پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٢١
پیشنهاد
٠

به پست کسی خوردن: تصادفی به دستش آمدن ، تصادفی نصیبش شدن . ( ( " این بار حمید تلفن کرد هرچی دهنم آمد بارش می کنم . از وقتی که برگشتیم ایران ، سالی ...

پیشنهاد
٠

چیزی بار کسی کردن:یعنی بد و بیراه گفتن به او، حرفهای بد به او گفتن. نسبت به او فحاشی می کنم . ( ( شیرین پرسید : "مادرت درست کردن قهوه ترک را از کی ...

پیشنهاد
٠

دوستان طاق و جفت : دوستان گوناگون، دوستان گونه گون، دوستان جورواجور. ( ( شیرین پرسید : "مادرت درست کردن قهوه ترک را از کی یاد گرفته؟ " آرزو فنجان ق ...

پیشنهاد
٠

جوراب ساقه کوتاه : جورابی با ساقه های کوتاه . ( ( کفش های ورزشی سفید پوشیده بود با جورابهای سفید ساقه کوتاه . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( ( به حیاط نگاه کرد و قهوه خورد . "هر بار از قهوه ترک درست کردن نعیم تعریف می کنم چشماش برق می زند که " از خانم یاد گرفته ام . " مادرت از کی یاد گرف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سُراندن: چیزی را روی زمین لغزاندن و به جلو حرکت دادن، سر دادن. ( ( شیرین صندلی را سُراند عقب ، پاها را گذاشت روی میز ، به حیاط نگاه کرد و قهوه خورد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نچ نچ کردن :تاسف خوردن برکاری که دیگری انجام داده ( ( شیرین حساب کتاب کرد . نچ نچ کرد، لبخند زد ، اخم کرد ، جمع و تفریق و ضرب وتقسیم کرد . آرزو پای ...

پیشنهاد
٠

حساب کتاب کردن: برآورد کردن ، محاسبه کردن. براورد کرد. به محاسبه دخل و خرج پرداخت . ( ( شیرین حساب کتاب کرد . نچ نچ کرد، لبخند زد ، اخم کرد ، جمع و ...

پیشنهاد
٥

لی لی به لالای کسی گذاشتن: او را لوس بار آوردن , توجه بیش از حد به او کردن . ( ( به بته های بی برگ نگاه کرد. به شاخه های لخت پیچک ها چسبیده به دیوا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

راست بگو: در تداول عامه ، راستش را بگو ، حقیقتش را بگو . ( ( شیرین پوشه ای جلو کشید " این یعنی عشق واقعی . راست بگو ، بابات حسودی نمی کرد؟ . " ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

یک نفس: بی توقف , بی امان ( ( "برای نعیم غصه نخور . به خاطر شازده خانم تا خودِ آن سر دنیا هم یک نفس دویده . " سر رسید را باز کرد . ) ) ( ( عادت می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١

قلپ:در تداول عامه به معنی قورت : یک قلپ آب ؛ یک قورت آب, یک جرعه ( ( آرزو دو قلپ آب خورد . "کجای کاری ؟ اگر آجیل مهمانی شازده خانم از تواضع وشیرینی ...

پیشنهاد
٠

از ما گفتن : وظیفه ی ما گفتن بود ، ما گفتیم تمام شد . ( ( نعیم رفت طرف در " از ما گفتن . برای اجیل باید بروم توازن . با این ترافیک ــــــــــــ" ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

وامانده : تداول عامه ، عقب افتاده. بر جای مانده. عقب مانده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) ( ( "فکر کرده کجا زندگی می کنیم ؟ دامنه های آلپ ؟ این قبض وامان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلباز : دلگشا , خوش منظر , دلپسند , روح نواز ( ( " آقای زرجو بیخود تلفن کرد. توی این هیرو ویری آپارتمان سقف بلندِ نما آجری پر نور و دلباز که اتاق خ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

هیر و ویر : شلوغی ، سر در گمی ، در هین گرفتاری . سر در گمی . ( ( " آقای زرجو بیخود تلفن کرد. توی این هیرو ویری آپارتمان سقف بلندِ نما آجری پر نور و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشو میز : جعبه درون میز. ( یادداشت مؤلف ) . جعبه ای باشد که درون میز قرار دهند و در آن در کنار میز باشد چون آن را بکشند بیرون آید. ( ناظم الاطباء ) ...

