برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی باقری

علی باقری مدرک فوق لسانس ادبیات فارسی
دبیر باز نشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱-اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲- اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک
۳-اضافه کردن اصطلاحات و کنایات که در لغت نامه ثبت نگردیده.
۴-ریشه یابی لغات و اضافه کردن آن به لغت نامه در جهت کمک به فهم بهتر معانی آن

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

201 واژه ی انگلیسی meet با واژه ی مهمان فارسی هم ریشه می باشد .زیرا لغت امروزی مهمان در فارسی و واژه ی انگلیسی meet از لغت اوستایی و به شکل قدیمی تر هن ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

202 واژه ی آجر در اصل به شکل آگر egar بوده به معنی دیوار آجری که لغت سومری است آگر egar از دو بخش تشکیل شده بخش اول آن e(ائ) می باشد که با واژه ی ترک ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

203 واژه ی یخ از واژه ی آریایی yeg گرفته شده است .حرف خ که در زبانهای ایرانی همتای دیگری برای ک-گ است . لذا در واژه آریایی yeg نیز حرف خ جانشین گ شده ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

204 واژه ی تاریخ یک واژه ی آریایی است که از دو بخش به معنی تار که با واژه time انگلیسی به معنی زمان هم ریشه است . و بخش دوم( ایک-ایخ-ایگ) که پسوند نسبت ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

205 کارآگاه:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " کارآگاه" می نویسد : (( کارآگاه در پهلوی در ریخت کاريآگاس kār-āgās و آگاهی در ریخت آگاسیهāgāsīh بکار می ر ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

206 شاهزاده در پهلوی شاهزاتگ šāh- zātag بوده است . ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

207 نهفت:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " نهفت" می نویسد : (( نهفت ، در معنی نهان ، از مصدر نهفتن بر آمده است . این مصدر ، در پارسی ، تنها در ساخت های گذ ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

208 گویش در زبان انگلیسی بهguage بدل شده که در واژه ی language آن را می بینیم language در اصل landguage بوده به معنی گویش سرزمینی یا زبان و گویش منطقه ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

209 واژه ی فارسی " دختر " با daughter در انگلیسی و tochter در آلمانی ، datter نروژی و دانمارکی، dotter در سوئدی ،سنجیدنی است . ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

210 شَمَن:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " شَمَن" می نویسد : (( شَمَن در سانسکریت sramana در بنیاد ، به معنی راهب بودایی بوده است و در پی آن ، از آن روی ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

211 گویش در زبان انگلیسی بهguage بدل شده که در واژه ی language آن را می بینیم language در اصل landguage بوده به معنی گویش سرزمینی یا زبان و گویش منطقه ... ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

212 دهان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دهان" می نویسد : (( می توان انگاشت که " دهان ریختی پدید آمده از زبان : ریختی کهنتر از " زبان " ، در پهلوی زوان ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

213 دهن:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دهن" می نویسد : (( دهن ریخت کوتاه شده ی دهان است که با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است . می توان انگاشت که ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

214 خواهر:
خواهر در پهلوی خوهر xwahar بوده است و خوه xwah
((سه خواهر ز یک مادر و یک پدر
پری چهره و پاک و خسرو گهر.))
(نامه ی باستان ، ج ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

215 جندل:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " جندل" می نویسد : (( جندل ریختی از چندل می تواند بود که نام درختی است با چوبی سرخ فام و گرانبها .همین واژه است ک ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

216 زیبا:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "زیبا " می نویسد : (( زیبا از زیب و " ا" (=پساوند) ساخته شده است و در معنی زیبنده و شایسته به کار رفته است .ستاک ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

217 گرامی در پهلوی گرامیگ grāmīg بوده است. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

218 تمّیشه :
دکتر کزازی در مورد واژه ی " تمّیشه " می نویسد : (( تمّیشه که استاد نام نوین آن را "گوش" دانسته است بیشه و شهری بوده است در مازندران و ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

219 بَبَه: [ ب َ ب َ ] (اِ) بچه . دکتر کزازی در این مورد می نویسد: (( بر پایه انگاره ای در زبان شناسی، پاره‌ای از واژه ها در زبان های گونه گون از زبان کو ... ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

220 مام:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مام" می نویسد : (( مام واژه‌ای است دیگر مادر را. این واژه را با maman در فرانسوی و mamā در اسپانیایی می توانیم ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

221 رج یا راژ در سنسکریت به شکل راجrAji राजि به معنای line row به کار میرود. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

222 واژه ی فرانسوی مرسی که امروزه ایرانی ها با افتخار به کار می برند شکل تغییر یافته ی مراد است و در معنی " به مراد و آرزوی خودت برسی " چون مراد تغییر یا ... ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

223 واژه ی فرانسوی مرسی که امروزه ایرانی ها با افتخار به کار می برند شکل تغییر یافته ی مراد است و در معنی " به مراد و آرزوی خودت برسی " چون مراد تغییر یا ... ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

224 درویش:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " درویش" می نویسد : ((درویش در پهلوی دریوش driyōš بوده است ریختی در پارسی ،نزدیک به ریخت پهلوی واژه ی دریوز است ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

225 تهی در پهلوی تهیگ tuhīg بوده است. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

226 تنْ آسانی:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " تنْ آسانی" می نویسد : (( تنْ آسانی به معنی آسایش و بهروزی است و زیستن در ناز و نوش و بدور از رنج و گزند . ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

227 مهرگان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مهرگان" می نویسد : (( مهرگان در پهلوی با همین ریخت ، نیز در ریخت مترگان mitrgān به کار می رفته است . در شاهن ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

228 قارتال در زبان ترکی به معنی عقاب و قایا به صخره گفته می شود. قارتال قایاسی یعنی صخره ی عقاب. البته قایا به نظر با صخره در زبان فارسی فرق دارد. قای ... ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

229 شوشا یا شوشه : تغییر یافته شوشی یا شؤشه که واژه ی ترکی است امروزه همان شیشه ی فارسی است .
پیشروی در ۳ جبهه آغاز گردید : سمت راست به سوی شیروان، سم ...
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

230 در مورد معنی کوپ cup که در پزشکی : بادکش کردن، خون گرفتن . آمده است . قضیه از این قرار بود که در پزشکی سنتی ظرفی به شکل فنجان وجود داشت که در حج ... ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

231 واژه ی گوسفند و رمه به شکل شُو šu ریختی کوتاه شده از fašu در پهلوی آمده است که از اوستایی پَسُو گرفته شده .
بنابرین واژه شُو šu که ریختی است ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

232 در قلم نسخ کشیدن :باطل کردن ، خط باطل زدن
((رجم کن اين لعبت شنگرف را
در قلم نسخ کش اين حرف را))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷ ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

233 خارپوش:نوعی گل است که کروی شکل است و شعا های پر از خار دارد ، در لهجه ی ترکی آن را " تُپ پوز " گویند و آنرا از دسته ی خار ها می شمارند .
((خار بو ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

234 به ادب گرد کردن :با دقت و مهارت گرد کردن . توضیح: آب دهن را ابتدا در دهان گرد می کنند و سپس به نقطه ای که می خواهند می افکنند.
((آب دهاني به ادب ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

235 تیغ زبانی کردن :زخم زبان زدن ، سخنان آزار دهنده بر زبان آوردن .
((سرطلبي تيغ زباني مکن
روز نه اي راز فشاني مکن))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکت ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

236 کینه گره بر گره اندوختن :دل را پر از کینه ی دیگران کردن
((مهر، دهن در دهن آموخته
کينه، گره بر گره اندوخته))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برا ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

237 دهن بر دهن آموختن :یعنی اسمش را شنیدن و عمل نکردن
((مهر، دهن در دهن آموخته
کينه، گره بر گره اندوخته))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجا ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

238 شکایت گذار:کسی که شکایت دیگران را در حق خودش نادیده بگیرد.
((جور پذيران عنايت گذار
عيب نويسان شکایت گذار))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

239 رمه در پهلوی رمگ ramag بوده است ، ریختی پساوندی از " رم " .
((چنینیم یکسر ، کِه و مِه ، همه ؛
تو خواهی شبان باش ، خواهی رمه.))
(نامه ی ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

240 شبان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " شبان" می نویسد : ((شبان در پهلوی شپان šupān بوده است . پان و بان در واژه پساوند است و ستاک شُو šu ریختی است کوت ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

241 شکردن:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " شکردن" می نویسد : (( شکردن ریختی است کوتاه شده از " شکارْدن" و " شکاریدن " که مصدری است برساخته از " شکار " و ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

242 فرشته:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "فرشته " می نویسد : (( فرشته در پهلوی پرستگ prēstag و فرستگ frēstag بوده است . ستاک واژه همان است که در " فرست ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

243 باش بلاغ یک واژه ی ترکی می باشد به معنی چشمه ی بالا ، چشمه ای که در بالا دست واقع است . ١٣٩٩/٠٩/٢١
|

244 باش آچق یا باش آچیق به زبان ترکی به معنی : سرباز ،کسی یا چیزی که سرش باز باشد به زنی که چادر و روسری بر سر نداشته باشد "باش آچق" یا "باشی آچق " می گو ... ١٣٩٩/٠٩/٢١
|

245 واژه ی عود در اصل به معنی خوشبو ، بوی خوش می باشد و به یک نوع چوب که موقع سوختن بوی خوشی دارد از همین روی عود گفته می شود . واژه ی عود با واژه ی ه ... ١٣٩٩/٠٩/٢١
|

246 لغت عورت عربی شده ی واژه ی کهن ایرانی arvat می باشد که در پارسی کهن بدین شکل ثبت شده که معانی : زن، همسر ، شرم ،عیب داشته است
امروزه این واژه ر ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

247 واژه سرباز که از دو بخش : سَرب (=جنگ)/ آز (=آورنده-برنده)درست شده به معنی جنگاور از ریشه ایرانی serb می باشد . واژه ی سرب را در واژه ی سروان که تغی ... ١٣٩٩/٠٩/٢١
|

248 دُمادُم در معنی پی در پی و به دنبال یکدیگر است . دمادم در اصل حرکت حیوانات هست پشت سر هم و به دنبال هم به طوری که سر یکی به دم دیگری چسبیده یا نزدیک ... ١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

249 شیرْخوان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " شیرْخوان" می نویسد : ((شیرْخوان که می تواند به معنی جایگاه و کنام شیر باشد ، در بیت زیر نام جایی بوده است د ...
١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

250 هیون:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " هیون" می نویسد : ((هیون به معنی ستور کلان پیکر است . ریشه و خاستگاه این واژه بر من روشن نیست ، آیا از خیون xayū ...
١٣٩٩/٠٩/٢٠
|