پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٩٩)

بازدید
٤,٠٩٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ای دل بسوز تا زدیده اشکم روان شود. ای لب بدوز تا که زبان دیدیگان شود. گه اشک شوق به چهرهء من نقش میزند . گاهی دگر چو خون جگر رایگان شود. درمان در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا درپناه خدای راد می بویم هین. این است پناهی که بود حق و راستین* هر کو به راه حق رود و حق بودش یار. خورشید پیروزمندی بودش در آستین. * خواهی که بیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزی که رمز زندگی را می گشوند. افسانهء دیوانگی را می نمودند. روزی که مهر کردگار آمد به بازار. آیینه های جاودانی می فزودند. دیدند جز مهر و هنر کار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلم سر گشته شد از روی خوبان. خرد بشکسته از ابروی خوبان. اگر آسودگی خواهی ز هستی. خوشا آن طرهء گیسوی خوبان. سپیده گر که می خواهی صبوحی. صبوحی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیم کیم کجایم. ای یار با وفابم. استاد رهنمایم. ای راه و ره گشایم. کیم کیم کجایم* در دانش فراوان. نیک است یا بد آن روند ما بود این یا می شوم پشیمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهر ورزی هست که ما را همدم است. او فرای هستی و جام جم است* آنچه می دانی و می بینی و هست. در فراز بود از بیش و کم است. * مهر او از مهر گیتی برتر است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا که سرو من زهر سرو روان خوشتر شد . زندگانی من و جان جهان دیگر شد* یار من دوش قبای ناز برتن می کرد. گفتمش سرو من از سرو روان بهتر شد* عشق آمد آینه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

یزدان پاک که نام تورا نام خود نمود. هم نیز تو را به آهنگ مهر خود بسود* مانند گل بوی تو را می توان فشاند. چون آینه روی تو را می توان نمود* بنگر نسیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

روزگاری همه خوبی و سرور. روزگاری از همه غمها دور* روزگاری آنچه هست نیکی هست. روزگاری هر چه بودی خود جور* مهر یزدان روز وشب با ما هست. آفرینش هست س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

باغ رویایی غزلهای من است. آنچنان رویا فرا جان و تن است. * در بهشت آرزو م و آرمان. ساز و آوازی به کوی گلشن است *. راستی باید چنین گفت و شنفت. کاخ ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دلا بنگر تو هم دیده که تا همراز هم باشیم. به آیین اهورایی چو نول وفاز هم باشیم* گهی بالا نشینیم و گهی بالا نشینند هم. که تا در خانه سازیمان تراز نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زمین شد لاله از خون شهیدان. زمان آلاله از خون شهیدان. خدایا این گواهان توهستند. تو خونخواهی و هم خون شهیدان. بیایید یاوران تا پیش باشیم روند ره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

