پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
نطعی: [اصطلاح زور خانه ای] تنکه چرمی ـ قطعه ای از چرم که به صورت پیش بند بر روی شلوار کشتی می بستند که در روزگار ما تبدیل به لنگ شده است . نطعی پوشید ...
خانه ورزش: [اصطلاح زور خانه ای] زورخانه، ورزش خانه, گود مقدس.
پیش قبض: [اصطلاح زور خانه ای]1. قسمتی از تنکه کشتی در جلو کمر2. گرفتن دستهای حریف و زورآوردن
پهلوان زنده را عشق است: [اصطلاح زور خانه ای] این اصطلاح که مخصوص پهلوانان است در زورخانه به وجود آمده و اکنون در مکالمات روزمره عموم به کار می رود اش ...
پهلوان پنبه: [اصطلاح زور خانه ای] در مقام شوخی و مزاح و تخطئه لقب ورزشکاران درشت هیکل و بی هنراست و این تسمیه از قرن ها قبل به مناسبت آدمک های پنبه ک ...
قاطی شدن: [اصطلاح زور خانه ای] به یکدیگر پیچیدن دو نفر کشتی گیر است و در برابر ترکیب سوا شدن
کشتی پاک شدن یا پاک کردن: [اصطلاح زور خانه ای] از اصطلاحات قدیمی و به معنی کشتی تمام شدن یا تمام کردن یا تلافی زمین خوردن درکشتی دیگر است ؛ میرنجات د ...
کشتی گره شدن:همان معنی کشتی در میان ماندن را می دهد و از اصطلاحات بسیار قدیم است که هنوز هم متداول است.
کشتی در میان ماندن: [اصطلاح زور خانه ای] مقصود نا تمام ماندن کشتی است که چون دو نفر در کشتی حریف یکدیگر نمی شوند ؛ اتمام کشتی را به وقت دیگری موکول ک ...
چرکین کردن. چرکین شدن: [اصطلاح زور خانه ای] موقعی که می گویند فرضا پرویز در کشتی گرفتن منوچهر را چرکین کرده اراده آنها از این اصطلاح آن است که منوچهر ...
بدل کار: [اصطلاح زور خانه ای] عنوانی نظیر بد افت است و به کسانی می گفتند که کارهای بدل را در کشتی خوب به کار می بردند. در تهران مرحوم سروان کریم زندی ...
بد افت: [اصطلاح زور خانه ای] این اصطلاح عنوانی بوده برای کشتی گیرانی که به زحمت از کسی می افتادند وبه زمین می خوردند . و گویا کسانی را هم که در کشتی ...
سنگ کشتی: [اصطلاح زور خانه ای] این اصطلاح تقریبا به منزله کیسه بوکس است که بوکسورها با مشت زدن به آن تمرین می کنند. سابقاً پهلوانان نامی که ناچار بود ...
Hydrocodon ( هیدروکودون ) [اصطلاح اعتیاد]داروی مخدری که جهت درمان سرفه مصرف می شود.
موادمخدر قانونی ( Legal Drug ) [اصطلاح اعتیاد]مصرف روزانه و غیرپزشکی موادمخدر ( نظیر الکل، کافئین، کربوهیدرات و نیکوتین )
فعالیت ذاتی ( Instrint Activity ) [اصطلاح اعتیاد]میزان فعال سازی گیرنده توسط موادمخدر
مونوتراپی ( Monotherapy ) [اصطلاح پزشکی]درمان با یک نوع دارو
نالوکسان ( Naloxan ) [اصطلاح اعتیاد]یک آنتاگونیست مخدری است که اثرات آگونیست های مخدر را کاهش می دهد.
نالترکسون ( Naltrexone ) [اصطلاح اعتیاد]یک آنتاگونیست مخدری است که تاثیرات ناشی از اپیوئیدها را مهار می کند.
نارکوتیک ( Narcotic ) [اصطلاح اعتیاد]مواد مخدری که باعث خواب آلودگی و تسکین درد و همچنین وابستگی بالقوه می گردد.
مصرف خارج از برچسب ( Off - Label Use ) [اصطلاح اعتیاد]تجویز دارو توسط پزشک که ممکن است شرایط بیمار را بهبود بخشد اما مورد تایید نباشد.
اوپیات ( Opiate ) [اصطلاح اعتیاد]مواد طبیعی موجود در خشخاش و مشتقات آن ( تریاک، مورفین، کودئین و هروئین )
اکسی کدون ( Oxicodone ) [اصطلاح اعتیاد]دارویی که جهت تسکین دردهای خفیف تا شدید مصرف می شود.
آگونیست های نسبی ( Partial Agonists ) [اصطلاح اعتیاد]گیرنده هابه طور نسبی فعال می کند اما در مقایسه با آگونیست های کامل اثر کمتری دارد.
