پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
موج شکن ( Breakwater ) [اصطلاح دریانوردی] :حصاری بدور بندر و یا لنگر گاه با یک راه ورودی خروجی که مانع از برخورد مستقیم امواج به اسکله ها میگردد . دا ...
لنگر پهلو، لنگر بغل ( Breast Anchor ) [اصطلاح دریانوردی] :لنگری که در پهلوهای چپ یا راست کشتی واقع است. در صورت لنگراندازی جهت زنجیر عمود بر محور تقا ...
طناب مهار کشتی ( Breast Line ) [اصطلاح دریانوردی] :این طنابها از جدا شدن یا دور شدن کشتی از کنار اسکله جلوگیری می نمایند
پل فرماندهی ( Bridge ) [اصطلاح دریانوردی] :محل و یا اتاقی در بالای کشتی که کشتی از آنجا کنترل و هدایت میگردد .
از خردان خطا از بزرگان عطا: امید بخشش از بزرگان بیشتر است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 124 )
از خر افتاده خرما پیدا کرده: نظیر چشته خور شده است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 124 )
از خانه ی سوخته هر چه بر آید سود است: هر چه از ضرر برگردد نفع است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 123 )
از حق تا ناحق چهار انگشت است: مسموعات غالبا کذب و مشهودات مطابق حقیقت است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 123 )
از پیش قاضی دو خصم نیایند: از پیش قاضی دو خصم راضی نیایند. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 111 )
از پوست بدر آمدن: بی پرده گفتن . راز خویش را آشکار کردن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 110 )
از پر کلاه کسی رد شدن: بلا و آسیبی نزدیک کسی شدن و صدمه نرساندن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 109 )
از پارو بالا رفتن: وافر و بسیار بودن مثل : فلانی پولش از پارو بالا می رود. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 109 )
از بام خواندن و از در راندن: مانند طفلان یا هر متلون دیگر زمانی چیزی را خواستن و زمانی کراهت نمودن. خواستن و به بی میلی تظاهر کردن . ( دهخدا، امثال و ...
از بام به بام رفتن: کنایه از کثرت عمران و آبادیست. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 104 )
از باران به ناودان گریختن: از گرفتاری کوچک نجات یافتن ، به گرفتاری بزرگ تر گرفتار شدن . نظیر : از چاله در آمدن به چاه افتادن . . ( دهخدا، امثال و حکم ...
از باد سبق بردن: در نهایت شتاب و تندی رفتن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 101 )
از اسب دو از صاحبش جو: نظیر : از تو حرکت از خدا برکت . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 100 )
از اسب دو از صاحبش جو
ازار بستن: با عزمی جزم بکاری پرداختن. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 100 )
تیرک بارگیری ( Cargo Boom ) [اصطلاح دریانوردی]:بازوی بارگیری دیرک بازوی بسیار قوی که برای بارگیری کالا در کشتی استفاده می شود.
( Cargo Batten ) [اصطلاح دریانوردی]الوار چوبی که در داخل انبار برای جلوگیری از تماس کالا با بدنه کشتی استفاده می شود.
دوبه یا بارج حمل کالا ( Cargo Barge ) [اصطلاح دریانوردی]:از این دوبه ها معمولاً جهت حمل بار در آبهای سرزمینی استفاده میشود .
تور بار ( Cargo Net ) [اصطلاح دریانوردی] :توری مربع شکل و سنگینی که بوسیله آن ( و با کمک جرثقیل و یا وینچ دستی ) با ر را به داخل کشتی منتقل و یا از ک ...
دریچه بارگیری ( Cargo Hatch ) [اصطلاح دریانوردی]:دریچه بسیار وسیعی روی عرشه کشتی که برای تخلیه و بارگیری از آن استفاده می شود.
طنابها را باز کنید ( Cast Off ) [اصطلاح دریانوردی] :دستوری برای باز کردن تمامی طنابهای مهار و آمادگی برای جدا شدن کشتی از اسکله .
کشتی کارگو ( Cargo Ship ) [اصطلاح دریانوردی] :کشتی هائی که مخصوص حمل و نقل بار می باشند .
شکم دادگی زنجیر ( Catenary ) [اصطلاح دریانوردی] :انحنای بوجود آمده در طول زنجیر و یا کابل ناشی از وزن زنجیر و یا کابل که این قوس باعث بوجود آمدن حالت ...
ناوبری نجومی ( Celestial Navigation ) [اصطلاح دریانوردی] :تعیین موقعیت نام با استفاده از رصد کردن ستارگان و اقمار نجومی .
