پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
بُراق شدن: [در تداول عامه ]خشمگین شدن ، با خشم به کسی نگاه کردن . ( ( تا آرزو براق شد شیرین بُراق تر شد که " باید به مشتری برسیم . این یکی هم مثل ب ...
شوهر سابق: [در تداول عامه ]شوهر قبلی ، شوهری که دیگر از آن طلاق گرفته شده ، کسی که در گذشته شوهر یک زن بوده و حال دیگر به خاطر طلاق شوهر او نیست . ...
نق زدن: [اصطلاح] ( مصدر ) ۱ - بهانه جویی کردن . ۲ - غرغر کردن . مرتبا گوشزد کردن ( بیشتر در مورد بهانه گیری کودکان و سر و صدا کردن آنان بکار میرود ( ...
الاخون والاخون کردن: [اصطلاح] آواره کردن، بی خانمان کردن، بی سروسامان کردن، خانه بدوش کردن ، دربدرکردن ( ( پاها را گذاشت زمین وتکیه داد به پشت صندلی ...
به جان کسی افتادن: [کنایه ]با او دعوا ی لفظی کردن , با او نزاع کردن لفظی نمودن ، ، با او منازعه کردن، درگیری لفظی پیدا کردن . ( ( پاها را گذاشت زمی ...
لئیم ظفری : بد طینتی , ستیزه گری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص507 ) .
لباس آب یافت : جامه ی تر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 223 ) .
لایق حال : مناسب حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 240 ) .
لئیم طبعی : پست فطرتی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص507 ) .
متهم داشتن : مورد اتهام قرار دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص106 ) .
متقلد کردن : عهده دار ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .
متناولان : گیرندگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص192 ) .
متقاصر آمدن : قاصر گشتن ، بازایستنده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص371 ) .
متقاضی اجل : خواهنده ی مرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 93 ) .
متقاضیان درونی : خواهش های نفسانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص9 ) .
متقاصر آمدن : قاصر گشتن ، بازایستنده شدن .
متفادی وار : سربها دهنده وار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 409 ) .
متشابک : در هم آمیخته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص408 ) .
متصل یافتن : پیوسته دیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص12 ) .
متعارف ارواح : محل شناخت یکدیگر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص521 ) .
مترقبات غیبی : چشمداشت های غیبی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص73 ) .
متساوی الامر : متعادل , باندازه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص326 ) .
متربضان : چشم دارندگان ، منتظران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص397 ) .
مترددوار :تردید کننده ، دو دل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص25 ) .
متحملان : بردباران ، بردارندگان بار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص323 ) .
متجددات وقایع : واقعه های تازه روی داده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 96 ) .
متألم شدن : دردمند شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص104 ) .
مبذول فرمودن : معمول داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 27 ) .
مبرزان علوم : سرآمدان دانش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص371 ) .
مبدأ آفرینش : آغاز خلقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص45 ) .
مبدع کاینات : آفریننده ی هستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص181 ) .
مبانی ملک : شالده های ملک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص49 ) .
مبتذل گذاشتن : خوار و پیش پا افتاده تلقی کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص214 ) .
مباینت طینت : دوری و دوگانگی سرشت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص99 ) .
مبالغت کردن : زیاده روی کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص469 ) .
مباعدت جستن : دوری جستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 264 ) .
مبالات نمودن : پروا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص469 ) .
مبادی کار : آغازهای کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 4 ) .
مبارک سایه : آنکه سایه اش فرخنده است . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص530 ) .
مایه بخش : مایه دهنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص190 ) .
مایل گردانیدن : راغب کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص105 ) .
ماهچه ی سنجقی : ماهچه ی درفشی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص73 ) .
ماهچه ی علم : ماهچه ی درفش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص212 ) .
ماوی جای : پناهگاه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 167 ) .
ماه پیکران : زیبارویان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 172 ) .
مالیده داشتن : سرکوب کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 126 ) .
مار اژدها : گونه ای مار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 96 ) .
ماجرای حال : رویداد حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص313 ) .
ماتم زدگان : سوگواران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 486 ) .
ماجرا رفتن : روی دادن واقعه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص201 ) .