نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
romanticise: بهتر جلوه دادن آرمانی جلوه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
romanticise: بهتر جلوه دادن آرمانی جلوه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
technological invention: اختراعات تکنولوژیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
studded: Full off Replete with
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
studded: Full off Replete with
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interrupt one's train of thought: رشته افکار کسی را پاره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be commensurate: متناسب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow the lead: الگوبرداری کردن .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mendacious: دروغین کذب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indulge: جامه عمل پوشاندن ارضا کردن عملی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
compare notes: تبادل نظر کردن Exchange views
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
acquired character: ویژگی اکتسابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
acquisition process: پروسه یادگیری و اکتساب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain notoriety for: بدنام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out: پنچر شدن خاموش کردن با فوت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow up: منفجر کردن اغراق کردن خاموش کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proliferate: با سرعت زیاد شدن Increase rapidly
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring in funds: سرمایه و پول به ارمغان آوردن وارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spend time in absurdity: به بطالت و پوچی گذراندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be short of something: کم داشتن از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be short of something: کم داشتن از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uphold the constitution and the law: قانون را حفظ کردن از قانون پاسداری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch wise: Become aware
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drastic: جدی و موثر Serious
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
petty thief: آفتابه دزد دله دزد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have to take the good with the bad: باید خوب و بد رو باهم پذیرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a young idler an old beggar: جوان تنبل امروز گدای پیر فرداست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you pay your money and take your choice: هرچقدر پول بدی آش میخوری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can do anything but not everything: میتونی هر کاری رو انجام بدی اما نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
you must lie on the bed you have made: خود کرده را تدبیر نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't mend a broken egg: آب رفته به جوی باز نمیگرده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can't have your cake and eat it too: نمیشه هم خدارو بخوای هم خرما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boon or bane: شمشیر دولبه یه چیزی که هم می تونه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cornerstone: رکن اساسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make fashion statement: باعث جلب توجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
looming: نوظهور نزدیک شونده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get over: فایق آمدن بر یک شرایط سخت و ناخوشای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frame up: پاپوش درست کردن پرونده سازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame up: پاپوش درست کردن پرونده سازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain a share of the market: سهمی از بازار به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the lead role: نقش اصلی را بازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
steep slope: شیب تند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
steep slope: شیب تند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
computer programmer: برنامه نویس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mediate: وساطت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a leave: مرخصی گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it serves you right: حقته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it serves you right: حقته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overthrow: Topple سرنگون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uncultivated talent: استعداد کشف نشده
٢ سال پیش