ای بوستان رویت گلزار باغ کاری. وی گلستان کویت آیین خود نگاری* مهر رخت درخشان خوشتر زمهر جوشان. مه از رخ تو گیرد پندار یار غاری* گلهای زرد و قرمز بن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غنچه های نو شکفته را مانی. سخنان ناب گفته را مانی* همچو خواب سپیدهء نازی. گوهر پاک سفته را مانی* نزد من خوبتر زتو نبود . راز داری آشفته را مانی* د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلستان اردیبهشت و سبزه خط و جوی سبز. عشق می داند پری با خط سبز و خوی سبز* پهنه اش گیتی بهشتی آسمان وکهکشان. این همه از خوبی آن دیده و ابروی سبز* نی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوگند به شکنجهای گیسویت . سوگند به سبزه های در کویت* سوگند به کوی و به نسیم صبح. سوگند به کمانه های ابرویت*. سوگند به آسمان و آبی آن. سوگند به خل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلا می بین و خود را جاودان بین. نمود خود به پیدا ونهان بین* فراز خود فراز آسمان بین. درون خود فرای این وآن بین* میان ماه خود تا ماه گردون. نگر برت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با نیسم سحر این نکته نما دیگر هیچ. نکتهء بسته بگو یا دگرا دیگر هیچ* تا به کوی یار رفتی خبری از وی آر. خبری خوش که بیاری تو بیا دیگر هیچ* گل وگلزار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الا ای آشنای کوی هستی. دل انگیزی فزایی بوی هستی* بیا تا بخردان سرمست گردند. ز کویت تا که داری روی هستی* چو خورشیدی درخشان می نمایی. به مهرابی که د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آید ز کوی سپیده نسیم بهار خوش. خوش باد بزم بلبل و هم کار وبا خوش* نور خدا به دل چونان فراز چرخ. تا روشنت شود که چه باشد نگار خوش* زیگار چرخ کالبدش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من واله هندوی توام ای ساقی. دل بستهء گیسوی توام ای ساقی* شیداییم از نرگس میگونت بین. شیدای می وجوی توام ای ساقی* بی خود ز خمار و می نرگس بودم. از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امروز تویی تماشایی به کوی باغ. از روی تو ای بتم سرشار بوی باغ* در استش زندگی در باورم تویی. آیینهء شادمانم جان و پوی باغ* چون با تو به شهر باغم جاو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ای حجت حق ای دما وند . باحق نموده ای تو پیوند* زآغازهء فرودین و جشنش. تا سوری شهروند آوند* پیروز و خجسته مردمانند. هر دیو تو کرده ایش پابند. * در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن یار که بودی که خوش روی نمودی. وآن مهر چه بودی که بنمود به رودی* گر یار نبودی و غم یار نبودی. این جام صنوبری چه سرمایه ربودی* ور دوست نبودی و به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نگاهت فرای پندار است. گفته هایت فرای گفتار است* هر چه با شد فرا ترین فراست. آنچه در نزدتان کرداراست. * مهر را گرمی از مهرتان باشد. زندگی به دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ز یاد دوستان ما را همی سود است و آزادی. به پاس خوبی ایشان کنم از خویشتن یادی* اگر چه در همه زیگار بسی یاران همی جویم. بجویم دوستانی را که باشد سختی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیا ببین تو هستی اگر که یار منی. هوا به رنگ چه زیبا گلش چه یاسمنی* به کوی عشق که پیرایه برو نبست کس. به هر طرف که رخ آری نگر که بر چمنی* نه نامه ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" انجامگری ( ها ) " :عملیاتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" رزمایش ":عملیات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این سخن در گوش کن چون در الفبا حرف گاف. گر چه از یا تا الف باشد سخن آنگاه کاف* چار وناچارت ز نادانی و آن را چاره هست. ای گرامی گر خرد ورزی به یزدان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سبک مردم عاشق کند سر را گران نرگس. کران اندر کران بینی چو خورشیدی عیان نرگس* به یاد کس نمی آید چنین زیبا خرامانی. خوشا آن سرو وآن بالا ز ناز خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کجا تا شهره ای در شهر قاموس. نمی یابد تو را صدچشم جاسوس* فرا پرواز وهم برتخت گاهی. نگاهت بر نمی افتد به کاووس* تو خود را بهتر از هر چیز یابی. نمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمهء دیدهء هستی خاکت و می نالی. مردم دیدهء هستی گاهت و بی حالی* گوهر عشق تو گویی خانهء مستی شد. بر سر کوی توشد هر که پی آمالی* در شب و روزنمایی اخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راستی شهرام زاندیشه خود باز آیی. گرچه در چام بدیدیم هنر آرایی* شعر شهرام بدین شیوایی و نیکویی. غزلش را به رسایی چو می آرایی. * چامهء تو همه اش فرزا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اینک سرود گوی که با آب وتاب به. نزد شما چامه خوش است یا شراب به* گاهی شراب هست وگهی هم رباب هست. گاهی شراب خوش است وگاهی رباب به* گویند گناه باشد و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدست آرد اگر آن ترک تهرانی دل ما را. ز آب و خاک بگذشته نهم در کعبه بتهارا* اگر در آینه ساقی نماید روی زیبا را. نه یوسف را به چشم آریم نه دل جوید زل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادلکم:بنمایم شما را. بنمایمتان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راتَه:mouspad.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روزگارانِ زرِّین " از پیشا دارالفنون تا پسا دانشگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرهنگ ":فرِّ آهنگ که همان ادبیات زندگی باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوانی گرچه با ابزار آید. نمونه از جهان جاودان است* شهرام ( ص )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دگره، دگرگی ":انصراف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چشم پوشی " : انصراف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کیهان خود واژه ای است که پرسشناک است هر کسی از خود می پرسد کی هان یا از کی بوده است هان. برخی واژگان پرسشناکی را به دست می دهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست دادن. دستی دارد. :ید طولایی دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوش از گلگشت جانم یادم از گلزار بود. نرگسانی مست رویش خواب از چشمم ربود* خویش را دادم توانی از مدامی جاودان. جای جامی عشق بود ومغز را خوش می غنود* ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جزاءّ و فاقا:" پاداشی پوششی".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندگی من زمانی است که، ۱_اعلامیهء حقوق بشر به دست کورش. ۲_گشایش آکادمی افلاطون . ۳_دانشوری. ۴_شهراوردهای ورزش در جهان. ۵_گرفتن کیهان به دست مردم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید هلو هَرو ( خورو ) به معنی خوردن و مِلِقی ( راحت الحلقوم ) باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سه دلیل برای باور به خدا؛ ۱_اگر خدا نبود جهان ساختار نداشت و جهان بی خدا ساختارمندانه نیست. ۲_ در تاریخ بشر اگر خدا نبود دالان دار خر را خورده بود. ...