برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Sebastian

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 شهرِ هِرت ١٤٠٠/٠٣/٢٥
|

2 تبیین کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

3 لاپوشانی نکردن ١٤٠٠/٠٣/١١
|

4 توضیحش سخته ١٤٠٠/٠٣/٠٤
|

5 مراد، آرزو ، مقصود

something that people want very much, but which is very difficult or impossible to achieve (لانگمن)
١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

6 اگه این کلمه رو تو جایی دیدید/شنیدید که مربوط به پیچ و مهره بود، تو فارسی بهش می‌گن �رزوه�

اینجا رو ببینید

https://fa.m.wikipedia.org/ ...
١٤٠٠/٠٢/٢٩
|

7 هزار تو، جایی که مسیریابی توش سخته ١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

8 شاید �نُقل مجلس� (مطلبی جالب که قابل ذکر در مجالس باشد) خوب باشه. ولی یکم انگار با party piece فاصله معنایی داره ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

9 (یه چیزی رو) با آب خالی خالی شستن

آبکشی کردن

رنگ کردن مو

آب در دهان گرفتن / آب در دهان گرداندن / دهان را شستن
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

10 بی بند و بار / بی بند و باری ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

11 لذا ١٤٠٠/٠٢/١٠
|

12 من از یه جا شنیده بودم می‌گفتن

�طرف آتیش به آتیش سیگار می‌کشه�

یا

�طرف با سیگار، سیگار روشن می‌کنه�
١٤٠٠/٠٢/٠٦
|

13 سرخورده ١٣٩٩/١٢/١٠
|

14 بازپس‌گیری - بازستانی ١٣٩٩/١١/١٩
|

15 همگام بودن با - هماهنگ بودن با ١٣٩٩/١١/١٩
|

16 انتقال اطلاعات به افرادی که در سطوح پایین تر یک سازمان هستند یا انتقال بالا به پایینِ اطلاعات. به پایین فرستادن اطلاعات، توزیع اطلاعات و...

...
١٣٩٩/١١/١٩
|

17 تعلل کردن
١٣٩٩/١١/١٠
|

18 آب و جارو کردن ١٣٩٩/١١/٠٩
|

19 Roll out

معرفی کالا به بازار، رونمایی از کالا، عرضه کردن

خمیر (و مانند آن) را با وردنه پهن یا صاف کردن

از جایی دیر درآمدن، از جا ...
١٣٩٩/١١/٠٧
|

20 ناپایدار ١٣٩٩/١١/٠٧
|

21 روی چیزی صیقل کشیدن

چیزی را صیقل کردن

چیزی را صیقل دادن
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

22 از m-w

simple language that anyone can understand

به بیان ساده، به زبان ساده، زیر دیپلم (مثال: زیر دیپلم صحبت کن بفهمیم چی میگی) و...
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

23 روز تحلیف ١٣٩٩/١٠/١٩
|

24 رشد
١٣٩٩/١٠/١٧
|

25 لَختی، رخوت، بی‌حالی، سستی ١٣٩٩/١٠/١٤
|

26 Undercover officer

افسر لباس شخصی - افسر مخفی
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

27 ریز شدن روی چیزی/موضوعی (یعنی به ریزِ جزئیاتش توجه کنی) ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

28 حساب کتابِ چیزی ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

29 تلقیح - تلقیح کردن ١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

30 به این صورت ١٣٩٩/٠٩/٢٢
|

31 خرابکارانه ١٣٩٩/٠٩/١٧
|

32 اگه واسه trust erosion باشه

از بین رفتن اعتماد/سلب اعتماد/خدشه دار شدن اعتماد
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

33 همان لحظه ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

34 مقررات منع رفت و آمد ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

35 Imply:
به معنای (چیزی) بودن

Democracy implies a respect for individual liberties
دموکراسی به معنای احترام به آزادی‌های فردی است

...
١٣٩٩/٠٨/٢١
|

36 آشغال دونی ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

37 The Polls

حوزه اخذ رأی
١٣٩٩/٠٨/١٤
|

38 ریزش ١٣٩٩/٠٨/١٠
|

39 جملات تاکیدی ١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

40 Mural ١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

41 در حال فروپاشی ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

42 فکر می کنم (خودخواه/خودخواهانه) برای این تعریف از این کلمه مناسب باشه:

not caring that something might not be morally right, might hurt someon ...
١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

43 پیست دوچرخه سواری ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

44 همخوانی ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

45 کُلی (محاوره فارسی)

مثلا
کلی میوه= مقدار زیادی میوه
کلی ماشین تو خیابون بود = تعداد زیادی ماشین تو خیابون بود
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

46 روز معارفه - روز یا جشنی که مربوط به ورود دانشجویان ترم اول به دانشگاه است ١٣٩٩/٠٦/١٣
|

47 زجرآور - منزجر کننده ١٣٩٩/٠٦/١١
|

48 (to strip the thread (of the screw
هرز کردن پیچ - وقتی نوار فلزی روی پیچ کنده شود و پیچ هرز شود.
منظور از thread قسمتی از پیچ است که برآمدگی ها ...
١٣٩٩/٠٦/١١
|

49 پای اردکی - فین

مربی های کلاس شنا به flipper "فین" /fin / می‌گن.

"fin " کلمه انگلیسی به معنای "باله" است

دیکشنری لانگمن flippe ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

50 National Organization for Civil Registration
سازمان ملی ثبت احوال
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 writing pad
• Then he got pen and writing pad and sat at the table.
• سپس قلم و زیردستی را برداشت و پشت میز نشست.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

2 measure
• She made a careful measure of the distance.
• او با دقت فاصله را اندازه گیری کرد/ اندازه گرفت.
١٣٩٩/٠٢/٠٨
|