نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص فانوس: - رقص فانوس ؛ گردیدن فانوس. ( آنندر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق المعانی: رقیق المعانی ؛ لطیف. ( اقرب الموارد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیب دست راست: رقیب دست راست ؛ فرشته موکل بر اعمال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رجل رقیق الحال: رجل رقیق الحال ؛ اندک مال. ( از اقر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع شر کردن: رفع شر کردن ؛ دور کردن شر و بدی و ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص فرنگچی: رقص فرنگچی ؛ رقص فرنگیچی. رقص کچول. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق گردیدن: رقیق گردیدن ؛ نازک و لطیف گشتن : ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق الحاشیه: رقیق الحاشیة ؛ کسی که در بند و بست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص فرنگیچی: رقص فرنگیچی ؛ رفص فرنگچی. رقص کچول. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با رفعت: بارفعت ؛ رفیع. بلندپایه : چون قدر ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عیش رقیق الحواشی: عیش رقیق الحواشی ؛ زندگی فراخ و پرن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کچگاه: رقص کچگاه ؛ نوعی از رقص. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفعت جوی: رفعت جوی ؛ برتری طلب. افزون طلب. بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از جای رفته: از جای رفته یا ( رفته ز جای ) ؛ از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کچول: رقص کچول ؛ از انواع رقص است و کَچول ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق البدن: رقیق البدن ؛ نرم و نازک بدن و ظریف. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقیق اللفظ: - رقیق اللفظ ؛ آنچه از سخن سهل و عذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفعت قدر: رفعت قدر ؛ بلندپایگی. بلندی مقام و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص کن: رقص کن ؛ رقص کننده. رقاص. که پایکوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بخشم رفته: بخشم رفته ؛ خشمگین. خشمناک. غضبناک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع گردیدن: رفع گردیدن ؛ مرتفع شدن. برطرف شدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع گفتگو کردن: رفع گفتگو کردن ؛ قطع نزاع و جدال نم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص روباه: رقص روباه ؛ کنایه از تجاهل و تغافل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رقص شتر: رقص شتر ؛ حرکاتی که از شتر در حالت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفع نقاب کردن: رفع نقاب کردن ؛ برداشتن پرده و رو ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رقص شکم: رقص شکم ؛ به پیچ و تاب درآوردن و لر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مایه: مایه دکتر کزازی در مورد واژه ی مای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مورچه: مورچه : از مور به معنای حشره گرفته ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
قصر: قصر تنگبار :قصری که راه یافتن به آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به استین خون مژگان رفتن: - به آستین خون مژگان رفتن ؛ پاک کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خویشتن رفتن: از خودیا از خویشتن رفتن ؛ بیخود شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از راهی رفتن: با ( از ) راهی رفتن ؛ روش و رفتار خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رغم یکی را کاری کردن: رغم یکی را کاری کردن ؛ برای مخالفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جفا یا جور رفتن: جفا یا جور رفتن ؛ واقع شدن آن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خانمان کسی رفتن: خانمان کسی رفتن ؛ بر باد دادن آن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه رفتن اراستن: راه رفتن آراستن ؛ عازم شدن. حرکت کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جنگ رفتن: جنگ رفتن ؛ درگرفتن جنگ. واقع شدن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در فکرت فرو رفتن: در فکرت فرورفتن یا بفکرت فرورفتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن خانه: رفتن خانه ؛ گردیدن خانه. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حال یا حالت رفتن: حال یا حالت رفتن ؛ حال پیش آمدن. وض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به فکرت فرو رفتن: در فکرت فرورفتن یا بفکرت فرورفتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن قضا یا تقدیر: رفتن قضا یا تقدیر ؛ حتم شدن قضا و ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گرد فرو رفتن از چیزی: گرد فرورفتن از چیزی ؛ گردگیری کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ستاره: رفتن ستاره ؛ برجستن. بردویدن شهاب. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن کار برکسی: رفتن کار وشغل برکسی ؛ یا بر دست کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتن ستور: رفتن ستور ؛ حرکت کردن ستور و آن را ...
١ سال پیش