دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٦٠١,٠٩٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣
لایک
لایک
٦٣,٥٤١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٧,٤٨١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٤,٤١٦
رتبه
رتبه در بپرس
١٧
لایک
لایک
٣٣٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣٥

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ ساعت پیش
دیدگاه
٠

اجازه داشتن ؛ اجازه یافتن. دستوری داشتن و دستوری یافتن : گر داشتی اجازت غیبت ز پادشاه ور یافتی اجازت رحلت ز شهریار. عبدالواسعجبلی.

تاریخ
٢ ساعت پیش
دیدگاه
٠

اجازه خواستن ؛ دستوری طلبیدن. استجازه. ( زوزنی ) . دستوری خواستن برای رفتن : رسولان مبهوت و مدهوش در آرایش آن بزم و پیرایش آن مجلس بماندند و بوقت خوی ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

( ( تلفظ اصلی تلگراف به کسر اول و دوم و سکون سوم[ telegrāf] است، اما در فارسی محاوره آن را به کسر اول و سکون دوم و کسر سوم[telgerāf] نیز تلفظ می کنند ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

تلگرافات: ( ( واژهٔ تلگراف از زبان فرانسه وارد فارسی شده است و جمع بستن آن "به ا ت" عربی صحیح نیست، به جای آن باید گفت: تلگراف ها ) ) ( ( نجفی، ابو ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

تلقی کردن به عنوانِ: ( ( پس از تلقی کردن یا تلقی شدن گاهی ترکیبِ " به عنوان ِ" می آورند و مثلاً می گویند"صائب را به عنوانِ بزرگترین شاعر سبک هندی ت ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Once a writer, always a writer.
دیدگاه
٠

خلق یک اثر می تواند موجب شود همیشه یکشخص نویسنده شناخته شوی

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He calls his mother once a month.
دیدگاه
٠

او در ماه فقط یک بار به مادرش زنگ می زند

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The drama had two acts with an intermission between.
دیدگاه
٠

این درام دو پرده و دو میان پرده داشت .

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Come between noon and midday.
دیدگاه
٠

طرفهای عصر بیا

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
the wall between rooms
دیدگاه
٠

دیوار تیغه در اصطلاح بنایی

جدیدترین پرسش‌ها

٤ رأی
١ پاسخ
١٩٨ بازدید

((پس پیوسته بچیزی نوشتن مشغول باش، بخط گشاده و مبین  و سر بر بالا بهم دربافته)) یوسفی ، غلامحسین( 1372) ، گزیده قابوس نامه , عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر ، ص 253) برای خط گشاده این معنی را نوشتم به نظر من ، خط گشاده و خط مبین  :خوش خط  ، واضح، روشنگر،بیانگر، بیان کننده باشد ولی"  خط سر بر بالا بهم دربافته " یعنی چه ؟

٣ ماه پیش

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٣ پاسخ
٩١ بازدید

کلمه ترکی : ماغل . در فارسی به چه معناست؟

١١ ساعت پیش
٠ رأی

مثلا انتظار ندارید کسی از شما یا د کند یا پیش شما بیاید ولی یک دفعه می بینید پیش شما آمد در این موقع می گویید:  ماغل کی گلدون: عجب که آمدی ‌؟ چطور شد که آمدی  یعنی باور نمی کنم که آمده باشی. آمدنت را انتظار نداشتم. 

٩ ساعت پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٩١ بازدید

کلمه ترکی : ماغل . در فارسی به چه معناست؟

١١ ساعت پیش
٠ رأی

ماغل در ترکی همراه با کئ استفاده می شود  معنی اش می شود: راستی که،  حقیقتا که،  عجب که،  چطور شد  ماغل کئ گلدون: عجب که آمدی،  چطور شد که آمدی؟  ماغل کی بیزدن یاد ایلدون: عجب که یادی از ما یاد کردی؟ 

٩ ساعت پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٨٠ بازدید

اعلان: آگاه کردن

٢ روز پیش
٢ رأی

اِعْلان:آگاه کردن، خبر دادن اِعلام: علنی کردن، آشکار ساختن این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. اعلام به کسر اول به معنای" آگاه کردن" و" خبر دادن" است و با فعل کردن و دادن به کار می رود. اما اعلان ب ...

٢ روز پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢٧ بازدید

مثلا برای توصیف یه کلاه حصیری اومده این کلمه floppy hat کلاه سست یا کلاه شل و ول یا کلاه آویزان قشنگ نمیشه... میشه یه کلمه قشنگتر  براش پیشنهاد کنین؟؟ ممنونم!

٥ روز پیش
١ رأی

کلاه لرزان   به  نظر   بهتر است. 

٥ روز پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٥٨ بازدید

" سك نَزِن"  در گویش اصفهانی  به چه معناست ؟

١ هفته پیش
١ رأی

سک نزِن: ناخنک نزن، فضولی نکن، اذیت نکن. مثال: اینقد سک نزن به این جیگّری من. یعنی اینقدر منو اذیت نکن

٦ روز پیش