میرحسین سیاوشی خیابانی

میرحسین سیاوشی خیابانی میرحسین سیاوشی خیابانی

دانشجوی رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تبریز

شماره تماس ( واتساپ و تلگرام ) :09036349226

ایمیل:siavoshiamirhossein005@gmail

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



میدان جنگ١٧:٥٩ - ١٤٠٠/١١/٠٦آوردگه . [ وَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) آوردگاه . رزمگاه . میدان . میدان جنگ : به آوردگه رفت نیزه به دست [ سیاوش ] عنان را بپیچید چون پیل مست . فردوسی . ... گزارش
0 | 0
متقن١٧:٥٥ - ١٤٠٠/١١/٠٦Well - establishedگزارش
0 | 0
معتبر١٧:٥٤ - ١٤٠٠/١١/٠٦well - establishedگزارش
0 | 0
desired١٧:٤٧ - ١٤٠٠/١١/٠٦Coveted=greatly desiredگزارش
0 | 0
desired١٤:٥٦ - ١٤٠٠/١١/٠٦covetedگزارش
2 | 0
لب مطلب١٩:٢٥ - ١٤٠٠/١١/٠٤the root of the matterگزارش
5 | 0
در دست داشتن قدرت١٩:١٢ - ١٤٠٠/١١/٠٤wield power/influence/authority etcگزارش
0 | 0
sought after١٩:٢١ - ١٤٠٠/١١/٠٤covetedگزارش
2 | 0
قدرت داشتن١٩:١٢ - ١٤٠٠/١١/٠٤wield power/influence/authority etcگزارش
0 | 0
جدی گرفتن١٩:٠٢ - ١٤٠٠/١١/٠٤سفت و سخت گرفتن کاری و امریگزارش
0 | 0
take seriously١٩:٠٢ - ١٤٠٠/١١/٠٤سفت و سخت گرفتن کاری و امریگزارش
0 | 0
take seriously١٩:٠١ - ١٤٠٠/١١/٠٤مهم تلقی کردنگزارش
0 | 0
جدی گرفتن١٩:٠٠ - ١٤٠٠/١١/٠٤take ( someone or something ) seriouslyگزارش
0 | 0
neocon١٨:٥٦ - ١٤٠٠/١١/٠٤A neoconservativeگزارش
2 | 0
کارساز١٨:٣٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤سازنده کار ؛ کارسازنده. کارآمد. کارساز : ز گردان گزین کرد پنجه هزار همه رزمجویان سازنده کار. فردوسی.گزارش
0 | 0
تا حد زیادی١٨:٥١ - ١٤٠٠/١١/٠٤in many waysگزارش
0 | 0
to a great degree١٨:٥٠ - ١٤٠٠/١١/٠٤in many waysگزارش
0 | 0
از هر نظر١٨:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤in many waysگزارش
0 | 0
کارامد١٨:٣٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤سازنده کار ؛ کارسازنده. کارآمد. کارساز : ز گردان گزین کرد پنجه هزار همه رزمجویان سازنده کار. فردوسی.گزارش
0 | 0
صدها میلیون نفر١٨:٢٨ - ١٤٠٠/١١/٠٤many hundreds of millions of peopleگزارش
0 | 0
true١٧:٢٥ - ١٤٠٠/١١/٠٤to remain trueگزارش
0 | 0
لاجل غیر مسمی١٧:٢٣ - ١٤٠٠/١١/٠٤for the indefinite futureگزارش
0 | 0
برای مدت نامعلومی١٧:٢٢ - ١٤٠٠/١١/٠٤for the indefinite futureگزارش
0 | 0
به معنای واقعی کلمه١٧:٢١ - ١٤٠٠/١١/٠٤in the true sense of the wordگزارش
0 | 0
اسیا به نوبت١٦:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤آسیا پَسا، آسیا پستا لهجه و گویش تهرانیگزارش
0 | 0
وقت١٦:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤پسا ( پَ ) ( ق . ) وقت ، نوبت .گزارش
0 | 0
در سال های اتی١٦:٥٦ - ١٤٠٠/١١/٠٤in the years aheadگزارش
0 | 0
جوانب١٦:٥١ - ١٤٠٠/١١/٠٤پساپیش. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) پس و پیش. قبل و بعد. اطراف. جوانب : چگونه است که کار خود را جد دانی و پساپیش کارهای خود را نگاه میداری. ( کتاب المعارف ) .گزارش
