برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

صادق جباری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 هم‌آنتالپی، دارای آنتالپی برابر (ثابت) ١٤٠٠/٠٢/٠٤
|

2 سنجه (معیار یا وسیله سنجش) ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

3 غیر معقول، غیر منطقی ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

4 طاقت‌فرسا
مثلاً در مورد کار: sweated labour به معنی کار طاقت‌فرسا (کار عرق‌ریز)
١٤٠٠/٠١/٢٧
|

5 وجه یا وجوه پنهان، جنبه ناپیدای هر موضوع ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

6 تحت تأثیر چیزی قرار گرفتن، بخصوص در زمینه الهام گرفتن از آثار یک نویسنده ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

7 در برخی متون، به معنی "تحت تأثیر"
informed by: تحت تأثیر چیزی قرار گرفتن، بخصوص در زمینه الهام گرفتن از آثار یک نویسنده
١٤٠٠/٠١/٢٥
|

8 فرصت‌ها، احتمالات ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

9 پذیرا (در مورد نظرات و افکار دیگران) ١٣٩٩/١٢/١٩
|

10 علیرغم اینکه
صرفنظر از
١٣٩٩/١٠/١٢
|

11 خودمختار ١٣٩٩/١٠/١٠
|

12 دارای قدمت طولانی (مثلاً در مورد کشورها یا شرکت‌ها) ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

13 تعهدات ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

14 تحت تأثیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

15 راکد ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

16 در متون بازاریابی و مدیریت، به معنای: خطا، اشتباه ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

17 ضابطه، شرط ١٣٩٨/١١/٢٦
|

18 به جز، به غیر از، به استثنای ١٣٩٨/١١/٢٦
|

19 بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) ١٣٩٨/١٠/١١
|

20 بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) ١٣٩٨/١٠/١١
|

21 (در مورد ژن) دستکاری کردن ١٣٩٨/١٠/١١
|

22 در حال حاضر، هم اکنون ١٣٩٨/١٠/١١
|

23 موجود در ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

24 دیوان کیفری بین‌الملل ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

25 بازگرداندن (حقوق، موضوع استرداد مجرمین) ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

26 بصورت پنهانی ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

27 در حقوق یا علوم سیاسی، به معنای: صاحبان قدرت (افراد و مقامات حکومتی در هر کشور) ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

28 تاکنون، تا این لحظه ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

29 رحم اجاره‌ای ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

30 حصول ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

31 جسم مخطط (در مغز) (در رشته نوروبیولوژی) ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

32 یعنی، بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

33 نمودها ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

34 روان‌گردان ١٣٩٨/٠٣/١٩
|

35 کنترل کردن ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

36 کنترل شده ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

37 مورد قبول ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

38 توده سیاه (در مغز) ١٣٩٨/٠٣/١١
|

39 محض اطلاع
شایان ذکر است که...
١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

40 تخلیه گاز یا مواد گازی (از ساختار یک ماده یا ترکیب) ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

41 بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

42 مقرون‌بصرفه بودن ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

43 ناشی از ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

44 نوظهور، شکوفا ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

45 بر خلاف ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

46 در حال حاضر، اکنون، هم اکنون ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

47 در چارچوب ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

48 به دقت، بطور دقیق ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

49 در مورد بیماری: قابل پیشگیری ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

50 منسجم ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 come off
• Ask Simon to cook the meal? Come off it, he can hardly boil an egg!
• از سیمون میخواهید غذا بپزد؟ بیخیال! او حتی نمی‌تواند یک تخم‌مرغ را آب‌پز کند!
١٣٩٧/١٠/١٦
|

2 come off
• He's tried several times to come off cocaine.
• او چندین بار سعی کرد تا کوکائین را ترک کند.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

3 come off
• A button had come off my coat.
• یکی از دکمه‌های کت من کنده شده است.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

4 come off
• If you keep rubbing, the paint will come off.
• اگر به دست کشیدن روی آن ادامه دهید، رنگ آن کنده خواهد شد.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

5 far from
• The party has drifted too far from its socialist ideals.
• این حزب، از اهداف میهن‌پرستانه خود بسیار فاصله گرفته است
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

6 far from
• The village is so far from the river that their water has to be pumped in from the nearest water supply.
• این روستا آنقدر از رودخانه دور است که آب مورد نیاز آن‌ها باید از نزدیک‌ترین منبع آب، به سمت روستا پمپاژ شود
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

7 far from
• The violence was far from one-sided .
• این خشونت به هیچ وجه یکطرفه نبود
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

8 far from
• We are not far from my home now.
• دیگه تا خونه من راهی نمونده
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

9 far from
• Far from eye far from heart.
• از دل برود، هر آنکه از دیده برفت
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

10 far from
• The travel bureau is not so far from here.
• دفتر مسافرتی، از اینجا زیاد دور نیست
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|