نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play host: میزبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play host: میزبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
east west home is best: هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
east west homes best: East West home is best. هیچ جا خون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
show one's cards: Put your cards on the table
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show one's true colours: ذات واقعی خود را نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settle in: جا افتادن به شرایط جدید عادت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well off: پولدار مایه دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get impatient: صبر از کف دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hold in abomination: متنفر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike a pose: ژست گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike a pain: شروع شدن و تشدید درد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
locate: پیدا کردن محل کسی یا چیزی. مستقر ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
avail oneself of: استفاده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go under: Go bankrupt
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
set one's house in order: Put right
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the search of: در جستجو بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
day length: طول روز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
short of money: Be short of money مشکل مالی و بی پو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
short of money: Be short of money مشکل مالی و بی پو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch on: متداول شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hang of something: قلق چیزی رو بدست آوردن. تو کاری وا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
within calling distance: close enough to hear someone call
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
profession: حرفه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boon and bane: شمشیر دولبه چیزی که هم می تونه منف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spam emails: ایمیل های تبلیغاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
malady: مشکل در جامعه بیماری ناخوشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the road: در مسیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the road: در مسیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the road to recovery: در مسیر بهبودی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make strides: قدم های بلند برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be of immense value to: از ارزش بی نظیری برخوردار بودن. به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave a lot to be desired: تا به حد مطلوب و استاندارد رسیدن را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
individual benefit: منفعت شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
personal effects: وسایل و لوازم شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal prejudices: تعصبات و غرض ورزی های شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bright and bubbly personality: شخصیت سرزنده و بشاش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be to no avail: بی فایده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch one's breath: نفسی تازه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sense of hearing: حس شنوایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sense of smell: حس بویایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sense of smell: حس بویایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grove: باغستان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gravelly: صدای زمخت و دورگه و خشن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self help: Self - help groups or books گروه ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too little too late: نوش دارو بعد مرگ سهراب معناشو کاور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fool and his money are soon parted: کسی که احمقانه پولاشو خراب میکنه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a light purse is a heavy curse: بی پولی مصیبته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back on your feet: دوباره سرپا شدن بعد یه دوره ورشکستگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond your means: فراتر از بودجه یا توان خرج کردن و ع ...
٢ سال پیش