پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٧٨)

بازدید
٤,٨٥٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بَد گُهر ": بد جنس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بدگمان ": سوء ظن.

پیشنهاد
٠

ورزندش مشق. مشق ورزندش . ورزندشی مشق. مشقی ورزندش :ژیمناستیک آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مَشق. مشقی. مشق باز. مشق بازی. مشق ورز. مشق ورزی. مشقنده. مشقا " :آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مشق باز " :آکروبات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مَشق ":آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طاغوت:به زبانش لری به دریافت و پنداشت سرکشی و کَلِّه کش بودن است و کسی یا چیزی را نشمردن وسرتافتن به مانند آب که سد را می شکند که می گویند "سَد تُوقِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بشریت دین را از روی خرد وخردمندی خود به کار می گیرد، واگر خردِ خود را به کار اندازد دین را و دستورات دین را شناسه می نماید ، پس اگر کسی دین را کنار ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوپا: پای آب. آب پا آنچه آبها را ساختار می دهد تا به درستی پخش گردند به مانند کوه که میخ های زمین به شمار می روند تا زمین استوار گردد. اوپا جزیره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلم هوایی:drama movie. dramatic:هوایشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتم من گفت تو گفتم تو گفت من، گفتم آری. . . . . . . ، گفت چه، گفتم . . . . . . ، گفت کدام. ، گفتم، من تو او _ما شما ایشان، گفت چام بخوان، گفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درسگو ( ها ) ":مدرس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" تَراتُور ":اینترنت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زدای توانا. زدتوانا:متضاد قوی. ناجور توانا. مانندِ توانا نیست. جوربا توانا نیست. روندِ با توانا نیست. سبک با توانا نیست. چونان توانا نیست. مانندِ تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زدای نیرومند. زدای زور. زدای زورمند. زدای توانا. زدای به کار. زدای زورمُشت. زدای زوردار ":متضاد قوی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامتقارن:" نا به نزدیک. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارهمند. دارهمند. چاخانمند. مادهمند. باورمند. چارهمند. کاره مند=کاره مند=کارمند. بهره مند. ؛ واره مند. داره مند. چاخان مند. ماده مند. چاره مند. ک ...

پیشنهاد
٠

تالی تلو:" پی به سر . پشت سر. در پی. پیایند پی. پی پیایند. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تالی فاسد:" تباه پیایند. پیایند تباه . تبه پی، تَبَهپِی".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دوسته ":حبیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سِتای جهان استومند: قطب عالم امکان. ستای سیر وسلوک:قطب سیر وسلوک. " ستای سرمایه شناسی":قطب اقتصاد . سِتای ستاها:قطب الاقطاب. " سِتایِ فلک فلکها " ...

پیشنهاد
٠

ستاهای جغرافی:قطب های جغرافی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ستای مکناتیکی ":قطب مغناطیسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِتادین شیرازی ":قطب الدین شیرازی. " سِتا ":قطب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِتا ":قطب.

پیشنهاد
٠

دانشگاه فنی خواجه یاردین طوسی.

پیشنهاد
٠

" فرشتگان و آسیب پذیران. ": ملائکه و مستضعفان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چاپ از دستگاه:افست پرینتینگ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" از دستگاه ":افست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرزبانی با واژگان خود در روند است و همتاهای واژگان دیگر زبانها لازم نیست. همتاسازی باید برپایهء زبان خود باشد وگر نه دروغ گفتن به خود وخلق وخدا به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سمتِ راست ":برهان مستقیم. " راهِ راست ":برهان مستقیم. " روشِ راست ":برهان مستقیم. هر زبانی با واژگان خود پیش می رود و لازم نیست که همان واژگان د ...

پیشنهاد
٠

" برتری راه راست ":افضلیت برهان مستقیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" وارُورو . واروراه . وارُورَوِش . واروساز ":برهان خُلف؛ "راه وارو. روش وارو. رووارو. سازوارو. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راهِ راستینان ":برهان صدیقین. " روشِ راستینان ":برهان صدیقین. " روندِ راستینان "برهان صدیقین؛ راستینان راه . راستینان روش. راستینان روند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" از این انگار ":از این لحاظ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

in eye of momente: در خودِ خویش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آن یکی در وقت [دستشویی] بگفت ":آن یکی در وقت [استنجا]بگفت. مولانا. ( دستشویی:استنجا. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آزمون ":ذی صلاح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِنا. شناس. شناخت ":ذی صلاح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دِرِّک:به درختا ودرختاهای درختانهای مِیشدِرَّه و تِیدَرَّه به لری و تمشک به فارسی همانه می گردد. همانه:این همانی. همان :این همان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گِرد کارها:مجموعه آثار.

پیشنهاد
٠

پشتیبانی از اَندِیان:حمایت از مستضعفان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوردوَران. خوردوَیان. ریزوران. ریزوران. کوچکوَران . کوچکوریان. کوچکیان. کوچکان. اَندگان: مستضعف. مستضعفان. استضعاف:اَندِش. اَندِشوَران. ، اندشور. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بزرگوَران ":مستکبران. بزرگورَها:مستکبرها. " بزرگوَریان ":مستکبریان.

پیشنهاد
٠

" راستوَری بزرگوران ":مصادیق مستکبران.

پیشنهاد
٠

" راستوَری ترسندگان ":مصادیق خائفان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راستوَری بیرونی ":مصادیق خارجی.

پیشنهاد
٠

" راستوَری سفارشگران ":مصادیق ناصحان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راسته ها و درسته ها ویا راست ودرست آنکه میگویند چیست. در بارهء آنچه در دست انجام باشد" :مصادیق.

پیشنهاد
٠

" راههای نیکماندها ":موارد باقیات صالحات.