میرحسین سیاوشی خیابانی

میرحسین سیاوشی خیابانی میرحسین سیاوشی خیابانی

دانشجوی رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تبریز

شماره تماس ( واتساپ و تلگرام ) :09036349226

ایمیل:siavoshiamirhossein005@gmail

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



تا تنور داغه بچسبون١٣:٢٦ - ١٤٠٠/١٢/١٥strike while the iron is hotگزارش
12 | 1
تیز پای١٣:٠١ - ١٤٠٠/١٢/١٥be fleet of foot ( =able to run quickly )گزارش
0 | 0
بی همتای١٣:٠٣ - ١٤٠٠/١٢/١٥have no parallel/be without parallelگزارش
9 | 1
بی همتا١٣:٠٣ - ١٤٠٠/١٢/١٥have no parallel/be without parallelگزارش
2 | 0
تیزپا١٣:٠١ - ١٤٠٠/١٢/١٥be fleet of foot ( =able to run quickly )گزارش
0 | 0
خسته کننده٠٣:٠٣ - ١٤٠٠/١٢/١٥tiringگزارش
0 | 0
bellows٠٢:٤٢ - ١٤٠٠/١٢/١٥کیر. ( ع اِ ) دمه آهنگری. ج ، کیار. کیَرة، کیران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . خیکی که آهنگر بدان کوره را می دمد، و کوره را که از گل سازند �کور ... گزارش
2 | 0
همرنگی با جماعت٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/١٢/١٥Conformismگزارش
0 | 0
همرنگ جماعت٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/١٢/١٥conformistگزارش
0 | 0
افکار روستایی٠٢:١٢ - ١٤٠٠/١٢/١٥suburban attitudesگزارش
0 | 0
عقاید دهاتی٠٢:١٢ - ١٤٠٠/١٢/١٥suburban attitudesگزارش
0 | 0
نخست انکه٠١:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/١٥for a startگزارش
0 | 0
در قدیم٠١:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٥در نخست ؛قبلاً. سابقاً. در قدیم : یکی داستان زد گَوی در نخست که پرمایه آنکس که دشمن بجست. فردوسی.گزارش
0 | 0
بخاطر اوردن فراموش شده ای٠١:٥٠ - ١٤٠٠/١٢/١٥cast your mind back to somethingگزارش
2 | 0
فرزند اول٠١:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/١٥نخست زادگزارش
0 | 0
قبل از هرچیز دیگر٠١:٥٨ - ١٤٠٠/١٢/١٥for a startگزارش
0 | 0
سابقا٠١:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٥در نخست ؛قبلاً. سابقاً. در قدیم : یکی داستان زد گَوی در نخست که پرمایه آنکس که دشمن بجست. فردوسی.گزارش
0 | 0
پیشتر٠١:٥٦ - ١٤٠٠/١٢/١٥در نخست ؛قبلاً. سابقاً. در قدیم : یکی داستان زد گَوی در نخست که پرمایه آنکس که دشمن بجست. فردوسی.گزارش
0 | 0
قبلا٠١:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٥در نخست ؛قبلاً. سابقاً. در قدیم : یکی داستان زد گَوی در نخست که پرمایه آنکس که دشمن بجست. فردوسی.گزارش
0 | 0
در وهله اول٠١:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/١٥for a startگزارش
2 | 1
به خاطر اوردن٠١:٥٠ - ١٤٠٠/١٢/١٥cast your mind back to somethingگزارش
0 | 0
recall٠١:٥١ - ١٤٠٠/١٢/١٥cast your mind back to somethingگزارش
0 | 0
بخاطر اوردن٠١:٥٠ - ١٤٠٠/١٢/١٥cast your mind back to somethingگزارش
0 | 0
mostly٠١:٤٥ - ١٤٠٠/١٢/١٥pretty muchگزارش
0 | 0
به داد کسی رسیدن٠١:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/١٥come to the/somebody’s rescueگزارش
0 | 0
نجات دادن٠١:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/١٥come to the/somebody’s rescueگزارش
0 | 0
نبرد فرسایشی١٨:٣٤ - ١٤٠٠/١٢/١٤a war of attritionگزارش
0 | 0
کف١٨:٣٠ - ١٤٠٠/١٢/١٤the underside ( of something ) =the bottom side or surface of somethingگزارش
5 | 0
جنگ فرسایشی١٨:٣٣ - ١٤٠٠/١٢/١٤a war of attritionگزارش
0 | 0
bottom١٨:٣٠ - ١٤٠٠/١٢/١٤the underside ( of something ) =the bottom side or surface of somethingگزارش
5 | 0
شراب بازی٠٧:١٩ - ١٤٠٠/١٢/١٢oenophilyگزارش
9 | 0
شراب باز٠٧:١٦ - ١٤٠٠/١٢/١٢oenophileگزارش
14 | 0
اندک اندک٠٦:٥٧ - ١٤٠٠/١٢/١٢خوش خوشکگزارش
7 | 0
روزگار جوانی٠٦:٥٨ - ١٤٠٠/١٢/١٢روز خوش . [ زِ خوَش / خُش ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از ایام جوانی است . ( برهان قاطع ) . جوانی و ایام صحت . ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) .گزارش
2 | 0
نهادن٠٦:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٢نهستنگزارش
0 | 0
نم نمک٠٦:٥٧ - ١٤٠٠/١٢/١٢خوش خوشکگزارش
9 | 0
ناکامی٠٦:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/١٢نامرادیگزارش
0 | 0
ایام شباب٠٦:٥٨ - ١٤٠٠/١٢/١٢روز خوش . [ زِ خوَش / خُش ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از ایام جوانی است . ( برهان قاطع ) . جوانی و ایام صحت . ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) .گزارش
0 | 0
کم کم٠٦:٥٧ - ١٤٠٠/١٢/١٢خوش خوشکگزارش
5 | 0
گذاشتن٠٦:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٢نهستنگزارش
5 | 0
tea girl٠٦:٣١ - ١٤٠٠/١٢/١٢a woman employed in a factory, office, etc to make tea during a tea break.گزارش
2 | 0
rotisso mat٠٦:١٥ - ١٤٠٠/١٢/١٢A commercial cooking appliance with power - driven rotating spits for roasting meat.گزارش
0 | 0
علت فاجعه٠٥:٥٢ - ١٤٠٠/١٢/١٢be a recipe for somethingگزارش
0 | 0
dame٠٥:٤١ - ١٤٠٠/١٢/١٢عاقلهگزارش
0 | 0
شربت٠٥:٥٦ - ١٤٠٠/١٢/١٢sorbetگزارش
0 | 0
عاقله زن٠٥:٤١ - ١٤٠٠/١٢/١٢لبیبهگزارش
0 | 0
علت حادثه٠٥:٥٢ - ١٤٠٠/١٢/١٢be a recipe for somethingگزارش
0 | 0
نابارور٠٥:٤٠ - ١٤٠٠/١٢/١٢بی زه ؛ بی بر و عقیم و بی بار. ( ناظم الاطباء ) .گزارش
0 | 0
dame٠٥:٤١ - ١٤٠٠/١٢/١٢عاقله زنگزارش
0 | 0
عقیم٠٥:٣٩ - ١٤٠٠/١٢/١٢بی زه ؛ بی بر و عقیم و بی بار. ( ناظم الاطباء ) .گزارش
0 | 0