hairpin

/ˈheəpɪn//ˈheəpɪn/

معنی: پیچ تند، سنجاق مو، گیره مو
معانی دیگر: نعلی شکل، (پیچ) تند، گیره ی سر (که به شکل v است)، درجاده پیچ تند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a U-shaped pin with long sides, usu. of thin metal wire, used to hold, or hold something to, the hair.
صفت ( adjective )
• : تعریف: sharply curved.

- The mountain road had many hairpin turns.
[ترجمه ترگمان] جاده کوهستانی پیچ تندی داشت
[ترجمه گوگل] جاده کوه بسیاری از چرخش های پیچ و مهره داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a hairpin turn
چرخش نعلی شکل،چرخش تند

2. Some of the hairpin bends had Ruth clinging to her seat.
[ترجمه ترگمان]روت در حالی که روت را روی صندلی اش چسبانده بود اندکی خم شد
[ترجمه گوگل]بعضی از خم های موی سرش روت به صندلی اش چسبیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He can hairpin any door open.
[ترجمه ترگمان] اون میتونه هر دری رو باز کنه
[ترجمه گوگل]او می تواند هر درب را باز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The roads twist round hairpin bends.
[ترجمه ترگمان]جاده پیچ تندی پیچ می خورد
[ترجمه گوگل]جاده ها پیچ و تاب دور پیچ خاردار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Hairpin turns force the car to crawl at 10 miles an hour in some places.
[ترجمه ترگمان]hairpin به نوبت ماشین را وادار به خزیدن در ۱۰ مایل در ساعت در بعضی جاها می کند
[ترجمه گوگل]موی سر خود را به زور ماشین را به خزیدن در 10 مایل در ساعت در برخی از نقاط
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It should be noted that hairpin bends are often necessary geographical features in high and exciting terrain.
[ترجمه ترگمان]لازم به ذکر است که پیچ های تند اغلب ویژگی های جغرافیایی ضروری در زمین بلند و هیجان انگیز هستند
[ترجمه گوگل]لازم به ذکر است که خم شدن موهای زانویی اغلب جغرافیایی لازم در زمین های عالی و هیجان انگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The taxi banked into a hairpin turn that squeezed them together, the pressure from her increasing by her own will.
[ترجمه ترگمان]تاکسی به پیچ تندی تبدیل شد که آن ها را به هم فشرد، فشار ناشی از افزایش میل خودش
[ترجمه گوگل]تاکسی به نوک انگشتی سر زده بود که آنها را با هم فشار می داد، فشار از او افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. No one tackles its succession of hairpin bends unless they have to: it is a particularly dangerous stretch of road.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از آن ها بر روی لبه آن قرار نمی گیرند، مگر اینکه باید این کار را بکنند: این یک کشش بسیار خطرناک است
[ترجمه گوگل]هیچ کس متوجه جانشینی از خم شدن موی سرش نمیشود مگر آنکه مجبور باشد: این یک کشش ویژه از جاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is a hairpin turn along a treacherous route.
[ترجمه ترگمان] یه پیچ تندی رو یه مسیر خطرناک پیدا کردیم
[ترجمه گوگل]این یک ناخن گیر موی سر است که در مسیر خیانتکار قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Some of the hairpin bends had Ruth clinging to her seat and holding her breath.
[ترجمه ترگمان]روت در حالی که نفسش در سینه حبس شده بود روت نفسش را در سینه حبس کرد
[ترجمه گوگل]بعضی از خم های موی سرش روت به صندلی اش چسبیده بود و نفس می کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. From that jumping-off point, the plot hits hairpin turns, sudden cliff drops and delirious loops of logic and technology.
[ترجمه ترگمان]از نقطه اوج گرفتن، این توطئه به چرخش شدید، سقوط صخره ناگهانی و حلقه های هذیان آمیز منطق و تکنولوژی می رسد
[ترجمه گوگل]از این نقطه پریدن، این طرح از چرخش های پیچ و مهره، قطره های صخره ای ناگهانی و حلقه های حیرت انگیز منطق و تکنولوژی بهره می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There are terrifying hairpin bends, sharp dips and sudden ascents.
[ترجمه ترگمان]پیچ تندی پیچ می خورد، خم می شود، تند و سریع و سریع بالا می رود
[ترجمه گوگل]خم شدن ناخن ها، تیز های تیز و صعود ناگهانی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The relationship to the hairpin vortices described above is not wholly clear.
[ترجمه ترگمان]رابطه با the hairpin که در بالا توضیح داده شد کاملا مشخص نیست
[ترجمه گوگل]ارتباط با گرداب های موی سر که در بالا شرح داده شده کاملا مشخص نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Climbing the steep mountain roads round hairpin bends was quite dramatic and more than once I had glimpses of distant eagles.
[ترجمه ترگمان]بالا رفتن از جاده های کوهستانی پیچ با پیچ، خیلی نمایشی و بیشتر از زمانی بود که از eagles دور دیده بودم
[ترجمه گوگل]صعود به جاده های شیب دار دور خم های پیچ و مهره بسیار چشمگیر بود و بیش از یک بار من چشم انداز های عقاب های دور را دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پیچ تند (اسم)
hairpin

سنجاق مو (اسم)
hairpin

گیره مو (اسم)
hairpin

تخصصی

[عمران و معماری] سنجاقک - میلگرد بست

به انگلیسی

• bobby pin, hair clip
a hairpin is a thin piece of bent metal used to hold hair in position.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیپیچ تند، سنجاق مو، گیره مومعانی متفرقهنعلی شکل، ( پیچ ) تند، گیره ی سر ( که به شک ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a U - shaped pin with long sides, usu. of thin metal wire, used to hold, ...جمله های نمونه1. a hairpin turn چرخش نعلی شکل، چرخش تند 2. Some of the hairpin bends had Ruth clinging to her s ...مترادفپیچ تند (اسم) hairpin سنجاق مو (اسم) hairpin گیره مو (اسم) hairpinبررسی تخصصی[عمران و معماری] سنجاقک - میلگرد بستانگلیسی به انگلیسیbobby pin, hair clip a hairpin is a thin piece of bent metal used to hold hair in position.
معنی hairpin، مفهوم hairpin، تعریف hairpin، معرفی hairpin، hairpin چیست، hairpin یعنی چی، hairpin یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف h، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف h، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف h، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف h
کلمه بعدی: hairpin bend
اشتباه تایپی: اشهقحهد
آوا: /هیرپین/
عکس hairpin : در گوگل
معنی hairpin

معنی یا پیشنهاد شما