فارماکولوژی ( Pharmacology ) [اصطلاح `پزشکی]شاخه ای از علوم پزشکی که به مطالعه داروها و تاثیرات آن می پردازد.
وابستگی فیزیکی ( Physical Dependence ) [اصطلاح اعتیاد]سازگاری فیزیولوژیکی بدن به یک ماده.
پلاسبو ( Placebo ) [اصطلاح اعتیاد]یک ماده شبیه به دارو اما خواص دارویی ندارد و ممکن است با ایجاد ذهنیت مثبت و تلقین در یک بیمار موجب بهبود شود.
میزان بازیابی ( Recovery Rates ) [اصطلاح اعتیاد]درصد معتادان تحت درمانی که سال اول مشارکت آن ها در ترک اعتیاد است.
بهبود ( Recovery ) [اصطلاح اعتیاد]کاهش و یا محرومت از سوء مصرف مواد مخدر، اغلب ناشی از بهبود کیفیت زندگی و و حمایت رخ می دهد.
عود ( Relapse ) [اصطلاح اعتیاد]علائم بازگشت بعد از یک دوره هوشیاری یا ترک موادمخدر
Relapse Prevention ( پیشگیری از عود ) [اصطلاح اعتیاد]فرایند درمانی است که از بروز اعتقادات و یا رفتارهایی که منجربه اختلال در زندگی می شوند پیشگیری م ...
تحمل معکوس ( Reversed Tolerance ) [اصطلاح اعتیاد]هنگامی که مصرف دوز پایین موادمخدر همان تاثیر دوز بالا را ایجاد می کند.
غربالگری ( Sreening ) [اصطلاح اعتیاد]ابزار اندازه گیری میزان اعتیاد ( به عنوان مثال، تکمیل پرسشنامه شخصی و یا ارزیابی سوابق زندگی )
عوارض جانبی ( Side - Effects ) [اصطلاح اعتیاد]عوارض ثانویه دارو، این علائم معمولا نامطلوب هستند.
گروه خودآموز ( Self - Help Group ) [اصطلاح اعتیاد]افرادی که مشکلات مشابه داشته و برای حمایت از یکدیگر اطلاعات مفید را به اشتراک می گذارند.
انکار اجتماعی ( Societal Denial ) [اصطلاح اعتیاد]انکار لذت و ترس ناشی از مصرف موادمخدر در جامعه
استروئیدها ( Steroids ) [اصطلاح اعتیاد]گروهی از الکل های غیراشباع جامد متناوب نظیر کلسترول
محرک ( Stimulant ) [اصطلاح اعتیاد]موادمخدری که روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر گذاشته و منجربه هذیان، هیجان و بی خوابی می شوند.
Straight Edge[اصطلاح اعتیاد]اصطلاحی است برای افرادی که مواد مخدر مصرف نمی کنند.
زیرزبانی ( Sublingual ) [اصطلاح اعتیاد]موادمخدری که از طریق غشاهای زیر زبان وارد خون می شوند.
تالک ( Talk ) [اصطلاح اعتیاد]ماده خطرناکی که در تولید داروها استفاده می شود.
وابستگی درمانی ( Therapeutic Dependence ) [اصطلاح اعتیاد]تمایل بیمار به نشان دادن رفتارهای نیاز به موادمخدر به دلیل ترس از علائم محرومیت
انجمن درمانی ( Therapeutic Community ) [اصطلاح اعتیاد]محیطی که در آن افرادی که مشکلات مشابه دارند برای حمایت از یکدیگر گردهم می آیند.
تحمل ( Tolerance ) [اصطلاح اعتیاد]شرایطی که در آن معتاد مصرف مواد را افزایش می دهد تا به همان تاثیر دست یابد.
واکنش انگیز ( Trigger ) [اصطلاح اعتیاد]هر موردی که منجربه بازگشت فیزیولوژیکی و سپس روانی در معتاد می شود.
Ups or Upper[اصطلاح اعتیاد]داروهایی که موجب سرخوشی می شوند ( نظیر محرک ها و آمفیتامین ها )
Urge - Peak Cycle[اصطلاح اعتیاد]اصرار مداوم که معولا بعد از بازگشت به موادمخدر صورت می گیرد.
اصرار ( Urges ) [اصطلاح اعتیاد]قدرت آن کمتر از هوس است، توسط عزم راسخ یا نیروی اراده سرکوب می شود.
مصرف کنندکان ( Users ) [اصطلاح اعتیاد]اصطلاح قدیمی است و به افرادی که از الکل و موادمخدر سوء استفاده می کنند اشاره دارد.
علائم محرومیت ( Withdrawal Symptoms ) [اصطلاح اعتیاد]علائم فیزیکی و روحی حاد ( نظیر ریزش اشک، خمیازه، کاهش اشتها، پانیک، بی خواب، حالت تهوع، لرزش، تح ...