هنی
فرهنگ اسم ها
معنی: گوارا، خوب، خوش
برچسب ها: اسم، اسم با ه، اسم پسر، اسم عربی
لغت نامه دهخدا
محلش سنی باد و دولت هنی
جهانش رهی باد و گردون غلام.
مسعودسعد.
لشکر او از خصب آن قلعه به مرتعی هنی و مربعی سنی رسیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). سلطان را آن فتح سنی و نجح هنی تمام گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).روزی بی رنج می دانی که چیست
قوت ارواح و ارزاق هنی است.
مولوی.
در نظر دشمنان نوش نباشد هنی وز قبل دوستان نیش نباشد گزند.
سعدی.
مطلب گر توانگری خواهی جز قناعت که دولتی است هنی.
سعدی.
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم بیا ساقی که جاهل را هنی تر میرسد روزی.
حافظ.
هنی. [ هََ ن ْی ْ ] ( ع مص ) کردن. ( منتهی الارب ): ذهبت و هنیت ؛ کنایه از رفتم و کاری را کردم. ( از اقرب الموارد ).
هنی ٔ. [ هََ ] ( ع ص ) گوارا و گوارنده. هنی :
چو تشنه نباشد کس آنجا، پس آن
چه جای شراب هنی و مری است.
ناصرخسرو.
|| آنچه بی دسترنج رسد کسی را. گوارنده از طعام و شراب. ( منتهی الارب ). || ( اِ خ ) هنی و مری ٔ؛ نام دو جوی است در شام که ازآن ِ هشام بن عبدالملک بوده است. ( از ناظم الاطباء ).فرهنگ فارسی
کردن ذهبت و هنیت : کنایه از رفتم و کاری را کردم
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (قید ) با گوارایی.
دانشنامه عمومی
هَنِی ( انگلیسی: Hannay ) که در ایران با نام حادثه جو از تلویزیون ایران دوبله و پخش گردید، نام یک مجموعه تلویزیونی بریتانیایی است که طی سال های ۱۹۸۹–۱۹۸۸ تولید و از شبکه تلویزیونی «تِیمز تی وی» پخش شد.
این سریال که بر پایهٔ رمان سی و نه پله اثر «جان باکن» و در ۱۳ قسمت ساخته شد، در واقع یک اسپین آف از فیلم سینمایی سی و نه پله ( به کارگردانی «دان شارپ»؛ محصول ۱۹۷۸ ) است. هَنِی در سال ۲۰۰۶ میلادی در قالب ۴ دی وی دی بازنشر گردید.
• رابرت پاول در نقش «ریچارد هَنِی»
• جیل میگر در نقش «النور آرمیتاج»
• کریستوفر اسکولر در نقش «رجی آرمیتاج»
• گوین ریچاردز در نقش «کنت فون شوابیگ»
• دایان بال در نقش «سَل آلفورد»
• مایکل کالور در نقش «سرگرد ادموند فیلیپسون»
• دیوید هیگ در نقش «کنراد اسمیث»
• الکس کینگستون در نقش «کرستن لارسن»
• چارلز گری در نقش «فرمانده نِویل»
• ایان کاتبرتسون
• مارک تـَندی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاین سریال که بر پایهٔ رمان سی و نه پله اثر «جان باکن» و در ۱۳ قسمت ساخته شد، در واقع یک اسپین آف از فیلم سینمایی سی و نه پله ( به کارگردانی «دان شارپ»؛ محصول ۱۹۷۸ ) است. هَنِی در سال ۲۰۰۶ میلادی در قالب ۴ دی وی دی بازنشر گردید.
• رابرت پاول در نقش «ریچارد هَنِی»
• جیل میگر در نقش «النور آرمیتاج»
• کریستوفر اسکولر در نقش «رجی آرمیتاج»
• گوین ریچاردز در نقش «کنت فون شوابیگ»
• دایان بال در نقش «سَل آلفورد»
• مایکل کالور در نقش «سرگرد ادموند فیلیپسون»
• دیوید هیگ در نقش «کنراد اسمیث»
• الکس کینگستون در نقش «کرستن لارسن»
• چارلز گری در نقش «فرمانده نِویل»
• ایان کاتبرتسون
• مارک تـَندی

wiki: هنی
پیشنهاد کاربران
برای نخستین بار ریشه یِ اوستاییِ واژه یِ "هناییدن/هنای - " در این کارنوشت پیش کشیده می شود:
بررسیِ "سَند:sand ( اوستا ) ، سنَهیتَن/سنَه - ( پارسیِ میانه ) ، هَنَییدن/هَنَی - ، هناییدن/هَنای - ( پارسیِ نو ) " در زبانِ اوستایی - پارسی:
... [مشاهده متن کامل]
1 ) معناشناسیِ ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand":
پیشاپیش بگویم که من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه، چه تازی و چه دیگر زبانها را بکار می برم تا خواننده بداند که واژگانِ پارسی جایگزینِ چه واژگانی باید شوند.
برپایه یِ دسته بندیِ دومِ بارتولومه از ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand"، این واژه برابر با واژگانِ لاتینِ "perficere، efficere" بوده است که چنانکه پیداست، "efficere" با واژه یِ "effectuate ، effect" همریشه است و واژه یِ "perficere" با واژه یِ "to perfect".
ریشه یِ "سَند:sand" به زبانِ آلمانی به معناهایِ زیر آمده است:
1. 1 ) zu Stande bringen ، schaffen ، bewirken: اثرگذاشتن، اثر کردن، موجب/سبب شدن، ایجاد کردن، انجام دادن، اجرایی کردن، به انجام رسانیدن، برآوردن و محقق کردن، سببِ وقوع امری شدن؛
نکته :"bewirken" در زبانِ آلمانی برابر با واژگانِ "to cause ، to bring about ، to effectuate، to effect" در زبانِ انگلیسی است.
1. 2 ) vollstrecken ، vollziehen: انجام دادن، به انجام رسانیدن، به پایان/ ثمر/اتمام رسانیدن، برآوردن و محقق کردن، عملی کردن، اجرا کردن، به اجرا گذاشتن/درآوردن، اِعمال کردن؛
1. 3 ) es vollenden, die Vollendung herbeifuehren: به کمال/اتمام رسانیدن، موجبِ تحققِ کاملِ چیزی شدن.
. . .
2 ) گذار آوایی از اوستا به پارسی:
2. 1 - گذار از "سَند" ( اوستایی ) به "سنَه - " ( پارسیِ میانه )
ریشه یِ اوستاییِ "سَند" با دگرگونی هایِ آواییِ زیر به ریختِ "سنه - " درآمده است:
ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand" در دسته بندی هایِ بارتولومه به دو زیربخش فروبخشیده شده است که دسته یِ نخست که همان "سَند، سَد:sad" به معنایِ " به نظر رسیدن/آمدن" می باشد، به ریختِ "سهیستن، سَهِستن/سه - : - sah" در پارسی در آمده است. درست بهمین گونه، ریشه یِ "سَند" در دسته ی دوم به ریختِ " سنَهیدن/سنَه - " درآمده است. ازآنجایی که این ریشه یِ اوستایی با "د:d" پایان می یابد، ریختِ دیگرِ فعلیِ آن، می تواند به " - ستَن" پایان یابد ( در این باره به زیرواژه یِ"بررسی اواشناختی زبانهای باستانی ایرانی" بروید و پیامِ شماره یِ 14 را بخوانید ) .
2. 2 - گذار از "سَند:sand" ( اوستایی ) به "هَنَی:hanay، هَنای:hanāy" ( پارسیِ نو ) :
در این گذار دو دگرگونیِ آوایی رُخ داده است:
2. 2. 1 ) دگرگونیِ آواییِ "س/ه"؛ که بسیار در زبانهایِ باستانیِ آریایی ( سانسکریت - اوستایی - پارسی ) رواگمند بوده است؛
2. 2. 2 ) دگرگونیِ آواییِ "د:d" به " - َی:ay - "؛ چنانکه کارل زالمان گفته است، آوایِ"د:d" ( در ایرانیِ باستان ) ، چنانچه پس از واکه ای بیاید، به " - ی:y - " ( در پارسی ) دگر می شود. ولی از آنجایی که در واژه یِ "سَند" پیش از آوایِ "د" واکه ای نَنِشسته است، پس، با افزایشِ آوایِ " َ :a" پیش از "ی:y" دیگر با این کمبود روبرو نخواهیم بود.
درپیِ دو دگرگونیِ آواییِ 2. 2. 1 ) و 2. 2. 2 ) ، ما از ریشه یِ "سَند"، واژگانِ "هَنَی - ، هنای - " را خواهیم داشت و چونکه ریشه یِ این واژگان به "سَند" که با آوایِ "د:d" پایان می یابد، می رسد، ریختِ فعلیِ آنها افزون بر " هَنَییدن، هناییدن"، "هَنَستَن، هناستن" نیز خواهد بود. ( در این باره به زیرواژه یِ"بررسی اواشناختی زبانهای باستانی ایرانی" بروید و پیامِ شماره یِ 14 را بخوانید ) .
