پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
ویبره ( لرزاندن صدا ) [اصطلاح موسیقی ]گاهی خواننده برای فضا سازی تعمدا در لحظه ای خاص صدایش را به لرزه در می آورد ( البته باید توجه داشت اشخاصی که هن ...
فرود : [اصطلاح موسیقی ] پایین آمدن صدای ساز یا آواز برای اتمام گوشه ( یا شروع گوشه ای دیگر در همان دستگاه یا دستگاه دیگر )
اوج : [اصطلاح موسیقی ] اشاره به جایگاه بالای ساز یا آواز.
تحریر : [اصطلاح موسیقی ] خارج ساختن صداهای مختلف پی در پی از حنجره ( که عوام به آن چه چه میگویند ) تحریرها انواع مختلفی دارند که ( چه چه ) نوعی از آن ...
تکیه : [اصطلاح موسیقی ] تکیه حالتی است شبیه به تشدید که در تحریرها استفاده می شود و ۳حالت دارد.
تکیه صعودی : [اصطلاح موسیقی ] استفاده زمان اوج خوانی .
تکیه افقی : [اصطلاح موسیقی ] استفاده زمان که نه صدا در اوج است ونه فرود.
آکاپلا ( Akapela ) [اصطلاح موسیقی ] آکاپلا به موسیقی کرال بدون همراهی ساز گفته می شود. موسیقی کرال ساخته هایی است که توسط آهنگسازان برای آواز گروهی ( ...
اُورتور : [اصطلاح موسیقی ]اُورتور قطعه ای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، اوراتوریو، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا م ...
نوانس ( Nuance ) :[اصطلاح موسیقی ] در موسیقی به شدت نواخت یک نت موسیقی نوانس گفته می شود.
نت متغیر: :[اصطلاح موسیقی ] نتی که به صورت موقت در قطعه تغییر می کند.
موتیف ( Motif ) : :[اصطلاح موسیقی ] به کوچکترین بخش موزیک گفته میشود. که معمولا قابل بسط و گسترش هست. ( معمولا بین دو تا چهار نت هست.
تم ( Theme ) : :[اصطلاح موسیقی ]یک ایده موسیقی که قابل گسترش است و بزرگتر از موتیف است.
واریاسیون ( Variation ) : :[اصطلاح موسیقی ] یک کلمه فرانسوی است به معنی تغییر وتنوع در تم است. که ممکن است در ریتم وفواصل وهارمونی قطعه رخ بدهد.
موزیک فولکلور ( Folk music ) : :[اصطلاح موسیقی ]موسیقی محلی یک قوم که با رقص و آواز همراه هست.
اتنوموزیکولوژی ( Ethnomusicology ) :[اصطلاح موسیقی ]به معنی تحقیق و چگونگی و بررسی موزیک اقوام و ملل.
موسیقی نظامی ( Military music ) : :[اصطلاح موسیقی ] موسیقی گروه نظامی برای ایجاد تهیج و احساس قوی میهن پرستی وحرکت منظم سربازان که در این نوع موسیقی ...
سلفژ یا سرایش ( Solfege ) : :[اصطلاح موسیقی ]هنر خواندن نت های موسیقی همراه با در نظر گرفتن زیر و بمی انها بصورت اوازی.
هارمونی ( Harmony ) : :[اصطلاح موسیقی ]علم هماهنگی صداها و حرکت اکوردها بصورت منظم که بر اساس قانون خاصی می باشد.
کنترپوان ( Counter point ) : :[اصطلاح موسیقی ]به معنای نقطه در مقابل نقطه است. یا نت در مقابل نت. به زبان ساده میتوان گفت حرکت چند ملودی هم زمان با ه ...
چوب نخستین : ( Xylem primary ) [اصطلاح صنعت چوب]چوبی که در اولین سال و از مریستم انتهایی تشکیل می شود و در کناره و پیرامون مغز قرار میگیرد.
چوب گورخری ( Zebra wood ) : [اصطلاح صنعت چوب]یکی از گونه های چوبهای تجارتی افریقایی است که در ان به علت وجود مواد رنگی رگه –رگه نقشی شبیه پوست گورخر ...
خشک کن خرده چوب ( Dryer particle ) : [اصطلاح صنعت چوب]تجهیزاتی که بکمک حرارت ( غالبا هوای گرم ) رطوبت خرده چوبهای مورد استفاده در ساخت تخته خرده چوب ...
گره : ( Knot ) [اصطلاح صنعت چوب]برش عرضی شاخه هایی که رو ی تنه درخت فرار دارند و طی زمان بر اثر رویش قطری درخت به تدریج در داخل آن مدفون شده اند. تعد ...
پیش تیمار ( Pre - treatment ) :[اصطلاح صنعت چوب]به کار گرفتن روشهای مخصوص آسانتر کردن تیمار اصلی . مثلا در حفاظت چوب ، آج زنی قبل از تزریق مواد حفاظت ...
برش ثانویه ( Resawing ) [اصطلاح صنعت چوب]مجموعه عملیاتی که روی چوبهای بریده حاصل از برش اولیه گرده بینه به اجرا در می آیدبرش ثانویه نامیده میشود ، ما ...