پیشنهاد
٠

بامبول دراوردن :در تداول عامه ، حقه و دوز و کلک زدن. شیوه و مکر در کار آوردن. رنگی دیگر بکار بردن. تزویر کردن. ( ( امینی رفت محضر برای سه طبقه کوچه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

صندلی گردان: صندلی گردان یا صندلی مدیریتی و یا صندلی کامپیوتر از جمله صندلی هایی می باشند، که اغلب در اداره ها، دفاتر کار و سازمان های دولتی و خصوصی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشتی صندلی: پشتی صندلی به آن قسمت از صندلی گفته می شود که موقع نشستن بر روی صندلی بدان تکیه می کنیم . تکیه گاه صندلی , این قسمت از صندلی جهت حمایت از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

وا مصیبتا : عجب مصیبتی. ( ( شیرین زد به گونه اش ویواش گفت "وا مصیبتا. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 12 . ) )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

واقعا که : حقیقتا این کار تو خوب نیست . براستی که کار خوبی نمی کنی ، برای بیان مخالفت با کاری. یعنی این عمل تو خوب نیست. ( ( کاغذ های روی میز را پس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس و پیش کردن:جابه جا کردن همراه با عقب و جلو بردن. ( ( آرزو گفت "سلام منیر جان ـــــــــــــ همین الان رسیدم ــباید چند جا می رفتم ــآره بردمش دان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دست گرفتن : به دست گرفتن ، برداشتن . ( ( ورقه پر عدد و رقم را دست گرفت و تند تند زد روی تکمه های ماشین حساب. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر خنده زدن: . خنده ی توام با صداهای زیر و متواتر غیر ارادی ( بخصوص موقعی که انسان می خواهد جلو خنده ی خود را بگیرد ) هرهر، صدای کر کر خنده، هرهر خن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

دو جداره : به کنایه دو رو , خبر چین . ( ( در نیمه باز ماند و آرزو گوشی تلفن را برداشت . "همین حالا قال قضیه را بِکَنم ، واِلا از دست ماه منیر و جاس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ( نعیم سینی زیربغل دستمال دستش را کشید روی قفسه پرونده ها زیر عکس مرد سبیلو و سرخس پر پیچ وتاب . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 13 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( ( نعیم سینی زیربغل دستمال دستش را کشید روی قفسه پرونده ها زیر عکس مرد سبیلو و سرخس پر پیچ وتاب . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 13 ...

پیشنهاد
٠

به زه نهادن کمان: دکتر کزازی در این مورد می نویسد : ( ( به زه نهادن کمان کنایه است از آماده شدن برای انداختن تیر: در گذشته، کمان را بِزِه نمی نهاده ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

یال افراختن کنایه ی فعلی ایماست از آماده انجام کار شدن. به نزد پری چهره گان رفت زال کمان خواست از ترک بفراخت یال

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محنت زای : رنج آور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 98 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محنت زدگان : رنج دیدگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص211 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محنت زدگی : رنج دیدگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 274 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محمود تر : ستوده تر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص127 ) .

پیشنهاد
٠

محمولات اثقال : سنگینی های بار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 531 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محنت رسیدن : رنج در رسیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص71 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محل صدق : جای راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 325 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محمدت گفتن : ستایش کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 213 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محض راستی : صرف راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 208 ) .

پیشنهاد
٠

محقق گردانیدن : درست شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 278 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محسوبی : محسوب بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص446 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محرض آمدن : برآغالیدن ، انگیختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص467 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محترز داشتن : پرهیز کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 466 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محجوب گشتن : در پرده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص147 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

محتاج شدن : نیازمند گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محتاج ترین : نیازمند ترین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص44 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محامد سیر : سیرت های ستوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاسن اوصاف : وصف های نیکو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .

پیشنهاد
٠

محامد اخلاق و سیر : نیکی های خوی و سرشت ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

محامد اوصاف : وصف های ستوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .