نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوچار زدن: دوچار زدن ؛ ملاقات کردن و گفتگو نمو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوام و بقا: دوام و بقا ؛ دوام و ثبات. پایداری و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار شدن: دوچار شدن ؛ منازعه و مباحثه کردن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوام و ثبات: دوام و ثبات ؛ دوام و بقا. پایداری. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار گشتن: دوچار گشتن ؛ به یک ناگاه دوکس به یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوان امدن: دوان آمدن ( یا برآمدن ) ؛ آمدن در ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار بودن: دوچار بودن ؛ گرفتار بودن و مبتلا بو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوان رفتن: دوان رفتن ؛ رفتن در حال دویدن : دوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار کردن: دوچار کردن ؛ مبتلا کردن. ( ناظم الا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچندان گردیدن یا گشتن: دوچندان گردیدن یا گشتن ؛ تضعیف. مضا ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بدوام: بدوام ؛ همیشه و دایم. بالاتصال. متص ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بی گدار به اب زدن: بی گدار به آب زدن : [عامیانه، کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند دوال: بند دوال ؛ بند کمر. بند کمربند : چن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جاردوال: جاردوال ؛ زنجیر دسته دار راندن خر ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال خوردن: - دوال خوردن ؛ تازیانه خوردن : هرکس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خم در دوال کمند اوردن: خم در دوال کمند آوردن ؛ کنایه از ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال بر دهل زدن: دوال بر دهل زدن ؛ کنایه از دهل نواخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال زدن: دوال زدن ( یا برزدن ) بر کوس یا طبل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوای درد بودن: دوای درد بودن ( نبودن ) ؛ کافی و سو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به خون بردن: دندان به خون بردن ( دربردن ) ؛ کنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان نواوردن: دندان نوآوردن ؛ به پیری و سالخوردگی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال از رخ برکشیدن: دوال از رخ برکشیدن ؛ با ناخن چهره ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به دندان زدن: دندان به دندان زدن ؛ کنایه است از ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا بستن: دوا بستن ؛ مرهم نهادن. دارو گذاشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال برکشیدن: دوال برکشیدن یا کشیدن از ( ز ) پشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان نیشتر: دندان نیشتر ؛ دندان ناب و دندان کلب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به دندان فشردن: دندان به دندان فشردن ؛ کنایه از صبر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا جستن: دوا جستن ؛ معالجه و درمان کردن. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال در گلو کردن: دوال در گلو کردن ؛ کنایه ازخفه کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندانهای کسی به هم خوردن: دندانهای کسی به هم خوردن ؛ حالتی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به دندان نشستن: دندان به دندان نشستن ( کلید شدن ) ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال رکیب: دوال رکیب ؛ تسمه رکاب. بند رکاب و ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا ساختن: دوا ساختن ؛ مداواکردن. علاج نمودن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر دندان سفید کردن: سر دندان سفید کردن ؛ کنایه است از خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به زهر خاییدن: دندان به زهر خاییدن ؛ مکروه داشتن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال شمشیر: دوال شمشیر ؛ بند چرمی شمشیر. ( ناظم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا شدن: دوا شدن ؛ سبب معالجه شدن. مایه مداو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به فارسی نهادن: دندان به فارسی نهادن ( گذاشتن ، مان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال قصب: دوال قصب ؛ کنایه از حلقه گریبان. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دواشدنی: دواشدنی ؛ چاره پذیر. قابل علاج. ( ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال کمر: دوال کمر ؛ تسمه کمر. کمربند چرمین ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به کام خود بردن: دندان به کام خود بردن ( فروبردن ) ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا نهادن: دوا نهادن ؛ مرهم گذاشتن. بهبود بخشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال کمر بستن بر چیزی: دوال کمر بستن بر چیزی ؛ آماده انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به کام شکستن: دندان به کام شکستن ؛ دندان از بن بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوا و درمان کردن: دوا و درمان کردن ؛ معالجه کردن. مدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دندان به کسی گرم زدن: - دندان به کسی گرم زدن ؛ کنایه از ط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوال کمربند: دوال کمربند ؛ تسمه کمربند : گرفتم د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دواخور کردن کسی را: دواخور کردن کسی را ؛ مسموم ساختن او ...
١ سال پیش