میان پوست : [اصطلاح صنعت چوب] قسمتی از پوست که در داخل چوب قرار گرفته است .
میان پوستی : [اصطلاح صنعت چوب] در مواردی که تنه دو درخت یا شاخه های نزدیک به هم یک درخت فوق العاده به هم نزدیک شده و به هم می چسبند , قسمتی از بافت ...
ریتیدوم : [اصطلاح صنعت چوب] پس از آنکه ارتباط قسمتهایی از برون پوست به علت بشکل بافتهای چوب پنبه ای با یاخته های زنده قطع شد , این قسمتها به ش ...
پوست مرده : [اصطلاح صنعت چوب] به قسمتی از پوست نامیده میشود که یاخته های آن در اثر قطع ارتباط آنها با یاخته دیگر و نرسیدن مواد غذایی با آنها پروتوپ ...
چوب پنبه : [اصطلاح صنعت چوب] نوعی از بافتهای گیاهی است که جدار یاخته های آن به ماده به نام Suberin آغشته شده و کم و بیش ضخیم می باشد .
پوست زنده ( میان پوست : ) [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از لایه ای که بین لایه های برون پوست ( با یاخته های نسبتأ منظم ) و لایه یاخته های درون پوست , ...
پوست : [اصطلاح صنعت چوب] قسمتی از ساقه است که استوانه مرکزی را احاطه کرده و از بیرون به داخل دارای سه قسمت میباشد : پوست , بشره ـ برون پوست ـ و درو ...
پریدرم : [اصطلاح صنعت چوب] از آغاز رویش سال دوم , در داخل پوست گیاهان چوبی , یک لایه زاینده بنام فلوژن بوجود می آید که از تقسیم یاخته های آن بطرف بی ...
بشره : [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از پوست بیرونی ساقه یکساله گیاهان چوبی .
نام فارسی چوب : [اصطلاح صنعت چوب] هریک از چوبهای ایران در نقاط مختلف دارای نام های متعددی ست که متداول ترین آنها بعنوان نام فارسی چوب انتخاب شده ا ...
نقش چوب : [اصطلاح صنعت چوب] نقشی است که در بعضی از چوبها در اثر طرز مخصوص قرار گرفتن عناصر تشکیل دهنده چوب و یا وجود بی نظمی و رگه های رنگین به وج ...
نام علمی چوب : هر چوب طبق قرارداد بینالمللی دارای نام لاتینی که از سه قسمت ( اسم جنس ـ اسم گونه ـ اسم نامگذار ) تشکیل میشود . مانند سفیدار که نا ...
نام خانوادگی چوب : [اصطلاح صنعت چوب] در طبقه بندی گیاهی ـ هر گیاهی را در تیرهای طبقه بندی می کنند . در علم چوبشناسی نیز نام تیره هر گیاه را نام ...
میدان میکروسکپی : [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از مساحتی که با هر بزرگ نمایی معین در زیر میکروسکپ دیده میشود .
نمای چوب : [اصطلاح صنعت چوب] دید ظاهری که مربوط به ابعاد عناصر تشکیل دهنده چوب و مخصوصأ آوندها میباشد .
منابع چوب : [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از کلیه جنگلها اعم از طبیعی و کاشته شده و سایر انواع درختکاریها که هدف از ایجاد آنها بهره رداری از چوب آنها ...
مقطع : [اصطلاح صنعت چوب] عبارت است از برش عرضی عمود بر محور قطعه چوب و معمولا با تعیین پهنا و ضخامت قطعه چوب مشخص میگردد .
گونه : [اصطلاح صنعت چوب] مجموعه درختانی که دارای یک طرح چوبی مشابه باشند و معمولا جزئی از یک گونه یا چند گونه نزدیک بهم و یا جورهای یک گونه محسوب می ...
فسفر اسانس : [اصطلاح صنعت چوب] پدیده ایست که در بعضی از چوبها وجود دارد و در اثر آن رویه صیقلی شده چوب طبیعی درخشندگی مخصوصی نشان میدهد .
کهن چوب[اصطلاح صنعت چوب] قدیمیترین قسمت درونی چوب که مربوط به لایه های قدیمی بوده و دارای یاخته های زنده نمی باشد .
عدسی چشمی یا میزانتگراسیون : [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از دستگاهی که با روش آنتگرالگیری میزان درصد هر یک از ناصر تشکیل دهنده چوب را میتوان با آن ان ...
عناصر تشکیل دهنده چوب : [اصطلاح صنعت چوب]یاختهها و بافتهایی را که چوب را تشکیل میدهد ـ عناصر تشکیل دهنده چوب مینامند .
عناصر ثانویه ( سازههای دومین : ) بغیر از عناصر اصلی تشکیل دهنده چوب مانند آوندها , فیبرها , پارانشیمهای چوبی و پرههای چوبی در پهن برگان , تراکئید ...
عدسی شطرنجی : [اصطلاح صنعت چوب] عبارتست از یک عدسی چشمی که داخل آن شیشه مدرج شطرنجی جهت اندازه گیری میزان درصد بعضی از عناصر قرار داد .