نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strewn: پر از .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone bad dreams: باعث این بشه که کسی خواب بد ببینه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow your hopes and dreams: دنبال کن امیدها و آرزوهاتو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
follow your hopes and dreams: دنبال کن امیدها و آرزوهاتو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
equate: مساوی دانستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come of age: به سن قانونی رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
all walks of life: People from all walks of life از هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fake it till you make it: وانمود کن ، اداشو در بیار تا بهش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
context: متن . فضا ، بستر ، شرایط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ever before: از هر زمانی تا به امروز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the limit: به شدت آزار دهنده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
source country: Home country کشور مبدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut corners: میانبر زدن در کاری . به قول دوستان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jump the queue: صف رو رعایت نکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upturned nose: دماغ سربالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bonding: صمیمیت و ارتباط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underscore: تاکید کردن زیر چیزی خط کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what does she look like: چه شکلیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull your socks up: کمر همت بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a leg up: زیر پروبال کسی رو گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in vain: بی حاصل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be an item: رابطه خوبی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk crap: چرت و پرت گفتن مزخرف گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trash trooper: آدم هایی که داوطلبانه زباله هارو از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tossing and turning: غلط زدن تو تخت به علت بی خوابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goosebumbs: مو به تن سیخ شدن . . . Gives me th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
guilt trip: کسی رو دچار عذاب وجدان کردن Don't ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rock a baby to sleep: بچه را تکان بدیم تا بخوابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rack one: به کارت فشار بیاری که چیزی رو یادت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in there: Don't give up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non taken: نه بابا خواهش میکنم این چه حرفیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perforate: Pierce سوراخ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must read: یه کتابی که خیلی جالبه حتما باید بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
must read: یه کتابی که خیلی جالبه حتما باید بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must try: یه چیزی که حتما باید امتحانش کرد . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
must die: محکوم به فنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
must do: کاری که حتما توصیه میشه انجامش بدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
innocent like a lamb: بی گناه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dawn till dusk: از صبح علی الطلوع تا دیروقت موقع تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow a conscience: باوجدان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all over someone: به کسی بی احترامی و توهین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dressing: پانسمان چاشنی غذا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relish: لذت بردن ترشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reflect on: عمیقأ در مورد چیزی فکر کردن . تاثی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into play: پا به عرصه گذاشتن وارد عمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into effect: اجرایی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up: سرو کله کسی پیدا شدن صدای چیزی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
know beans about something: در مورد چیزی اطلاعات داشتن . البته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass our lives in absurdity: گذراندن عمر در بیهودگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aftereffects: عواقب اثرات متعاقب
٢ سال پیش