تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The spices really bring out the flavour of the meat.
دیدگاه
٠

این ادویه حسابی به گوشت طعم می ده.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He was so shocked that he could hardly bring out a word.
دیدگاه
٠

چنان شوکه شده بود که حتی نمی توانست کلامی به زبان آورد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
You cannot question the truth of his alibi.
دیدگاه
٠

مو لای درز داستان من در آوردیش نمی ره.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He had a perfect alibi and the police let him go.
دیدگاه
٠

بهانه قابل قبولی در آستین داشت که باعث شد پلیس او را به حال خود رها کرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
She alibied her brother to protect him.
دیدگاه
٠

او برای نجات برادرش، عذروبهانه ای سر هم کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Duggan, a TV presenter and one-time journalist, made the announcement last week.
دیدگاه
٠

دوگان، روزنامه نگار سابق و مجری فعلی تلویزیون، هفته ی گذشته این خبر را اعلام کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The basic reason for such sterility is that the two parents contain different numbers of chromosomes.
دیدگاه
٠

دلیل اصلی نازایی های کاملی از این قبیل، تعداد متفاوت کروموزوم های گامت های والدی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Sterility itself can not be selected for, as success would spell the automatic end of the line involved.
دیدگاه
٠

ممکن نیست ناباروری ( به خاطر شایستگی تکاملی ) انتخاب شود، چراکه در این صورت موفقیت، به ناچار به معنی پایان نسل خواهد بود. .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She contemplated the sterility of her life.
دیدگاه
٢

غرق در اندیشه ی عمر بی ثمرش.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She was always attracted to younger men. But, let's face it, who is not?
دیدگاه
١

او همیشه از مردهای جوون تر از خودش خوشش میومد. راستش رو بخوای، کیه که خوشش نیاد!

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Good things come to those who wait.
دیدگاه
٤

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
According to official statistics the disease killed over 500 people.
دیدگاه
٣

طبق آمار رسمی، این بیماری جان بیش از ۵۰۰ نفر را گرفته است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Statistics show that far more people are able to ride a bicycle than can drive a car.
دیدگاه
٣

آمار نشان می دهد که تعداد افرادی که بلدند دوچرخه سواری کنند، بسیار بیشتر از افرادی است که می توانند رانندگی کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Statistics show that 50% of new businesses fail in their first year.
دیدگاه
٤

آمارها نشان می دهند که پنجاه درصد کسب و کارهای جدید، در طول یک سال اول کار خود با شکست مواجه می شوند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Linguistic ethnology reveals the unrecorded history of Thai feminism.
دیدگاه
١

قوم شناسی فرهنگی و زبانی، تاریخ ناگفته ی فمنیسم در تایلند را بازگو می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Since cash transactions are unrecorded, they can easily go unreported.
دیدگاه
٠

از آنجایی که معاملات نقدی جایی ثبت نمی شوند، به راحتی می توان از گزارش آن ها صرف نظر کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Throughout history, countless good deeds have gone unrecorded.
دیدگاه
٠

چه اعمال شایسته ی بی شماری که در طول تاریخ، به دست فراموشی سپرده شده اند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Many crimes go unrecorded .
دیدگاه
٠

بسیاری از جرایم ثبت نمی شوند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Alas, the author of this historic remark is unrecorded.
دیدگاه
٠

افسوس! نشانی از نویسنده ی این کتاب تاریخی برجسته در دست نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The black economy refers to those unrecorded economic transactions conducted on a cash basis with a view to illegal evasion of tax.
دیدگاه
٠

اقتصاد سیاه به آن دسته معاملات اقتصادی ای گفته می شود که به منظور دور زدن مالیات قانونی، به صورت نقدی انجام می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Clearly, many crimes go unrecorded, either because they are undiscovered, or because they are not reported to the police.
دیدگاه
٠

پرواضح است که بسیاری از جرایم به دلیل عدم شناسایی یا عدم گزارش به پلیس، ثبت نمی شوند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Much of the research thus goes unrecorded in the standard bibliographies and data-bases.
دیدگاه
٠

قسمت عمده ی منابع این پژوهش، در فهرست کتاب ها و پایگاه های داده ی استاندارد ذکر نمی شود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The statistics don't reveal of course unrecorded crime.
دیدگاه
٠

مسلم است که آمار جرایم ثبت نشده را نشان نمی دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Scientists often use statistics to guide decisions about whether or not to accept a hypothesis.
دیدگاه
٤

دانشمندان برای پذیرش یا رد فرضیه، اغلب از آمار استنباطی بهره می جویند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The census gathers statistics about the population.
دیدگاه
٢

سرشماری، داده های آماری جمعیت را گردآوری می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The king sat upon his throne.
دیدگاه
١١

پادشاه بر تخت خویش جلوس کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The candidates want people to believe that they are strong and not vulnerable.
دیدگاه
٦

نامزدهای [انتخابات] می خواهند مردم گمان کنند که آنها افرادی نیرومندند نه آسیب پذیر.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The discovery of the mayor's earlier drug use left him vulnerable to the press.
دیدگاه
٣

کشف این موضوع که شهردار سابقا مواد مخدر استعمال می کرده است، او را در معرض انتقاد رسانه ها قرار داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She hides her vulnerabilities well.
دیدگاه
٥

او نقاط ضعف خود را به خوبی پنهان می کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Early efforts to organize the workers were crushed by the owners of the factories.
دیدگاه
٤

تلاش های اولیه به منظور سازماندهی کارگران توسط صاحبان کارخانه ها با شکست مواجه شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Who is organizing the festival this year?
دیدگاه
٦

امسال چه کسی جشنواره را برگزار می کند؟/ امسال چه کسی ترتیب برگزاری جشنواره را می دهد؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They were determined to organize a union of workers.
دیدگاه
١

آن ها مصمم بودند که یک اتحادیه ی کارگری تشکیل دهند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I'll be around if you need someone.
دیدگاه
١٥

اگه کمک لازم داشتی، من همین دور و برهام/ من همین نزدیکی هام/ من همین اطرافم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
If you overcook the cabbage it'll turn to mush.
دیدگاه
٣

اگر کلم رو زیادی بپزی، پوره می شه.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
You might at least try to look like you're enjoying yourself!
دیدگاه
٢

حداقل سعی کن خودت رو یه جوری نشون بدی که انگار داره بهت خوش می گذره.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The invading army had superior weapons and more training, but it wasn't prepared to deal with the heat of the desert, and this vulnerability led to its defeat.
دیدگاه
٣

ارتش مهاجم مهمات و مهارت بهتری داشت اما آمادگی مقابله با گرمای بیابان را نداشت. این ضعف منجر به شکست آن ها شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It was a beautiful house, but I worried about its vulnerability to hurricanes.
دیدگاه
٠

خانه زیبایی بود ولی من نگران بودم نکند در مقابل طوفان آسیب پذیر باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She hid her vulnerability by pretending not to care what people said about her.
دیدگاه
٩

او وانمود کرد اهمیتی به حرف مردم نمی دهد و به این ترتیب، ضعف و بی دفاعی خود را پنهان کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I suggested that he limit the letter to one typed page.
دیدگاه
٨

من پیشنهاد کردم که نامه را به یک صفحه تایپ شده محدود کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They lost heavily in the stock market crash.
دیدگاه

آن ها در سقوط بازار سهام پول بسیار زیادی از دست دادند.

١