برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Setayesh-Arya

Save your advice 'cause I won't hear
You might be right but I don't care
There's a million reasons why I should give you up
But the heart wants what it wants




تمام اصطلاحاتی که نوشتم بر مبنای "Essential Idioms in English " است

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 stopped playing ١٣٩٧/١٠/٠١
|

152 deciding on ١٣٩٧/١٠/٠١
|

153 take part ١٣٩٧/١٠/٠١
|

154 ماده اولیه وارد دستگاهی کردن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

155 جامعه زیست بومی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

156 مصرف ١٣٩٧/١٠/٠١
|

157 فرآیند قُل قُل کردن!!!!!! ١٣٩٧/١٠/٠١
|

158 افزایش تدریجی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

159 عروق ١٣٩٧/١٠/٠١
|

160 دچار شدن،متحمل شدن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

161 نشان دادن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

162 مسئولان ١٣٩٧/١٠/٠١
|

163 یک پنجاهم میلیمتر ١٣٩٧/١٠/٠١
|

164 برگرفته شده ١٣٩٧/١٠/٠١
|

165 در حالِ-در حینِ ١٣٩٧/١٠/٠١
|

166 باعث چیزی شدن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

167 reduce sb to sth
افتادن و دچار شدن به وضعیتی بد و فلاکت بار
١٣٩٧/١٠/٠١
|

168 گرفتار شدن در چیزی یا مشکلی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

169 قوه ی قضاوت و تشخیص ١٣٩٧/١٠/٠١
|

170 تا حد زیادی مطمئنم ١٣٩٧/١٠/٠١
|

171 اعلامیه ١٣٩٧/١٠/٠١
|

172 نقص فنی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

173 رسیدگی کردن به ١٣٩٧/١٠/٠١
|

174 جنس،چیز،وسیله ١٣٩٧/١٠/٠١
|

175 1)لوله اگزوز 2)دود و گاز حاصل از اتومبیل ١٣٩٧/١٠/٠١
|

176 پشتم شروع به لرزیدن کرد ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

177 در دانشگاه های معتبر و دولتی به معنای unit ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

178 (نمره)انضباط در مدرسه ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

179 مخفف:
grade point average
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

180 master of art
فوق لیسانس هنر
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

181 bachelor of science
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

182 مخفف:
bachelor of art
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

183 تحصیلات رسمی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

184 در تست به معنای روش حذف گزینه ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

185 look after ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

186 مثال جالب:
i saw a saw that saw a saw
یعنی من دیدم یک اره را که می بره یک اره دیگر را
1)اره
2)بریدن
3)گذشته فعل see به معنای دیدن
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

187 غلط کردم!!!! ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

188 attractive ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

189 بیماری مسری،بیماری واگیر دار ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

190 صدای گرفته در هنگام سرماخوردگی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

191 means it depends in you ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

192 think again ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

193 means duty or chores ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

194 مترادفش handkerchief می باشد با این تفاوت که این کلمه بیشتر برای دستمال هایی با جنس پارچه ایی کاربرد دارد ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

195 means shout or scream ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

196 flesh میشه گوشت نه flash!!!!!!!!! ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

197 fake or quack ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

198 جعلی-قلابی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

199 از این طریق ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

200 دلقک بازی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|