پیشنهادهای اسکندر شهبازی گهرویی (٣٦٩)
قیس نکشید به گویش بختیاری یعنی چیزی نگفت، حرفی نزد
چرست به گویش بختیاری یعنی حال کسی یک دفعه بد شدن
دنگ در آوردن به گویش بختیاری یعنی نقش بازی کردن
تش و تنگ به گویش بختیاری یعنی آتش و هیزم
لیک و لاک به گویش بختیاری یعنی جیغ و داد
دیار به گویش بختیاری یعنی معلوم و پیدا بودن
کش به گویش بختیاری یعنی کنار مثل کش جوب یعنی کنار جوی آب
تمره به گویش بختیاری یعنی مسخره کردن
تی به ره به گویش بختیاری یعنی منتظر کسی یا چیزی بودن
چول به گویش بختیاری یعنی فلج بودن
درگن ورگن به گویش بختیاری یعنی زیر و رو کردن
بلا کردن به گویش بختیاری یعنی گم کردن چیزی
چال به گویش بختیاری یعنی لانه و آشیانه حیوانات یا پرندگان
تک دادن به گویش بختیاری یعنی اولین بار بچه گاو یا گوسفند و . . . را شیر دادن
تک به ضمه ت به گویش بختیاری یعنی چکه کردن
خش خاری به گویش بختیاری یعنی بدون دلیل، بدون علت
هنی به گویش بختیاری یعنی هنوز
چواسه به گویش بختیاری یعنی برعکس
تور به کسره ت و واو به گویش بختیاری یعنی بی حس شدن
تلواس به گویش بختیاری یعنی ترسیدن
رمب به گویش بختیاری یعنی موهای زائد عورت
مل به گویش بختیاری یعنی مو بدن
فغر به گویش بختیاری یعنی بی ارزش، سبک سر
جختی به گویش بختیاری یعنی الان هم اکنون،
کش به گویش بختیاری یعنی کنار مثال نشستن کش یک یعنی نشستن کنار یکدیگر یا راه رفتن کش جوب یعنی کنار جوی آب رفتن
آرک برک به گویش بختیاری یعنی کسی که حرف های دو نفر را برای هم می برد و می آورد یا همان نمام و سخن چین
ریواتی به گویش بختیاری یعنی ظاهری، صوری
ترنه به ضمه ت به گویش بختیاری یعنی موهای بافته شده که جلو سینه انداخته می شود
ره پات به گویش بختیاری یعنی ریخته شده به پای تو فردا فلان کار پات هست یعنی نوبت تو است
سرگه به گویش بختیاری یعنی سرچشمه مانند سرگه کارون
شردادن به گویش بختیاری یعنی پاره کردن و جر دادن است
خورزمار به گویش بختیاری یعنی خواهر زاده
پیا به گویش بختیاری یعنی مرد لایق
بلست به گویش بختیاری یعنی وجب مانند یک بلست زمین یعنی یک وجب زمین
تاته زا در گویش بختیاری بمعنای عموزاده هست
سرباره در فرهنگ بختیاری یکی از رسوم مراسم عزاداری است که مدعوین مبلغی یا کالای را جهت مشارکت در هزینه های مراسم تقدیم صاحبان عزا می کنند
سی چنمه به گویش بختیاری یعنی برای چی می خواهم
نهنگ با کسره ن و ه به گویش بختیاری یعنی نزدیک متضاد دور
بلاتش به گویش بختیاری یعنی بلا تشبیه، غیر قابل قیاس
پرچل به گویش بختیاری یعنی کثیف
برخی دیگر اعتقاد دارند کیار ابتدا کیارا بوده و از دو کلمه تشکیل شده است یکی کی به معنای پادشاه و دیگری آرا به معنای آراستن و زینت و زیبایی است که معن ...
انسان پیرامون خود با اسامی مکان های رو برو می شود که علت و انگیزه نام گذاری آنها برای وی پوشیده و پنهان است و یکی از مسائلی که ذهن بشر کنجکاو را به خ ...
دشگه در گویش بختیاری به معنای نخ خیاطی است، دشکه و سوزن
لامردون به گویش بختیاری یعنی مهمان خانه مانند مضیف شیوخ عرب
مندیر به گویش بختیاری یعنی منتظر ماندن
بندار به کسره ب در گویش بختیاری یعنی بلندی، سربالایی
ور به گویش بختیاری یعنی تن و بدن
بنگ با ضمه ب به گویش بختیاری یعنی اذان و صدای خروس
هف کردن به گویش بختیاری یعنی فوت کردن، دمیدن
دراهه به گویش بختیاری یعنی در می آید