برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

صادق جباری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تعهدات ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

2 تحت تأثیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

3 راکد ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

4 در متون بازاریابی و مدیریت، به معنای: خطا، اشتباه ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

5 ضابطه، شرط ١٣٩٨/١١/٢٦
|

6 به جز، به غیر از، به استثنای ١٣٩٨/١١/٢٦
|

7 بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) ١٣٩٨/١٠/١١
|

8 بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) ١٣٩٨/١٠/١١
|

9 (در مورد ژن) دستکاری کردن ١٣٩٨/١٠/١١
|

10 در حال حاضر، هم اکنون ١٣٩٨/١٠/١١
|

11 موجود در ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

12 دیوان کیفری بین‌الملل ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

13 بازگرداندن (حقوق، موضوع استرداد مجرمین) ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

14 بصورت پنهانی ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

15 در حقوق یا علوم سیاسی، به معنای: صاحبان قدرت (افراد و مقامات حکومتی در هر کشور) ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

16 تاکنون، تا این لحظه ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

17 رحم اجاره‌ای ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

18 حصول ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

19 جسم مخطط (در مغز) (در رشته نوروبیولوژی) ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

20 یعنی، بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

21 نمودها ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

22 روان‌گردان ١٣٩٨/٠٣/١٩
|

23 کنترل کردن ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

24 کنترل شده ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

25 مورد قبول ١٣٩٨/٠٣/١٨
|

26 توده سیاه (در مغز) ١٣٩٨/٠٣/١١
|

27 محض اطلاع
شایان ذکر است که...
١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

28 تخلیه گاز یا مواد گازی (از ساختار یک ماده یا ترکیب) ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

29 بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

30 مقرون‌بصرفه بودن ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

31 ناشی از ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

32 نوظهور، شکوفا ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

33 بر خلاف ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

34 در حال حاضر، اکنون، هم اکنون ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

35 در چارچوب ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

36 به دقت، بطور دقیق ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

37 در مورد بیماری: قابل پیشگیری ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

38 منسجم ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

39 خرد جمعی ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

40 کاملاً تطبیق یافته، کاملاً سازگار ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

41 منابعی کمی برای آن اختصاص یافته است ١٣٩٨/٠٢/٢٩
|

42 در پزشکی: قدرت حرکتی ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

43 در پزشکی به معنی: سوندگذاری (مثانه) ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

44 نارسایی بلع ١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

45 تحت پوشش (مثلاً در مورد بیمه) ١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

46 پزشکی از راه دور ١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

47 معنادار ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

48 بدون دستمزد، بی جیره و مواجب ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

49 معادل Critical Value، به معنی: مقدار بحرانی ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

50 بر حسب نیاز ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 come off
• Ask Simon to cook the meal? Come off it, he can hardly boil an egg!
• از سیمون میخواهید غذا بپزد؟ بیخیال! او حتی نمی‌تواند یک تخم‌مرغ را آب‌پز کند!
١٣٩٧/١٠/١٦
|

2 come off
• He's tried several times to come off cocaine.
• او چندین بار سعی کرد تا کوکائین را ترک کند.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

3 come off
• A button had come off my coat.
• یکی از دکمه‌های کت من کنده شده است.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

4 come off
• If you keep rubbing, the paint will come off.
• اگر به دست کشیدن روی آن ادامه دهید، رنگ آن کنده خواهد شد.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

5 far from
• The party has drifted too far from its socialist ideals.
• این حزب، از اهداف میهن‌پرستانه خود بسیار فاصله گرفته است
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

6 far from
• The village is so far from the river that their water has to be pumped in from the nearest water supply.
• این روستا آنقدر از رودخانه دور است که آب مورد نیاز آن‌ها باید از نزدیک‌ترین منبع آب، به سمت روستا پمپاژ شود
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

7 far from
• The violence was far from one-sided .
• این خشونت به هیچ وجه یکطرفه نبود
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

8 far from
• We are not far from my home now.
• دیگه تا خونه من راهی نمونده
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

9 far from
• Far from eye far from heart.
• از دل برود، هر آنکه از دیده برفت
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

10 far from
• The travel bureau is not so far from here.
• دفتر مسافرتی، از اینجا زیاد دور نیست
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|