. . . .
پَسگشت:
ستونِ 1560 از نبیگِ "فرهنگنامه زبان ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )
رویبرگِ 259 ازنبیگِ Grundriss der iranischen Philologie - بخشِ پارسیِ میانه ( از کارل زالمان )


بررسیِ "سَند:sand ( اوستا ) ، سنَهیتَن/سنَه - ( پارسیِ میانه ) ، هَنَییدن/هَنَی - ، هناییدن/هَنای - ( پارسیِ نو ) " در زبانِ اوستایی - پارسی:
... [مشاهده متن کامل]
1 ) معناشناسیِ ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand":
پیشاپیش بگویم که من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه، چه تازی و چه دیگر زبانها را بکار می برم تا خواننده بداند که واژگانِ پارسی جایگزینِ چه واژگانی باید شوند.
برپایه یِ دسته بندیِ دومِ بارتولومه از ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand"، این واژه برابر با واژگانِ لاتینِ "perficere، efficere" بوده است که چنانکه پیداست، "efficere" با واژه یِ "effectuate ، effect" همریشه است و واژه یِ "perficere" با واژه یِ "to perfect".
ریشه یِ "سَند:sand" به زبانِ آلمانی به معناهایِ زیر آمده است:
1. 1 ) zu Stande bringen ، schaffen ، bewirken: اثرگذاشتن، اثر کردن، موجب/سبب شدن، ایجاد کردن، انجام دادن، اجرایی کردن، به انجام رسانیدن، برآوردن و محقق کردن، سببِ وقوع امری شدن؛
نکته :"bewirken" در زبانِ آلمانی برابر با واژگانِ "to cause ، to bring about ، to effectuate، to effect" در زبانِ انگلیسی است.
1. 2 ) vollstrecken ، vollziehen: انجام دادن، به انجام رسانیدن، به پایان/ ثمر/اتمام رسانیدن، برآوردن و محقق کردن، عملی کردن، اجرا کردن، به اجرا گذاشتن/درآوردن، اِعمال کردن؛
1. 3 ) es vollenden, die Vollendung herbeifuehren: به کمال/اتمام رسانیدن، موجبِ تحققِ کاملِ چیزی شدن.
. . .
2 ) گذار آوایی از اوستا به پارسی:
2. 1 - گذار از "سَند" ( اوستایی ) به "سنَه - " ( پارسیِ میانه )
ریشه یِ اوستاییِ "سَند" با دگرگونی هایِ آواییِ زیر به ریختِ "سنه - " درآمده است:
ریشه یِ اوستاییِ "سَند:sand" در دسته بندی هایِ بارتولومه به دو زیربخش فروبخشیده شده است که دسته یِ نخست که همان "سَند، سَد:sad" به معنایِ " به نظر رسیدن/آمدن" می باشد، به ریختِ "سهیستن، سَهِستن/سه - : - sah" در پارسی در آمده است. درست بهمین گونه، ریشه یِ "سَند" در دسته ی دوم به ریختِ " سنَهیدن/سنَه - " درآمده است. ازآنجایی که این ریشه یِ اوستایی با "د:d" پایان می یابد، ریختِ دیگرِ فعلیِ آن، می تواند به " - ستَن" پایان یابد ( در این باره به زیرواژه یِ"بررسی اواشناختی زبانهای باستانی ایرانی" بروید و پیامِ شماره یِ 14 را بخوانید ) .
2. 2 - گذار از "سَند:sand" ( اوستایی ) به "هَنَی:hanay، هَنای:hanāy" ( پارسیِ نو ) :
در این گذار دو دگرگونیِ آوایی رُخ داده است:
2. 2. 1 ) دگرگونیِ آواییِ "س/ه"؛ که بسیار در زبانهایِ باستانیِ آریایی ( سانسکریت - اوستایی - پارسی ) رواگمند بوده است؛
2. 2. 2 ) دگرگونیِ آواییِ "د:d" به " - َی:ay - "؛ چنانکه کارل زالمان گفته است، آوایِ"د:d" ( در ایرانیِ باستان ) ، چنانچه پس از واکه ای بیاید، به " - ی:y - " ( در پارسی ) دگر می شود. ولی از آنجایی که در واژه یِ "سَند" پیش از آوایِ "د" واکه ای نَنِشسته است، پس، با افزایشِ آوایِ " َ :a" پیش از "ی:y" دیگر با این کمبود روبرو نخواهیم بود.
