پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٠٨
پیشنهاد
٠

نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان ( Reliability Centred Maintenance=RCM ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری] نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان ( RCM ) یک رویکرد ت ...

پیشنهاد
١

نگهداری پیشگیرانه ( Preventive Maintenance=PM ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری] مجموعه فعالیت ها و اقدامات تصحیحی بر روی تجهیزات ، دستگاه ها و تاسیسات ، قب ...

پیشنهاد
٠

نگهداری و تعمیرات اصلاحی ( Corrective Maintenance=CM ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری]مجموعه فعالیت ها و اقداماتی به منظور نگهداری تجهیزات ، تاسیسات و دستگ ...

پیشنهاد
١

نگهداری زمان بندی شده ( Scheduled Maintenance=SM ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری] مجموعه فعالیت های زمان بندی و برنامه ریزی شده با آینده نگری و نیز کنترل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیرات ( Repairs ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری] شامل مجموعه فعالیت هایی است که بر روی یک سیستم یا وسیله ای که دچار خرابی و یا از کارافتادگی گردیده، انج ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگهداری ( Maintenance ) :[اصطلاح تعمیر و نگهداری] مجموعه فعالیت هایی است که به طور مشخص به منظور حفظ و نگهداری هر یک از تجهیزات ، تأسیسات و دستگاه ها ...

پیشنهاد
١

آبستنی نهان بود و زادن آشکار: بعضی از اعمال زشت را در نهانی مرتکب توان شد ولی غالباً بدی ها با آثار خویش در آخر آشکار شوند. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آراستن‏: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آراستن‏" می نویسد : ( ( آراستن‏ در پهلوی در همین ریخت و همچنین در ریخت راینیتنrāyēnītan بکار می رفته است . ستاک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

نوروز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نوروز" می نویسد : ( ( نوروز در پهلوی در ریخت نوگ روز nōgrōz بکار می رفته است. نوروز جشن بزرگ و آیینی ایرانیان است ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

فروغ :در پهلوی در ریخت فروگ frōg بکار می رفته است. ریختی دیگر از آن " فروز است. ) ) ( ( به چندین فروغ و به چندین چراغ بیاراسته چون به نوروز باغ. ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سرخ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سرخ" می نویسد : ( ( سرخ در پهلوی در ریخت سخر suxr بکار می رفته است . با جابه جایی آوایی در ریخت "سرخ" در پارسی کاربر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

کبود : در پهلوی کپود kapōt بوده است. ( ( ز یاقوت سرخست چرخ کبود؛ نه از آب و باد و نه از گرد و دود. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

دود:در پهلوی دوت dūt بوده است. ( ( ز یاقوت سرخست چرخ کبود؛ نه از آب و باد و نه از گرد و دود. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گَرد:در پهلوی گرتgart بوده است. ( ( ز یاقوت سرخست چرخ کبود؛ نه از آب و باد و نه از گرد و دود. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

یاقوت:در پهلوی یاکندyākand بوده است. ( ( ز یاقوت سرخست چرخ کبود؛ نه از آب و باد و نه از گرد و دود. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

نزدیک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نزدیک" می نویسد : ( ( با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است. این واژه از [نزد/ یک ( = پساند بازخوانی ) ] ساخته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

نِهار:کاهش و کمی . واژه ای است کهن ( ( ازو دان فزونیّ ازو هم نِهار بد و نیک ، نزدیک او آشکار. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

تباهی:نابودی و فساد. تباهی در پهلوی تباهیهtabāhīh بوده است. ( ( نه از جنبش ، آرام گیرد همی؛ نه چون ما تباهی پذیرد همی . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...

پیشنهاد
١

آبگینه به حلب بردن:نظیر زیره به کرمان بردن. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 12 )

پیشنهاد
٠

آب که آمد تیمم برخاست:چون اصلی آمد بدل و فرع را مکانتی نماند . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 12 ) نظیرش را ما در زبان ترکی بکار می بریم . سو اولان ییرده ...

