که دانشمند روسی ایوان پاولف انجام داد.

در آن، رفتار یا رفتارهای مورد بررسی پس ا ...
١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

31 یعنی زبانه‌ی در
ولی �به در بسته خوردن� هم معنی می‌ده، جایی که فضای بیشتری برای پیشروی نیست و دیگه کار از کار گذشته
١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

32 اصطلاح عامیانه که به آ خر جملات اضافه می شود و مفهوم کل جمله گفته شده را منفی می کند.
شکل دیگر املایی این کلمه "psych" است و نوشتار درست آن را "ps ...
١٣٩٩/٠٢/٢٦
|

33 اصطلاح عامیانه که به آ خر جملات اضافه می شود و مفهوم کل جمله گفته شده را منفی می کند.
شکل دیگر املایی این کلمه "sike" است اما نوشتار درست آن را "p ...
١٣٩٩/٠٢/٢٦
|

34 رسانش القایی ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

35 slang) respect for someone)
(Cambridge)
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

36 تفنگ گلنگدنی

اسلحه‌ای که با مکانیسم گلنگدن کار می‌کند
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

37 ناراضی بودن

The committee is reportedly "unhappy" about the discrepancy in numbers

طبق گزارش ها کمیته از تناقض آمار �ناراضی� است.
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

38 دوباره روی روال (چیزی) افتادن

دوباره عادت کردن به یک وضعیت، پس از ایجاد مدتی وقفه در جریان وقوع آن
١٣٩٩/٠٢/٢١
|

39 کمبود داشتن - دچار کمبودیت بودن ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

40 سوئیچ دوپل
سوئیچ دو وضعیتی (خاموش - روشن)
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

41 - اصابت (انگشتِ) پا به مانع (مثل گوشه میز)
- پیچ خوردن پا هنگام راه رفتن
- زمین خوردن در نتیجه‌ی پیچ خوردن (مچِ) پا
- تپق زدن یا درنگ کردن ه ...
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

42 کارناوال ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

43 مسابقه دختر شایسته
مسابقه زیبایی
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

44 دِمده ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

45 مشخص کردن
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

46 جایگاه ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

47 و از این قبیل
و امثالهم
و مانند آن
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

48 (در انگلستان) خدمات بهداشت ملی
(در ایران) وزارت بهداشت و درمان / وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

49 تاسیسات گرمایشی ساختمان
سیستم گرمایشی ساختمان
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

50 Reproduction rate of the disease
نرخ بازتولیدیِ بیماری
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 writing pad
• Then he got pen and writing pad and sat at the table.
• سپس قلم و زیردستی را برداشت و پشت میز نشست.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

2 measure
• She made a careful measure of the distance.
• او با دقت فاصله را اندازه گیری کرد/ اندازه گرفت.
١٣٩٩/٠٢/٠٨
|