لنگر بند ( Cathead ) [اصطلاح دریانوردی] :قطعه الواری سنگین و برجسته در سینه کشتی که برای نگهداشتن لنگرها بکار میرود .
خط مرکزی ( Center Line ) [اصطلاح دریانوردی]:خطی فرضی که از سینه تا پاشنه کشتی امتداد داشته و کشتی را به دوم نیمه مساوی ( سمت چپ و راست ) تقسیم میکند .
مرکز شناوری ( Center Of Buoyancy ) [اصطلاح دریانوردی]:مرکز هندسی حجم شناور کشتی .
مرکز ثقل ( Center Of Gravity ) [اصطلاح دریانوردی] :نقطه ای که مجموع نیروهای وارد بر کشتی در آن نقطه برابر با صفر باشد . در شناورهای سطحی مرکز شناوری ...
( Chain Block ) [اصطلاح دریانوردی]قرقره زنجیر، چین بلاک
( Centering Chain ) [اصطلاح دریانوردی]زنجیر یا طنابی که در عرض حوض خشک آویزان می کنند تا مطمئن شوند که کشتی پس از تخلیه آب، در وسط حوض و بر روی خرکها ...
تیغه مرکزی ( Centerboard ) [اصطلاح دریانوردی] :تیغه عمودی که در وسط کشتی ( کیل ) به صورت طولی قرار می گیرد. این تیغه با افزایش سطح جانبی غلتش عرضی را ...
قلاب زنجیر ( Chain Hook ) [اصطلاح دریانوردی]:میله و یا اهرمی که دارای یک قلاب در سر خود بوده و بوسیله آن زنجیر لنگر را جابجا می کنند .
زنجیر لنگر ( Chain Cable ) [اصطلاح دریانوردی]
چاه زنجیر ، انبار زنجیر ( Chain Locker ) [اصطلاح دریانوردی] :قسمتی در بخش پائینی سینه کشتی که زنجیر لنگر در آن جمع شده و نگهداری میگردد .
خفت زنجیری ، متوقف کننده زنجیری ( Chain Stopper ) [اصطلاح دریانوردی] :طول کوتاهی از زنجیر که مجهز به یک قلاب است که این قلاب به یک چشمی بسته دراز منت ...
لوله چاه زنجیر ، دهانه چاه زنجیر ( Chain Pipe ) [اصطلاح دریانوردی]:لوله ای که از طریق آن زنجیر لنگر به چاه زنجیر وارد و یا از آن خارج می شود.
نقشه دریایی ( Chart ) [اصطلاح دریانوردی] :نقشه ای که در آن عمق آب ، جنس کف دریا و سایر اطلاعات ناوبری مورد نیازمشخص گردیده است .
بویه زیر آبی زنجیر ( Chain Support Buoy ) [اصطلاح دریانوردی] :این نوع بویه در زیر آب به عنوان بویه غوطه ور نگهدار زنجیر در یک عمق تعیین شده استفاده م ...
چشمی فلزی ( Chocks ) [اصطلاح دریانوردی]:چشمی فلزی روی دک که از داخل آن طناب عبور میدهند و ممکن است باز و یا بسته باشد.
اطاق نقشه در کشتی ( Chart House ) [اصطلاح دریانوردی] :محوطه ای در حوالی پل فرماندهی کشتی که نقشه های دریایی در آن محل نگهداری می شوند و یا کار روی ای ...
نبشی تنظیم ( Clip ) [اصطلاح دریانوردی]:از این نوع نبشی در کشتی سازی برای تنظیم پروفیل ها در هنگام جوشکاری استفاده می شود.
موت شاخی ، موت دو شاخ ( Cleat ) [اصطلاح دریانوردی]:وسیله ای چوبی یا فلزی ، معمولاً با دو شاخ پیش آمده که به دور آن می توان طنابی را بست.
فضای خالی ، بستاب ( Cofferdam ) [اصطلاح دریانوردی]:فضاهای خای بین کمپارتمانتهای ناو برای عایق کردن کمپارتمانتها از یکدیگر و یا جلوگیری از ورود آب و س ...
زوار ، دیواره دور دریچه ( Coamings ) [اصطلاح دریانوردی]:برجستگیهای ساختمان دور دربهای دیواره ها و برجستگی لیه قابقهای کوچک برای جلوگیری از ورود آب را ...
کشتی ذغال کش ( Collier ) [اصطلاح دریانوردی]:کشتی فله بر حمل ذغال سنگ
دیوار تصادم کشتی : ( Collision Bulkhead ) [اصطلاح دریانوردی]دیوار عرضی مقاوم و ضد آبی که در فاصله معینی از سینه کشتی نصب میگردد تا در هنگام رخ دادن ت ...