پیشنهادهای سپهر بیرانوند (١٣)
٢٠١
٤ سال پیش
٤
مریض شدن
٤ سال پیش
٧
spare time / spare momentیعنی اوقات فراغت
٤ سال پیش
٢٠
مسئول و پاسخگو که معمولا با حرف اضافه for/to می آید.
٤ سال پیش
٢٦
به طور کلی میشه گفت از حالت عادی خارج کردن . Time and space are distorted when traveling at the speed of light. زمان و مکان هنگام سفر با سرعت نور ...
٤ سال پیش
٦
نمیشه گفت به خاک سیاه نشستن معادل دقیقش هست چون منظور از این اصطلاح یک پروژه یا یک ایده است. میشه گفت که معنی شکست خوردن براش بهتره
٤ سال پیش
٨
شرایط نامشخص و مقررات نامعلوم
٤ سال پیش
٩
جای ناواقعی ای که همه چی خوب و خوشه و مشکلی نیست وبیشتر میشه به چشم یه اصطلاح بهش نگاه کرد واصلا به معنی ناکجاآباد نیست و ربطی هم نداره
٤ سال پیش
١١
منتقل کردن / بیان کردن / فهماندن / رساندن
٤ سال پیش
٦
صادقانه بحث کردن/رک گفتن
٤ سال پیش
٤
مصالحه کردن/صلح کردن/آشتی کردن
٤ سال پیش
٣
بسیار مهم و ضروری
٤ سال پیش
٤
be of no account به حساب نیامدن/بی ارزش بودن
٤ سال پیش
٣
سخت - محکم - دقیق - شدید
١