نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ستور: رفتن ستور ؛ حرکت کردن ستور و آن را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مغز کسی رفتن: مغز کسی رفتن ؛ سخنان بیهوده در نزد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن گرد سر: رفتن گرد سر ؛ گردیدن بر گرد سر. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن شغل بر کسی: رفتن کار وشغل برکسی ؛ یا بر دست کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در فکر فرو رفتن: در فکر فرورفتن ؛ فکر کردن. بسیار در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن کاری: رفتن کاری ، یا کار از کسی رفتن ؛ ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفته شدن: رفته شدن ؛ رفتن. جاری شدن. انجام گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قربان صدقه رفتن: قربان صدقه رفتن ؛ در تداول عامّه گف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن چراغ: رفتن چراغ ؛ کنایه است از خاموش شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اگهی رفتن: آگهی رفتن ؛ آگهی رسیدن. اطلاع داده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سست رغبت: سست رغبت ؛ ضعیف میل. که میل و خواهش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش رفتن کاری: پیش رفتن کاری وپیش بردن کاری ؛ سر ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مسئله رفتن: مسأله رفتن ؛ مطرح شدن آن. طرح شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن اب: رفتن آب ؛ بی رونق شدن و پژمرده گشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به پایان رفتن: به پایان رفتن ؛ تمام شدن. به پایان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش بردن کاری: پیش رفتن کاری وپیش بردن کاری ؛ سر ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از رغم کسی: از رغم کسی ؛ بر خلاف میل او و برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناسزا رفتن: ناسزا رفتن ؛ حرف ناسزا گفته شدن. حر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن نماز: رفتن نماز ؛ قضا شدن آن. فوت شدن آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از تخم رفتن مرغ: از تخم رفتن مرغ ؛ دیگر تخم نکردن او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر رغم انف: بر رغم انف ؛ برای بخاک مالیدن بینی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو اسبه رفتن: دو اسبه رفتن ؛ بشتاب رفتن. دویدن. ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اختصار رفتن: اختصار رفتن ؛ به اختصار کشیدن و کشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صیت کسی رفتن: نام یا صیت کسی رفتن ؛ ذکر او رفتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برغم کسی: برغم کسی ؛ به عمد بر خلاف میل او. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تعبیر رفتن: تعبیر رفتن ؛ تعبیر کرده شدن. ( یادد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نام کسی رفتن: نام یا صیت کسی رفتن ؛ ذکر او رفتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از جای رفتن: از جای رفتن ؛ به خشم آمدن. از جای ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغما للانف فلان: رغماً للانف فلان ؛ برای خاک آلود شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راز رفتن: راز رفتن ؛ واقع شدن راز. شدن آن : ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه رفتن با کسی: راه رفتن با کسی ؛ سازواری و ملایمت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محابا رفتن: محابارفتن ؛ ملاحظه شدن. رعایت گردید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انگبین رفتن: انگبین رفتن ؛ اشتیار. ( یادداشت مؤ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خود برون رفتن: از خودبرون رفتن ؛ بیهوش شدن و از خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با راهی رفتن: با ( از ) راهی رفتن ؛ روش و رفتار خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغم کسی: رغم کسی ؛ مخفف �برغم انف کسی �؛ علی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نشاط رفتن: نشاط رفتن ؛ به سرور و شادمانی طی شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لیلهالرغائب: لیلةالرغائب ؛ یا لیله رغائب ، شب جم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درهم رفتن: در هم رفتن ؛ باز هم رفتن. بهم آمدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به بانک رفتن: به بانک رفتن [در قمار] ؛ در تداول ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن به میل کسی: رفتن به میل و مراد کسی ؛ بر طبق میل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغبت امدن بر چیزی: رغبت آمدن بر چیزی ؛ مایل شدن بدان چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن به مراد کسی: رفتن به میل و مراد کسی ؛ بر طبق میل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن چیزی در چیزی: رفتن چیزی در چیزی ؛ خلیدن چون خار و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن اب از چشم: رفتن آب از چشم ؛ جاری شدن اشک از دی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغبت افتادن به چیزی: رغبت افتادن به چیزی ؛ راغب و مایل ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حدیث رفتن: حدیث رفتن ؛ گفتگو شدن. گفته شدن. سخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن در پوستین کسی: رفتن در پوستین کسی ؛ کنایه از غیبت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیش رفتن کسی را: پیش رفتن کسی را ؛ استقبال او کردن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن اب دهان برای چیزی: رفتن آب دهان برای چیزی ؛ سخت بدان چ ...
١ سال پیش