درپیِ دو دگرگونیِ آواییِ 2. 2. 1 ) و 2. 2. 2 ) ، ما از ریشه یِ "سَند"، واژگانِ "هَنَی - ، هنای - " را خواهیم داشت و چونکه ریشه یِ این واژگان به "سَند" که با آوایِ "د:d" پایان می یابد، می رسد، ریختِ فعلیِ آنها افزون بر " هَنَییدن، هناییدن"، "هَنَستَن، هناستن" نیز خواهد بود. ( در این باره به زیرواژه یِ"بررسی اواشناختی زبانهای باستانی ایرانی" بروید و پیامِ شماره یِ 14 را بخوانید ) .
. . . .
پَسگشت:
ستونِ 1560 از نبیگِ "فرهنگنامه زبان ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )
رویبرگِ 259 ازنبیگِ Grundriss der iranischen Philologie - بخشِ پارسیِ میانه ( از کارل زالمان )


خوشگوار و گوارنده
هَنی در لهجه بهبهانی یعنی هنوز
⚫️ "هَنی" ( hani ) در زبان لری گویش بالاگریوه ای به معنای "دیگر" و "دوباره" است.
•
• هنی تیات دیم: دوباره چشمهایت را دیدم
•
• چارم وا چؽا هنی؟:با چیزهای دیگر چه کار دارم؟
•
• هنی تیات دیم: دوباره چشمهایت را دیدم
•
• چارم وا چؽا هنی؟:با چیزهای دیگر چه کار دارم؟
هنی در زبان کردی ایلامی به معنای دیگر
و
باز چه است
هنی چَ وه ت
دیگر چه گفت ؟
و
باز چه است
هنی چَ وه ت
دیگر چه گفت ؟
یکی از طوایف لر یوسفوند
هنی به گویش بختیاری یعنی هنوز
دوجور در زبان لکی داریم هه نی به معنی هنوز
و هونی به معنی خوش گذران
که ایا هونی ریشه عربی داره یا ایرانی؟
و هونی به معنی خوش گذران
که ایا هونی ریشه عربی داره یا ایرانی؟
در لری کهگیلویه و بویراحمد مثل تمام زبان های لری به معنای هنوز هست.
مثال :
او کُر هَنی نُومَیِه : اون پسر هنوز نیامده
هَنی زییَه : هنوز زوده
مَه هَنی نَرَتی : مگر هنوز نرفتی ( چرا هنوز نرتفی )
... [مشاهده متن کامل]
همچنین برای گفتن هنوز دربویراحمد از واژه ای دیگر هم درکنار "هنی" استفاده میشه و اون "هَلام" هست.
مثال :
او کُر هَلام نُومَیه : اون پسر هنوز نیامده
هَلام زییَه : هنوز زوده
مَه هَلام نَرَتی : مگر هنوز نرفتی ( چرا هنوز نرتفی )
مثال :
او کُر هَنی نُومَیِه : اون پسر هنوز نیامده
هَنی زییَه : هنوز زوده
مَه هَنی نَرَتی : مگر هنوز نرفتی ( چرا هنوز نرتفی )
... [مشاهده متن کامل]
همچنین برای گفتن هنوز دربویراحمد از واژه ای دیگر هم درکنار "هنی" استفاده میشه و اون "هَلام" هست.
مثال :
او کُر هَلام نُومَیه : اون پسر هنوز نیامده
هَلام زییَه : هنوز زوده
مَه هَلام نَرَتی : مگر هنوز نرفتی ( چرا هنوز نرتفی )
هنی به کرمانجی یعنی:بریم
وَرَ هَنی:بیا بریم
وَرَ هَنی:بیا بریم
هنی مخفف و کوچک شده کلمه هنگام است
در گفتار لری :
به مَنای هنوز، دیگر
در مثل :
فلانی هَنی نیامده = فلانی هنوز نیامده
که دو حرف ( ی، و ) جابجا شده که در گفتار لری بسیار در واژگان رخ داده است.
چندتا هَنی هم بیار = چندتا دیگه هم بیار
به مَنای هنوز، دیگر
در مثل :
فلانی هَنی نیامده = فلانی هنوز نیامده
که دو حرف ( ی، و ) جابجا شده که در گفتار لری بسیار در واژگان رخ داده است.
چندتا هَنی هم بیار = چندتا دیگه هم بیار
در گویش تاتی هَنی به دیگه گویند. هَنی چه=دیگه چی.
گوارا
در زبان لری به هنوز، ، هنی می گویند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)