0 | 0
نوبت١٦:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٠٤پسا ( پَ ) ( ق . ) وقت ، نوبت .گزارش
0 | 0
postwar١٦:٤٧ - ١٤٠٠/١١/٠٤پساجنگگزارش
5 | 0
ثروت زیاد١٦:٤١ - ١٤٠٠/١١/٠٤Rich/Wealth beyond the/any dream of avarice=Having more money than one could imagine, hope for, or spend the entirety of.گزارش
5 | 0
بسیار ثروتمند بودن١٦:٤١ - ١٤٠٠/١١/٠٤Rich/Wealth beyond the/any dream of avarice=Having more money than one could imagine, hope for, or spend the entirety ofگزارش
0 | 0
wealth beyond the any dream of avarice١٦:٣٨ - ١٤٠٠/١١/٠٤Wealth that is greater than one could ever imagine, hope for, or spend the entirety ofگزارش
2 | 0
شریک جزء١٦:٣١ - ١٤٠٠/١١/٠٤junior partnerگزارش
0 | 0
بدون ملاحظه١٦:٢٧ - ١٤٠٠/١١/٠٤unceremoniouslyگزارش
0 | 0
unceremoniously١٦:٢٦ - ١٤٠٠/١١/٠٤با منتهای بی احترامیگزارش
0 | 0
میز غذا١٨:٤٢ - ١٤٠٠/١١/٠٢خانپایه . [ خام ْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) میز. میز غذاخوری : عیسی از چرخ فرودآید و ادریس ز خلد کاین دو را زلّه ز خانپایه ٔ طه بینند. خاقانی .گزارش
5 | 0
میز شام١٨:٤٢ - ١٤٠٠/١١/٠٢خانپایه . [ خام ْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) میز. میز غذاخوری : عیسی از چرخ فرودآید و ادریس ز خلد کاین دو را زلّه ز خانپایه ٔ طه بینند. خاقانی .گزارش
5 | 0
میز ناهارخوری١٨:٤٢ - ١٤٠٠/١١/٠٢خانپایه . [ خام ْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) میز. میز غذاخوری : عیسی از چرخ فرودآید و ادریس ز خلد کاین دو را زلّه ز خانپایه ٔ طه بینند. خاقانی .گزارش
7 | 0
به طور حتم١٨:٢١ - ١٤٠٠/١١/٠٢. . . . . . . It was taken for granted thatگزارش
5 | 0
بدیهی است١٨:٢٠ - ١٤٠٠/١١/٠٢. . . . . . . It was taken for granted thatگزارش
2 | 0
rehearsal١٨:٠٤ - ١٤٠٠/١١/٠٢واگویه کردن. [ ی َ/ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکرار کردن سخن کسی را. بازگفتن حرف شنیده را. تکرار کردن سخنی و بیشتر سخنی که گفتن آن مطبوع نیست. دوباره ... گزارش
5 | 0
به طور اعم١٨:١٠ - ١٤٠٠/١١/٠٢more generallyگزارش
2 | 0
وزارت امور خارجه١٨:٠٨ - ١٤٠٠/١١/٠٢the State Departmentگزارش
2 | 0
rehearsing١٨:٠٤ - ١٤٠٠/١١/٠٢واگویه کردن. [ ی َ/ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکرار کردن سخن کسی را. بازگفتن حرف شنیده را. تکرار کردن سخنی و بیشتر سخنی که گفتن آن مطبوع نیست. دوباره ... گزارش
5 | 0
rehearse١٨:٠٤ - ١٤٠٠/١١/٠٢واگویه کردن. [ ی َ/ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکرار کردن سخن کسی را. بازگفتن حرف شنیده را. تکرار کردن سخنی و بیشتر سخنی که گفتن آن مطبوع نیست. دوباره ... گزارش
2 | 0
واگفتن١٨:٠١ - ١٤٠٠/١١/٠٢rehearseگزارش
2 | 0
در سال های اتی١٧:٥١ - ١٤٠٠/١١/٠٢In the coming yearsگزارش
2 | 0
سرشناسی١٧:٣٩ - ١٤٠٠/١١/٠٢go stellar British English informal if a pop band, actor etc goes stellar, they become very popular and famousگزارش
2 | 0
در سال های پیش رو١٧:٥١ - ١٤٠٠/١١/٠٢In the coming yearsگزارش
2 | 0