نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی را دوختن: دهان کسی را دوختن ؛ بستن دهان او را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن اب: دوانیدن آب ؛ روان کردن آن. جاری ساخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود جگر: دود جگر ؛ سوختن جگرو دود برآمدن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیده از عیب کسی بردوختن: دیده از عیب کسی بردوختن ؛ چشم پوشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عرق دواتشه: عرق دوآتشه ؛ عرق شرابی که دو مرتبه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لب به مسمار فرودوختن: لب به مسمار فرودوختن ؛کنایه است از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به میخ دوختن: به میخ دوختن ؛ میخکوب کردن. ( یاددا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیات یا عمر دوباره: حیات یا عمر دوباره ؛ زندگی مکرر. حی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دل خالی کردن: دود دل خالی کردن ؛ خلاصی خاطر از کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درم اندر کلاه دوختن: درم اندر کلاه دوختن ؛ کنایه است از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوباره کردن: دوباره کردن ؛ از سر گرفتن : اگر به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دل گرفتن: دود دل گرفتن ؛ به مزاح قلیان و چپق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی به تیر دوختن: موی به تیر دوختن ؛ با تیر موی را هد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوبالا شدن: دوبالا شدن ؛ دوبرابر شدن. ( از آنند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دم: دود دم ؛ دود و دم. دود دل. کنایه از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک اندر دگر دوختن: یک اندر دگر دوختن ؛ یکی را به دیگری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوبالا کردن: دوبالا کردن ؛ دوبرابر کردن. ( آنندر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دماغ: دود دماغ ؛ تکبر و غرور و خودبینی. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوان شدن: دوان شدن ؛ در حال دویدن رفتن : اصحا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچهار زدن: دوچهار زدن ؛ دوچار زدن یکدیگر را. پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو چشمه روان: دو چشمه روان ؛ کنایه از دودیده گریا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچهار شدن: دوچهار شدن ؛ دوچار شدن. دچار شدن. م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوان عمر: دوان عمر ؛ عمر زودگذر و فرار : عمر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود چیزی به چشم کسی رفتن: دود چیزی به چشم کسی رفتن ؛ عواقب بد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوچندان شدن: دوچندان شدن ؛ دوبرابر شدن. دو چندان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوان کردن: دوان کردن ؛ روانه ساختن. دوانیدن. ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم کسی بردوختن: چشم کسی بردوختن ؛ اغفال کردن وی : ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود رفتن: دود رفتن ؛ دود برخاستن. دود برشدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر سر کسی دواندن: بر سر کسی دواندن ؛ بدو تاختن. تاختن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیده بردوختن: دیده بردوختن ؛ چشم پوشیدن. نظر برگر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود رنگین برکردن صبح: دود رنگین برکردن صبح ؛ کنایه است از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به در خانه کسی دواندن: به در خانه کسی دواندن ؛ گسیل داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بردوختن خستگیها: بردوختن خستگیها ؛ التیام جراحات. بخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود مشعل: دود مشعل ؛ دودی که از مشعل خیزد : م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب خود را دوانیدن: اسب خود را دوانیدن ؛ به تاخت و تاز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاره بردوختن: پاره بردوختن ؛ دوختن شکافته ها. اصل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از اتش جز دودندیدن: از آتش جز دودندیدن ؛ بهره دود داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اسب دوانیدن: اسب دوانیدن ؛ اسب دوانی کردن. تند ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جامه نو دوختن: جامه نو دوختن ؛ لباس تازه ای بر تن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر سان دود: بر سان دود ؛ مانند دود. سخت تند و ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب فصاحت بر کسی دوانیدن: اسب فصاحت بر کسی دوانیدن ؛ با کلام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقعه بر چیزی دوختن: رقعه بر چیزی دوختن ؛ وصله کردن : چن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بوی دود گرفتن طعام: بوی دود گرفتن طعام ؛ دودگرفتن. دودز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر خود دوانیدن: بر خود دوانیدن ؛ تحریک کردن به سوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دود چراغ تن نهادن: به دود چراغ تن نهادن ؛ دود چراغ خور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقعه بر رقعه دوختن: رقعه بر رقعه دوختن ؛ وصله روی وصله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرکب سودا دوانیدن: مرکب سودا دوانیدن ؛ خیال خام کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کردار دود: به کردار دود ؛ بر سان دود. سریعاً. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رقعه دوختن: رقعه دوختن ؛ وصله زدن. پینه زدن. دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر کسی یا سر کسی دوانیدن: بر کسی یا سر کسی دوانیدن ؛ بدو حمله ...
١ سال پیش