پیشنهاد
٠

آبکش به کفگیر می گوید نه سوراخ داری:کسی که عیبی را به تمام و کمال دارد ، اندک آنرا در دیگری تعبیر می کند . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 12 )

پیشنهاد
٠

آبشان از یک جو نمی رود :برای ستیزه و لجاجی یا اختلاف عقیده ای که دارند با یکدیگر نمی توانند زیست . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 12 )

پیشنهاد
١

آب سر بالا می رود و قورباغه شعر می خواند: بمزاح بجاهلی که بگفتاری اظهار فضل کند گویند . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 12 )

پیشنهاد
٠

آب رفته بجوی نیاید :شوکت و اعتبار و آبرو پس از زوال بر نمی گردد. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 10 )

پیشنهاد
١

آب رفته بجوی آمدن : شوکت و اعتباری پس از زوال برگشتن. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 10 )

پیشنهاد
١

آب راه خودش را باز میکند: مرد خلیق یا هوشیار محبت و حرمت خود را در دل ها جای می دهد . نظیر : آتش جای خودش را باز می کند ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 10 ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب را گل کردن : اوضاع را به نفع خود متشنج ساختن. - آب را گِل ( گل آلود ) کردن ؛ آشفتن کاری سود خویش را : آب را گل آلود می کند ماهی بگیرد.

پیشنهاد
١

آب را گل آلود می کند ماهی بگیرد: از روی بغض ، شقاق میان دوستان و خویشاوندان ایجاد می کند تا خود از عداوت آنان فایده ببرد. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 9 ...

پیشنهاد
١

آب را زیر هفت طبقه ی زمین می بیند: بسیار هوشیار و گر بز است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 9 )

پیشنهاد
٠

آب را از سر بند باید بست: باید مبدا و منشا پیشامدهای سوء را یافته و از آنجا سد کرد. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 9 )

پیشنهاد
١

آب دهان مرده است : مرکبی کمرنگ است ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 9 )

پیشنهاد
٠

آب در دست یزید افتاده : متاعی فراوان و کم قیمت در تملک محتکری گران فروش است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

پیشنهاد
٠

آب دریا بکیل پیمودن: مرتکب عبثی شدن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

پیشنهاد
٢

آب در هاون ساییدن: آب در هاون سودن . آب در هاون کوفتن . کاری بیهوده کردن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

پیشنهاد
٠

آب در گوش کسی کردن:در سودا کسی را فریفتن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

پیشنهاد
٥

آب در غربال کردن:به محال و سفه پرداختن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 ) آب در غربال کردن یا با غربال بیختن و آب در قفس کردن ؛ کار بیهوده و عبث مرتکب شد ...

پیشنهاد
٠

آب در شکر داشتن: دایم بر هزال افزودن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

پیشنهاد
٠

آب در شیر داشتن: غش کردن . منافق بودن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 8 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

آب در زیر کاه : خیلی نهان ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
٠

آب در دهان کسی گشتن : زیاده خواستار چیزی شدن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
١

آب در دهان آمدن : بی اندازه به چیزی مایل شدن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
٠

آب در دهان خشک شدن: بسیار متعجب گشتن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
٢

آب در دلش تکان نمی خورد : بسیار آهسته می رود ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
٠

آب در دست داری مخور : بسیار شتاب کن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
١

آب در چیزی کردن : غش و غل در آن بکار بردن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 7 )

پیشنهاد
٠

آب در چیزی بستن : مالی را به اسراف و تبذیر خرج کردن . نظیر توپ به مالی بستن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 6 )

پیشنهاد
٢

آب در جوی داشتن: صاحب بختی مقبل و روزگاری مساعد بودن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 6 )

پیشنهاد
١

آب در جگر نداشتن : بی اندازه فقیر بودن ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 6 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل بحثی :عقلی است که از طریق استدلال و به کمک مبانی مادی و این جهانی مسائل را بررسی می کند. ( ( عقل بحثی گوید این دورست و گو بی ز تاویل محالی کم ش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

زور : ناروا و نادرست ( ( پس اگر گویی بدانم دور نیست ور ندانم گفت کذب و زور نیست ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 378 ) ...