پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٥٦)
" داستان نمایی. چامه نمایی ":تلمیح.
پیامد. پسامد. پسایند. پیایند. بسایند. رسایند. آسایند. مسایند. نسایند. خسایند ( پررنگ ) . فرایند. برایند. سرایند. سَرایند. کفایند. جفایند. صفایند. ش ...
جفنگ:جف انگ، جف=تهی ، پوچ. بیهوده. بی معنی.
" جَفَنگ ":مزیف. " جفنگ نریس ":مزیف نگو ( نباف ) . " مزیف گویی ":جفنگ بافی.
" نشدنی بودن آموزش آموخته ":محال بودن تحصیل محال.
آموخت آموز . آموخت آموزی. آموزش آموخت. آموخت آموزش. آموز آموخت. آموزهء آموخته. آموزش آموختش.
" آموزشِ آموخته ":تحصیلِ حاصل.
" واسِشِ ( واسِگی های. واسه ایهای. واسه های ) پاتوقهای پیروی ":وظیفهء مراجع تقلید.
" دستورهای پیروی ":احکام تقلید.
" کوشیده و پیرویده ":اجتهاد و تقلید. " کوشه و پیرو ":اجتهاد و تقلید.
" مرجهای پاتوق پیرو ":شرایط مرجع تقلید. " پیروی ":تقلیدی.
" پاتوقهای پیرو ":مراجع تقلید. تقلید مراجع:" پیروی پاتوق ها ". مقلِد و مقلَد:پیرو و پاتوق.
مرجع تقلید :" پاتوق پیرو ". مرجع مرجع:" پاتوق پاتوق . " پایه ء پایه ". تقلید مرجع:" پیرو پاتوق ".
" پیرو پیرو ":مقلد مقلد.
" پیرو و پایه ":مقلد و مرجع. " پایه و پیرو ":مرجع و مقلد. " پیرو و پاتوق ":مقلد و مرجع. " پاتوق و پیرو ":مرجع و مقلد.
" کسی که طبیبش به بالین نیست ":من لا یحضره الطبیب نوشتهء زکریای رازی. " کسی که فقیه اش در دسترس نیست ":من لایحضره الطبیب نوشتهء شیخ صدوق.
گلرخانی که بُوَند اندر جهان ما رابس. آنچه برنامه شد از راه زمان ما را بس. بنشین بر سر سفره بهرهء خویش بخور. وین اشارت زپیدا و نهان مارا بس. این ه ...
بنشین بر سر سفر بهرهء خویش بخور . وین اشارت ز جهان و جاودان ما را بس. شهرام. ص
پیشینه . پیشینه تر. پیشینه ترین. پسینه. پسینه تر . پسینه ترین.
پیشین. پیشین تر. پیشین ترین. دیرین. دیرین تر. دیرین ترین. پیش. پیشتر. پیش ترین. پسین. پسین تر. پسین ترین واپسین. واپسین تر. واپسین ترین. دیرین . ...
" سَردَر. سَدر. سَر =صدر " بر برپایه روند و خوانش ها به صورت صدر در آمده است.
هر کو فریب خلق نماید به دست و پا. یزدان کینه توزی نمایدش الا هلا . بر خلق و بر خدا کینه توزی درست هست. آنجا که بر طبیعت روا هست وهم به جا. شهرام ...
" زوری نیست. زورکی نه. به زور نمی باشد. بی زور ":بلااجبار.
" زورکی . بازور. به زور " :بالاجبار.
رالی :" تلاشگری ".
" نیکِش ":حسنه.
" نیرونمایی ":مکانیک. نیرونمایی آبکی ها ( مکانیک سیالات ) . نیرونمایی خاککی ها ( مکانیک جامدات ) . نیرونمایی بادکی ها ( مکانیک گازها ) . آبکی: سی ...
" پیشوا و جایگاه دریافت و دیدارِ رازوری ":امام و مراتب کشف و شهود عرفانی.
" شناخت گواهش ":معرفت شهودی.
" دریافتشها " :مکاشفات.
"دیداری. دیدارندگی. دیداریانه. دیداریانگی. دیدارشیانه. دیدارش. دیدارایی. دیدارمندی. دیدارمند. دیدارورز. دیدادرور. دیدارگر. دیدارکرد. دیدارشی. دیداران ...
" یکایِ گواه ":وحدتِ شهود.
" یافت پنهان " : کشف خفی.
" یافت نهان ":کشف خفی.
" دیداری ":شهودی. " دریافتی ":شهودی.
دریافت : کشف.
گواهش:شهود.
" در یافتِ دیدار ":کشف شهود.
" در یافت و دیدار ":کشف و شهود. " یافت ودید ":کشف و شهود. یافتش و گواهش ":کشف و شهود. " یافتن و دیدن ":کشف و شهود. " یافتش و گواهش ":کشف و شهود. ...
" دریافت و دید " :کشف و شهود.
شعر وشرع:" سرود و آیین. ".
" نگهداره. نگهدارانه. نگهدارخانه ":خزانه.
" بنیاد پژوهشها و دانستهای اهل خانه ":موسسهء تحقیقات و معارف اهل بیت.
نوشت های پخش دانستها: کتابهای نشر معارف.
راه ناب:نهج الخاص. نوچِ ناب:نهج خاص. سُکِ ساب:نهج خاص. تُرّ ناب. راه تارّ:نهج الخاص. تُرِّ تارّ:نهج الخاص. رهِ خص:نهج خاص. لایِ لُو:نهج خاص. ل ...
" درآمدان مهرورزان. درآمدان عاشق ها ":سوانح العشاق.
" پادشاه راه ":سلطان طریقت.
" دریای راستین ها ": بحر الحقایق. " دریای درستین ها ":بحر الوقایع.
مکاتبات:" نامه پرانی ها. نامه نویسی ها. نامه دادن ها. نامه زدن ها. نامه فرستادن ها. نامه فرستی ها . نامه ای ها ". مکاتبه:" نامه پرانی. نامه نویسی. ن ...
اشراق و عرفان :" خاورش و رازورش. خاورش ورازش. خاورانش ورازورانش. خاورانگی و رازورانگی. خاورانا و رازورانا. خاورانی و رازورانی. خاور ورازور. خاورایی و ...